پاسخ به دو نقدنوشته در باب جنگ پرچم ها

بدست • 15 اکتبر 2019 • دسته: مقالات

شاره: این متن و نیز متن بعدی در پاسخ به نوشته انتقادی دو عزیز که در یک کانال تلگرامی منتشر شده و پاسخ های من نیز در همانجا انتشار یافته است، در اینجا بازنشر می شود. هرچند دو متن انتقادی را، به دلیل طولانی بودن متون و پاسخ ها، در اینجا نیاورده ام ولی به گمانم در پاسخ من تا حدود زیادی ایرادها و انتقادهای مطرح شده، بازتاب یافته است. ضمنا نام دو عزیز را به دلایلی در اینجا حذف می کنم.

برادر گرامی آقا . . . و دوست عزیز . . .
یادداشت های شما را خواندم. هرچند «جنگ پرچم» ها را بیهوده و حتی مخرب و در واقع بلاموضوع می دانم ولی فکر کردم شاید یک بار دیگر تبادل نظر خالی از فایده نباشد. فکر می کنم حرفهای اساسی خود را در همان دو یادداشت کوتاه گفته ام ولی ظاهرا مورد توجه قرار نگرفته است.
در این یادداشت اول به . . . پاسخ می دهم و بعد به نوشتار آقا . . .
برای شفافیت در مبحث به ترتیب شماره های ارائه شده پاسخ می دهم.
۱- به گفتگوی ده سال قبل اشاره شده که اصلا به یاد نمی آورم چه بوده ولی هرچه بوده مهم نیست. حال را عشق است.
۲- در مورد استفاده از پرچم ملی در آلمان و عدم استفاده از پرچم های محلی، اختلافی نیست. اما اشارتی بدان برای اثبات تنوع پرچم ها و عدم اصالت ذاتی هیچ پرچمی بوده است. بالاخره کشور آلمان مانند هر کشور دیگری یک پرچم ملی و رسمی دارد و نه بیشتر.
۳- این که گفته اید قیاس ایران با کشورهای جدید التأسیس و یا کم سابقه قیاس مع الفارق است، دعوی شگفتی است. ظاهرا مراد من به هیچ وجه درک نشده است. اساس حرف من این است که پرچم مانند سرود ملی امری است قراردادی و هیچ اعتبار ذاتی و دایمی ندارد. از این نظر هیچ فرقی بین کشورها و دولت ها نیست. این که گفته ام پرچم فقط پرچم موجود، به این معناست و نه به معنای نفی هویت های سیال تاریخی اقوام و ملل.
۴- فرموده اید که افراد عادی و یا حداکثر نیروهای منتقد باید به پرچم رسمی احترام بگذارند و نه مخالفان و براندازان. باز در این مورد، گویا مدعای من درک نشده است. اگر قبول کنیم که اولا پرچم در هر حالت امری قراردادی است و ثانیا ماهیت حقوقی دارد و ثالثا به اعتبار پرچم ایدئولوژی نیست و رابعا اعتبارش به دلیل رسمیتش هست، دیگر موافق و مخالف بلاموضوع است. مگر این که شما با این چهار معیار موافق نباشید.
اصولا این تفکیک بین منتقد و مخالف در موضوع پرچم از کجا آمده و بر چه مبنای نظری و استدلالی استوار است؟ تا آنجا که من اطلاع دارم، این موضوع فقط در ایران بلازده ما و آن هم در شمار اندکی از نیروهای سیاسی و اپوزیسیون و آن هم بیشتر در خارج از کشور تبدیل به موضوع پر مناقشه شده است. به یاد ندارم که در ایران هیچ جریان و یا فرد معتبری در این مورد حرف زده باشد.
بد نیست دو مثال بزنم. در انگلستان یک اقلیت جمهوری خواه فعال وجود دارد و با اساس سلطنت مخالف است؛ آیا اینان با پرچم سلطنتی رسمی هم مبارزه می کنند و مثلا با آن مخالفت می کنند؟ اگر شما اطلاع درستی دارید، لطفا باخبرم کنید. نیز عراق اخیر دارای یک نظام غیر مذهبی (سکولار است) اما در پرچم آن «الله اکبر» است. می پرسم که در جریانهای مختلف عراق از جمله حزب کمونیست آن، که در تمام عرصه ها حضوری فعال دارد، با پرچم رسمی کشور با آرم مذهبی مخالفت می کند؟
۵- ایراد گرفته اید که چرا پرچم شیر و خورشید را جعلی دانسته و پرچم بدون آن را جعلی ندانسته و در کنارش نشسته ام و . . .
اولا- به یاد ندارم که به کدام نشست اشاره دارید ولی مهم نیست. برای رفع هر نوع ابهام بگذارید شفاف بگویم که وفق درک و تشخیص من و به همان دلایلی که تا کنون گفته ام، جز پرچم رسمی و آویخته در سازمان ملل، هر نوع پرچمی در هر کشوری جعلی است و غیر معتبر.
ثانیا – ایرادی نمی بینم که در کنار پرچم سه رنگ اما بدون هیچ آرمی (اعم از الله و یا شیر خورشید) بنشینم. زیرا امور نسبی اند و در شرایط و زمینه های اجتماعی و سیاسی خاص خود معنای روشنی پیدا می کنند. مگر من در کره مریخ زندگی می کنم؟ توضیح داده ام که در فضای خارج از کشور پرچم شیرو خورشید در افکار و انظار عمومی عملا به دو گروه خاص اختصاص یافته است و من هرگز نمی خواهم با آنان همراه بشوم و برای دیگران شبهه ایجاد کنم.
۶- پرسیده اید که آیا مجاهدین خطاکارترند و یا کسانی که جنگ را ادامه دادند و . . . برادر عزیز! با خلط کردن مسائل هیچ چیز روشن نمی شود. این که چه گروهی بیشتر خطا کرده اند، خارج از موضوع است. موضوع پرچم موضوعی دیگر است و من برای مدعای خود استدلال کرده ام. حال اگر دیدگاه و استدلال های من برای شما قانع کننده نیست، حق شماست که نپذیرید ولی این دو ربطی به هم ندارند.
۷- در آخر پرسیده اید که آیا در پیش از انقلاب نیروهای مخالف پرچم رسمی را محترم می شمرده اند . . . می توانید بروید تحقیق کنید ولی تا آنجا که من به یاد می آورم، کسی در مورد پرچم با رژیم حاکم بحث و مناقشه ای نداشت. مبارزان پیش از انقلاب این قدر بی دغدغه و حتی بی کار نبوده اند که با پرچم مبارزه کنند. با این حال اگر هم چنین بوده، به گمانم اشتباه بوده و من مدافع آن نیستم.
در پایان می پرسم: معتبر نشمردن پرچم رسمی در داخل کشور، عملا به چه صورت در می آید؟ مثلا اگر در مراسم فارغ التحصیلی خودتان و یا پسرتان حضور یافتید و پرچم رسمی ایران در سالن بود، چه می کنید؟ پرچم دیگر در دست می گیرید و یا بلند می کنید؟ از این رو جنگ و حتی بحث در باره پرچم عملا بیهوده و وقت تلف کردن است. البته این موضوع در خارج از کشور، که آزادی فکر و عمل حداقل برای ایرانیان کم و بیش تأمین است، کارکرد عملی دارد هرچند بیهوده.

اما شرحی در باب چند نکته انتقادی آقا . . . البته بخش اصلی پاسخ به . . . پاسخ شما هم هست. با این حال به چند نکته اختصاصی شما پاسخ می دهم.
۱- فرمود اید نتیجه گزاره «پرچم فقط پرچم موجود» آن می شود که بگوییم «سیستم هم سیستم موجود . . . زندگی هم زندگی موجود و خلاص» بعد پرسیده اید دیگر چه نیازی به مبارزه است؟
بینی و بین الله نفمهیدم چگونه از آن گزاره روشن، می توان چنین نتایج قیاسی محیرالعقولی استنباط کرد؟ پس بر همین قیاس من هم باید معتقد باشم که «اسلام هم اسلام موجود»! مگر پرچم با ماهیت حکومت (هر حکومتی) و یا زندگی مساوی است؟ بله من به پرچم رسمی کشورم احترام می گذارم ولی با ستم ها و خلاف های آن هم در هر سطحی مبارزه می کنم. تلاش برای تغییر رژیم نیز (درست یا نادرست) منطقا هیچ ربطی با رسمیت پرچم ندارد.
۲- پرسیده اید پرچم جمهوری اسلامی هماهنگ با سنت های غالب ما ایرانیان است. . .
حرف های جدی در این مورد بسیار است. ظاهرا شما ذات ثابتی برای «فرهنگ ما ایرانیان» قایل هستید ولی چنین نیست. باید پرسید کدام ایران؟ ایران اساطیری و یا ایران تاریخی؟ ایران مادی و هخامنشی و یا ایران سلوکی و یا اشکانی و یا ساسانی؟ و یا ایران خلافتی – عربی و یا ایران صفوی – شیعی؟ ایران قاجاری و یا پهلوی و یا ایران اسلامی چهل سال اخیر؟ برخی وجوه ملیت همپوشانی دارند ولی تفاوت ها و تعارضات اساسی بین اشکال مختلف ایران وجود دارد (شاید به موقع در این باب شرح بیشتری بنویسم).
و اما در پاسخ شما به کوتاهی می گویم که در پرچم جمهوری اسلامی، فقط یک تغییر ایجاد شده و آن هم جانشینی الله است که فقط نشانه اسلام به مثابه دین رسمی و هویت دینی نظام سیاسی جدید است. در ادوار گذشته هم هر نظامی تغییراتی ایجاد کرده، نظام برآمده از یک انقلاب مذهبی نیز بر همین سنت عمل کرده است. امر غریبی نیست. بعلاوه پرچم امر حقوقی است ولو این که ماهیت ایدئولوژیک هم داشته باشد. چنان که هر پرچمی کم و بیش بار ایدئولوژیک هم دارد. رنگها و شیر خورشید خود نشانی از یک تفکرند. با این حال تغییر پرچم در سال ۵۸ را بی دلیل و غلط می دانم و اگر الان به خواهم انتخاب کنم، باز همان را انتخاب می کنم.
در همان سئوال قبل مرتکب اشتباه فاحشی شده اید. نشان الله هیچ ربطی به ولایت فقیه ندارد.
۳- در مورد ایدئولوژیک شدن پرچم. واقعا نمی دانم چرا مفاهیم چنین درک می شوند. چند بار گفته ام که پرچم امر حقوقی است و نشان رسمی یک کشور و یک دولت به معنای حقوقی آن. به عبارت دیگر، پرچم به اعتبار پرچم، ایدئولوژی نیست ولی به صورت گریزناپذیری بار ایدئولوژیک هم دارد و خواهد داشت. مگر تصویر اهورامزدا در کتیبه بیستون ایدئولوژیک نیست؟ مگر انواع پرچم ها در روزگاران پیش از اسلام ایدئولوژیک نبودند؟ ظاهرا «مؤبد شاهی» ایراد ندارد ولی «فقیه شاهی» صد اشکال پیدا می کند. اصولا جمهوری اسلامی بر الگوی صفویه ساخته شده و صفویه نیز از الگوی ساسانیان الهام گرفت است. حداقل آمیختن جدایی ناپذیر دین و قدرت را در شاهنامه ملاحظه کنید. با این حال، من با هر نوع حکومت مذهبی مخالفم. پرچم را صرفا یک نشان رسمی کشوری می دانم و بس و اعتبارش به دلیل رسمیتش هست و نه امر دیگری. «باید» من هم یک الزام منطقی و حقوقی است و نه باید اخلاقی و یا ایدئولوژیک و سیاسی.
در باره این مدعا که مردم عادی می توانند به پرچم احترام بگذارند ولی مردم «غیر عادی» یعنی مخالفان برانداز رژیم حاکم نه. چون در این باب در گذشته (مخصوصا در پاسخ . . .) توضیح کافی داده ام، اطاله کلام نمی کنم.

این دو متن ابتدا با نام ناصر و رستم اکبری در کانال سماموس منتشر شده و بعد با حذف نام آن دو با اندکی و

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.