جنگ پرچم ها

بدست • 15 اکتبر 2019 • دسته: مقالات

اخیرا در ارتباط به انجام چند همایش سیاسی در خارج از کشور، بحث پرچم از جهاتی داغ شده است.
«پرچم» به نشانه هویت فکری و یا عشیره ای و یا گروهی و یا . . . همواره کاربرد داشته و دارد. کشورها و حزب ها و یا نهادهای مدنی امروز و حتی گاه شهرها در داخل یک کشور هم دارای پرچم خاص هستند. دو شهر حوالی ما یعنی بن و کلن در آلمان هر یک پرچم اختصاصی خود را دارند. نشانه ها و نمادها سیال اند و متغیر و نه ابدی و ازلی. از آنجا که در گذشته ملیت و ملت به معنای مدرن آن وجود نداشت، پرچم ملی ثابت نیز وجود نداشت. همزمان انواع پرچم با نشانه های معین و کارکردهای محدود وجود داشت. به ویژه به دلیل نقش فائقه دین و مذهب در روزگار ساسانیان، رنگ دین در علامت های پرچم همواره پر رنگ بوده است. از عصر صفویه به بعد، نشانه های مذهب شیعه در پرچم ها برجسته تر شد.
به هرحال پرچم ها عمدتا حامل نشانه های متنوع حکومت ها و ماهیت شان هست که البته غالبا از سنت های قومی و مذهبی و فرهنگی گذشتگان و یا مردمان روزگارشان نیز به طور گزینشی استفاده می کنند. به همین دلیل پس از انقلاب ایران، رژیم جدید وفق دیدگاه خود، تغییری در نشانه پرچم ایران ایجاد کرد. همان گونه که پیشینیان نیز چنین کرده بودند. همان گونه که رژیم جدید عراق و افغانستان چنین کرده اند. همان گونه که اگر رژیم دیگری در ایران مستقر شود، به احتمال زیاد تغییراتی مطلوب خود در پرچم ملی و کشوری خود ایجاد خواهد کرد. پرچم ملی مانند سرود ملی است که همواره تغییر می کند.
اما پس از انقلاب در خارج از کشور، مخالفان جمهوری اسلامی، که هرگز حاضر نبوده و نیستند که در اجتماعات زیر پرچم جمهوری اسلامی جمع شوند، سه گروه شدند. گروهی و بیشتر مجاهدین و سلطنت طلبان از پرچم قدیمی با نشانه شیر و خورشید استفاده کرده و می کنند. گروه دیگر، که هم با جمهوری اسلامی مخالف اند و هم با دو جریان پادشاهی (و به ویژه از نوع پهلوی) مرزبندی جدی دارند، صرفا از پرچم سه رنگ و بدون نشانه شیر و خورشید و یا الله استفاده کرده و می کنند. البته در جنگ پرچم ها، شماری از ایرانیان نیز به خاطر بیهوده بودن جنگ پرچم ها و نیز به دلیل احتراز از هر نوع درگیری و اختلاف در اجتماعات اعتراضی، اصولا از خیر هر نوع پرچمی گذشته و بدون هیچ علامتی از نوع پرچم حاضر می شوند.
حال اگر کسی بخواهد در داخل کشور در باره وضعیت پرچم ها در خارج از کشور تحقیق و یا داوری کند، نمی تواند بدون توجه به زمینه های تاریخی و اجتماعی چنین اختلافاتی تحلیل و قضاوت کند. واقعیت این است که پس از جنبش سبز این اختلافات عمیق تر شد. در تجمعاتی که در اروپا و آمریکا برگزار می شد، گاه چند هزار ایرانی حضور داشت و اینان برای جلوگیری از اختلاف و احیانا درگیری در صفوف مردم، ترجیح می دادند یا از پرچم استفاده نکنند و یا فقط از پرچم سه رنگ استفاده شود. چرا که مجاهدین و سلطنت طلبان، دو جریانی که کم و بیش مورد بیزاری عموم حامیان جنبش سبز بودند، با پرچم های شیر و خورشید می آمدند و غالبا نیز دست به تحریک زده و گاه کار به زدو خورد می کشید.
از این رو نمی توان کسی که در تجمعات ایرانیان خارج از کشور از پرچم سه رنگ استفاده می کند و یا اصلا هیچ پرچمی را بر نمی دارد، متهم به ضد ملی کرد. اگر جز این باشد، ناگزیر باید پذیرفت که مجاهدین و سلطنت طلبان منحصرا ملی و ایرانی اند و بقیه ضد ایرانی. با کدام معیار می توان کسانی که به همکاری با بیگانگان افتخار می کنند را ملی دانست؟
در هرحال هیچ رویدادی نیست که بدون زمینه های عینی و تاریخی آن قابل فهم و بررسی باشد.
خواستم خاطره ای نقل کنم ولی می گذارم در یادداشت بعدی. پس تا بعد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.