پاسخ به چند پرسش یک خبرنگار

هفته پیش هم پنج پرسش از من شده بود که به آن ها پاسخ دادم. اول فکر می کردم مارکو از من پرسیده اما در آن روز خانمی که آنجا بود و عضو یک N.G.O بود گفت آن ها را پرسیده است. آن پرسش را به کوتاهی جواب دادم و علی ایزدی ترجمه کرد. گفته شد آن متن را در میان دانش آموزان منتشر می کنند. در واقع این هم کاری در ردیف سخنرانی هایم در دو سال گذشته در مدارس و برای دانش آموزان بوده است. اینک متن پنج پرسش و پاسخ ها را می آورم.

1 بعد از خروج از ایران ارتباط تان با خانواده و آنجا چگونه است؟

همسرم غالبا در اینجا با من است. بعضی از فرزندانم گاهی به اینجا می آیند و می بینمشان. با بقیه افراد خانواده از طریق تلفن و ایمیل در تماس هستم. با دوستانم نیز از همین راه ها تماس می گیرم. اما از حوادث ایران و اخبار و تحولات ایران از طریق رسانه های مختلف  و تماس مستقیم اطلاع پیدا می کنم.

2 موقعیت فعلی ایران به ویژه در مورد آزادی بیان را چگونه می بینید؟

ایران از نظر نقض حقوق بشر و به ویژه آزادی عقیده و بیان تا این اندازه بحرانی و بد نبوده است. الان قطعا بدترین و بحرانی ترین وضعیت در طول این 32 سال است. اما در عین حال جنبش آزادی خواهی و دموکراسی طلبی نیز تا این اندازه قدرتمند و امیدوار کننده نبوده است.

3 امروزه به عنوان مهمان در توسکانا چطور موفق به ادامه کار می شوید؟

کار من نویسندگی است و در هرجا که باشم همین کار را انجام می دهم. در این دو سال در کیوسی با استفاده از شرایط مساعد و وقت کافی توانستم در کار نویسندگی موفق باشم و جلد اول کتابم را به پایان ببرم. در ضمن در رسانه های اینترنتی فارسی زبان در باره مسائل سیاسی ایران و نیز مسائل فکری و دینی مقاله می نویسم. همین طور در اینجا این فرصت بود که به کشورهای مختلف سفر کنم و با ایرانیان دیدار کنم و برای آنان سخنرانی کنم.

4 در کیوسی چه احساسی دارید و اینجا را چگونه می بینید؟

کیوسی شهر کوچک اما زیبایی است و مانند اغلب شهرهای ایتالیا فرهنگی است و یادگار دوران پیشرفت تمدن اتروسکا در عصر باستان. موزه های غنی این شهر به خوبی این سابقه را نشان می دهد. زیبایی های فراوان این شهر و پیرامون آن هم بسیار مطلوب و چشم نواز است. من هرگز از دیدن مناظر سرسبز اینجا و راه رفتن در جاده های خلوت و پردرخت اطراف کیوسی خسته نمی شوم. سکوت و آرامش دلپذیر این محیط نیز برایم بسیار الهام بخش و مهم و مفید بوده است. ضمنا مردمان اینجا هم بسیار مهربان و خونگرم هستند. دوستان شهرداری هم بسیار با محبت هستند و به خوبی مهمان نوازی کردند. به هرحال من با خاطرات خوش و فراموش نشدنی از کیوسی می روم و این اقامت دو ساله در زندگی من به عنوان دوران خوش و زیبا خواهد ماند. اگر دست من بود به زودی از اینجا نمی رفتم.

5 بازگشت خود به ایران را چگونه پیش بینی می کنید؟

روزی که در دو سال پیش از ایران خارج شدم، فکر می کردم حداکثر دوسال بعد بر می گردم، اما اکنون شرایط به گونه ای است که فعلا امکان بازگشتم نیست. اما ایران وطن من است و تمام خانواده و دوستانم در آنجا هستند و آنجا را دوست دارم و امیدوارم با تغییر اوضاع به خانه ام باز گردم.

یادداشت های روزانه – ادامه قسمت دویست و چهل و پنجم

جمعه 2 مرداد 1405

Share:

More Posts

Send Us A Message