همه ما از رخداد نوظهور فحّاشی و هتّاکی های غالبا زشت و غیر قابل توجیه اغلب حامیان رضا پهلوی در سال های اخیر خبر داریم و چه بسا خود از این طریق آسیب دیده ایم اما شاید مانند راقم این سطور تصور می شده است که این صرفا یک پدیده تازه و بدیعی از سوی شماری افراد تربیت نشده و به اصطلاح فاشیست مآب بوده و هست. ولی اخیرا به نتیجه ای دیگر رسیده ام که آن را محض اطلاع شما در اینجا به اشتراک می گذارم.
البته می دانیم که داستان «فُحش» آن هم از نوع «آب نکشیده اش» در ادب پارسی کهن و قدیمی است و افراد پرشماری از ادیبان و شاعران گاه از آن استفاده کرده اند. استفاده از تعابیر گاه زشت و غیر معمول تا حدودی فراوان است. از مولوی در مثنوی بگیرید تا عبید زاکانی در لطایف خود و تا در دوران معاصر شاعرانی چون ایرج میرزا. هرچند بین استفاده از تعابیر اهانت آمیز و فحاشی و هزل گویی تفاوت و فرق فارقی است. در هر حال استفاده از این نوع عبارات همواره معمول بوده و به قصدهای مختلف صورت می گرفته است.
اما بهره گرفتن از عباراتی که مصداق فحش و فحاشی و یا هتاکی باشد در چند سال اخیر در گروهی از ایرانیان عمدتا خارج از کشور و به طور خاص حامیان بازگشت به سلطنت پهلوی با نماد رضا پهلوی تحت عنوان «شاهزاده» یا به انگلیسی «کینگ رضا پهلوی» رواج فوق العاده ای یافته است. گرچه در حدی که اطلاع دارم استفاده از عبارات زشت و نامعمول و هتاکی از پائیز 1401 در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در خارج از کشور رایج شده بود.
من هم مانند بسیاری تا کنون بر این نظر بودم که عده ای از ایرانیان خارج از کشور با انگیزه هایی چون جهالت و یا ابراز خشم نهفته در درون خود از دین و حکومت دینی حاکم و نفرت از هر فردی که چون آن ها فکر نمی کند و یا مخالف و حتی منتقد است، چنین می کنند. در واقع آن را تصادفی و به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی گذرا تصور می کردم. اما اخیرا به این نتیجه رسیدم که، به رغم این که ممکن است در مواردی چنین باشد و در واقع مرتکبین چنین زشتکاری هایی خود ندانند و غافل باشند، اما در نهایت این نوع فحاشی و هتاکی برنامه ریزی شده و حساب شده است و آن این که هدف گذاران چنین پروژه ای استفاده از چنین روشی را به قصد وادار کردن مخالفان و منتقدان به همراهی و یا حداقل به قصد تسلیم شدن مخالفان تعریف کرده و آگاهانه و عامدانه پیش می برند. به ویژه که می دانند عموم مخالفان و منتقدان جدی، افرادی محترم و فرهیخته ای هستند. اندیشیده ام که مگر مرتکبین چنین زشتگویی های شگفتی، آن هم در فضای آمریکا و اروپا و آن هم توسط جوانانی که غالبا در همین فضاها زیسته و تربیت شده اند، نمی دانند که استفاده از این نوع تعابیر مشمئزکننده موجب نفرت و بیزاری بسیاری دیگر می شود؟ یا مگر اینان نمی دانند که استفاده از این نوع تعابیر حداقل با ذهنیت تاریخی و فرهنگی ایرانیان سازگار نیست؟
در هرحال مدتی است که به این نتیجه رسیده ام که این نوع فحاشی و هتاکی ها از سر غفلت نیست بلکه ابزاری است برای سرکوبی و اسکات مخالفان و منتقدان. سال ها پیش از «حزب جاوید شاه» یاد کردم ولی اخیرا این شعارها برای استفاده از حامیان چنین حزبی کاملا رسمی و عادی شده است. شعارهایی چون «مرگ بر سه فاسد، مّلا، چپی، مجاهد» توسط همسر رسمی رضا پهلوی و مقبولیت عام آن، نمی تواند تصادفی باشد.
با این همه برای اثبات مدعایم هیچ سند و مدرکی محکمه پسند در اختیار ندارم. از این رو این وجیزه را صرفا به عنوان یک نظر کاملا شخصی و غیر مدلل در نظر بگیرید. حداقل می تواند بهانه ای برای اندیشیدن در این باب باشد.
جمعه 28 فروردین 1405