4
بالاخره قرار شد که برای سال آینده به آلمان بروم. میزبان ما یعنی مؤسسه آمریکایی نتوانست جایی مناسب برای من پیدا کند و به همت دوستانی در آلمان (خانم امیرپور و همسرش نوید کرمانی) مؤسسه آکادمیک یک بورسیه سه ماهه در دانشگاه بن برایم تصویب کرده است. البته احتمالا تمدید شود. در هر صورت پس از آن به احتمال بسیار زیاد به لندن خواهم رفت. در آنجا دوستانی چون زیبا میرحسینی و علی پایا تلاش می کنند از دانشگاه وستمنسر یا دانشگاه سوآس بورسیه ای فراهم کنند. امروز جمعه 17 سپتامبر ویزای ایتالیای من تمام است و ویزای آلمان را روز دوشنبه خواهم گرفت. چند روز دیگر زمینی به بن خواهم رفت. همسرم هنوز در ایران است و بعدا ویزا می گیرد و به من خواهد پیوست.
روز شنبه گذشته جلسه تودیع در سالن شهرداری کیوسی برگزار شد. در آن مراسم مسئول بخش فرهنگی شهرداری و بعضی دیگر از کسانی که در این دو سال در اینجا همکاری می کردند حضور داشتند. حدود ده نفر. دوستم دکتر قهرمان دیوان بیگی از فلورانس آمده بود و مترجم ما هم بود. اول خانم النورا مسئول فرهنگی صحبت کرد و از فواید اقامت من در ایجا صحبت کرد و دیگران نیز سخنانی گفتند و بعد من حرف هایی زدم و تشکر کردم. من کتاب ترجمه اشعار خیام به ایتالیایی را هدیه دادم و آن ها هم یک تابلوی نقاشی قدیمی شهر کیوسی را اهدا کردند. البته من در نظر داشتم یک هدیه ایرانی خوب هدیه کنم ولی به دلیل اینکه همسرم نیامد از آن محروم شدم. این کتاب را هم دیوان بیگی آورده بود. خدا خیرش بدهد که حداقل کاملا دست خالی نبودم. چند عکس یادگاری هم گرفتیم که دوتای آن ها را در سایت گذاشته ام.
یادداشت های روزانه – ادامه قسمت دویست و چهل و پنجم
یکشنبه 28 تیر 1405