تأملی در فعالیت های سیاسی ام المؤمنین عایشه

اشاره: متن زیر فرازی است از کتاب منتشر نشده ام (جلد سوم از مجموعه «ایران و اسلام در قرن نخست هجری») که در بخش پیکار جمل تحریر شده و اینک به مناسبت هشتم مارس (روز جهانی زن) در زیتون منتشر می شود.

این روز خجسته را به تمامی زنان جهان و به طور خاص به بانوان آزادیخواه کشورم و به طور اخص زنان زندانی و در نهایت به سرکار خانم دکتر صدیقه وسمقی به پاس دلیری اش شادباش می گویم و این نوشته به آنان تقدیم می کنم.   

+++

رفتار عایشه در ماجرای جمل و حضور فعال وی در سطح رهبری این رخداد مهم از دیرباز به مبحث بسیار مهمی دامن زده است و آن اصل مشروعیت حرکت و اقدام وی به عنوان همسر پیامبر و به عنوان یک زن با فرهنگ و سنت اسلامی در یک جنبش سیاسی- نظامی است. در این مورد از دو منظر به عایشه انتقاد شده است. یکی این که او از فرمان خداوند و فرمان پیامبر تخطی کرده و از خانه بیرون آمده و وارد ماجرایی شده که به عنوان همسر رسول خدا مجاز به آن نبوده و دیگر این که به عنوان یک زن مسلمان برای چنین کارهایی مردانه محق نبوده است.[1]

بررسی و داوری در این مورد از موضوع گزارش تاریخی کنونی ما بیرون است اما به اجمال می توان گفت هر دو نقد از منظر منطقی و تاریخی و دینی محل تأمل و مناقشه اند. در آیات 33-34 سوره احزاب به زنان پیامبر خطاب شده که «و قرن فی بیوتکنّ . . .» (در خانه های تان آرام گیرید) اما از آن نمی توان استنباط کرد که زنان پیامبر در تمام عمر برای انجام کارهای مختلف، از جمله فعالیت های سیاسی، حق خروج از خانه ای خود ندارند چنان که که در عمل نیز چنین نبوده است. گرچه روایتی منقول است که پیامبر فرمود «آن هایی که امورشان را به دست زنان می سپرند هرگز سعادتمند نمی شوند» اما نه این حدیث چندان معتبر است و نه ربطی به کار عایشه دارد. ظاهرا این روایت را یکی از راویان نامعتبر در جریان جمل نقل کرده است.[2]

در هرحال در منابع بارها به این منع شرعی اشاره شده و از این منظر اقدام عایشه را بدعت و عصیان در برابر خدا و رسول شمرده اند.[3] اما اولا چنین روایاتی، که مانند دیگر روایات مشابه در قرون میانه مکتوب شده اند، از لحاظ اسناد و درایه نیازمند بازنگری و واکاوی است و ثانیا بر فرض صحت و اعتبار روایی و سندی، باید در فلسفه و چرایی آن ها تأمل کرد و گرنه چگونه ممکن است پیامبر اسلام، که طبق اسناد فراوان طالب رشد و ترقی زنان در امور فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی بود و از جهات مختلف برای بهبود وضعیت اجتماعی زنان کوشید و بر اساس نصوص وحیانی برای زنان نیز مانند مردان حق آزادی انتخاب قائل بود، همسران خود را به عنوان یک قاعده در خانه محبوس و آن ها را برای همیشه از حق آزادی فعالیت های اجتماعی و یا سیاسی محروم سازد؟[4] اگر نیز چنین باشد و به واقع پیامبر توصیه ای کرده باشد، یا به دلیلی خاص بوده و یا در مورد خاص عایشه بوده از این رو نمی توان از آن قاعده ای دینی و شرعی استنباط کرد و مثلا هر نوع فعالیت اجتماعی و سیاسی برای زنان مسلمان را ممنوع و حرام اعلام کرد. روایاتی در دست است که پیامبر از نقش آفرینی های منفی عایشه خبر داشته و یا از آن نگران بوده و در این مورد هشدار داده است.[5]

با این همه، حتی اگر، به هر دلیل، محرومیت زنان پیامبر از سوی وی قابل قبول باشد، که نیست، تحریم فعالیت های سیاسی تمام زنان مسلمان برای همیشه چرا و از چه منطقی پیروی می کند؟[6] امروز می توان دلایل نقلی و عقلی فراوان برای رد چنین نظریه زن ستیزانه ای اقامه کرد از این رو بسیاری از نواندیشان مسلمان معاصر و به ویژه زنان پژوهشگر و مدرن مسلمان نه تنها اقدام عایشه را، به عنوان کنش سیاسی و استفاده از حق آزادی اختیار و انتخاب که شارع بر آن مهر تأیید و تأکید نهاده، قبول می کنند بلکه آن را نشانه ای بارز از آزادی زن در اسلام و در صدر آن می دانند و به آن مباهی و مفتخرند.[7] این البته جدای از اقدام خلاف و غیر قانونی عایشه بر ضد خلیفه قانونی و دستگاه مشروع حکومتی آن زمان است و به طور ماهوی ربطی به جنسیت و یا همسری پیامبر ندارد.[8]

بیفزایم که اگر مداخله در امور سیاسی برای همسران پیامبر به طور مطلق و برای همیشه حرام و ممنوع بود، چرا و به چه دلیل شماری از همسران پیامبر (مانند حفصه و ام حبیبه و ام سلمه) در ماجرای شورش علیه عثمان فعال و اثرگذار بوده و هیچ مؤمنی و به ویژه هیچ صحابی پارسایی نیز بدان اعتراض نکرد؟ در روزگار خلافت عثمان، عایشه و امهات المؤمنین از منتقدان سیاسی خلیفه بوده (به ویژه شخصیتی چون ام سلمه که در جریان آشوب عایشه بر ضد علی از منتقدان عایشه بوده ولی خود در کنار عایشه و همراه او بر ضد عثمان بود) و در نهایت این گروه زنان تلاش کردند تا کار به مصالحه بکشد و حتی عثمان هم قول داد که بر طبق نظر مادران مؤمنان عمل کند.[9] مداخله در سیاست از این بیشتر نمی شود که خلیفه متعهد شود در امور عامه بر طبق نظر همسران بیوه پیامبر تصمیم بگیرد و تدبیر امور کند.

نکته آخر در مورد عایشه این است که وی حداقل تا پایان کار جمل از منتقدان و مخالفان سیاسی علی به شمار بود و حتی گاه با انتصاب های وی در مدیریت نیز خرده می گرفت.[10] اما در هرحال عایشه همواره مورد احترام علی بوده و پس از پایان کار اصحاب جمل و شکست قاطع عایشه، باز فرمانروای پیروز از دشمن شکست خورده نه تنها انتقام نگرفت بلکه با او مانند یک مهمان پرارج و والامقام رفتار کرد و از هیچ حرمتی در حق وی دریغ نکرد. به گمان من این حرمت­گذاری به سه دلیل بود. یکی به احترام پیامبر و حفظ رعایت حریم و حرم او و دیگر رعایت حریم ام­المؤمنین که در قرآن نیز چنین عنوانی به زنان نبی داده شده بود و سوم به دلیل حفظ حرمت زن و زنان که در فرهنگ عربی- اسلامی آن روزگار رعایت آن ضروری می نمود و از سخنان علی در جاهای مختلف (از جمله در جریان جمل) چنین سنت و منشی به روشنی استنباط می شود. با این همه در آن زمان عایشه مورد احترام تمام افراد جامعه و اصحاب و از جمله دو جناح درگیر جدال جمل نیز بود.  

در هرحال مقدسی عایشه را چنین وصف کرده است: عایشه در میان زنان برجستگی و برتری داشت و چالاک و هوشیار و خوش سخن و راوی شعر و حافظ اخبار بود.[11]


[1] . مفید (االجمل، ص 79) با این استدلال عایشه را محکوم می کند که زن حق جهاد و فرمانروایی ندارد.

[2] . این روایت در صحیح بخاری و برخی منابع دیگر آمده و گویا پس از آن که در اواخر ساسانیان یکی از شاهدخت ها (احتمالا پوران) به سلطنت برکشیده شده بود پیامبر این سخن را گفته است. در باره نقد و تحلیل این حدیث و ماهیت راوی آن بنگرید به: زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش اثر مرنیسی.

[3]  . در منابع بارها به این منع اشاره شده و از این منظر اقدام عایشه را بدعت و عصیان در برابر فرمان پیامبر شمرده اند. یعقوبی (جلد 2، ص 78) آورده زمانی که در مکه عایشه به دیدار ام سلمه رفت و او را به همراهی با خود بر ضد علی دعوت کرد، او در پاسخ گفت: «ستون دین با دست زنان به پا نمی شود، ستوده های زنان فروافکندن دیدگان و پنهان داشتن اطراف بدن و کشیدن دامن هاست، همانا خدا این کار را از من و تو برداشته است، چه می گویی اگر پیامبر خدا در کناره های بیابان تو را سرزنش کند که حجابی را که خدا بر تو نهاده بود پاره کردی؟». طبری (جلد 3، ص 470-471) آورده در آستانه جمل ام سلمه، از همسران محتشم و محترم محمد که پس از رحلت پیامبر و ایجاد اختلاف در میان اصحاب در امر خلافت همواره در کنار علی و اهل بیت ماند، به علی گفت اگر بیم از معصیت خداوند نبود و قبول می کردی با تو می آمدم اما فرزندم عمر را با تو همراه می کنم. علی بعدها پسر ام سلمه را کارگزار بحرین کرد و پس از او نعمان بن عجلان را به جای او گمارد. 

[4] . به این نگرش و استدلال بنگرید: «عایشه! تو را با شمشیر و تازیانه چه کار؟ تو پرده نشین رسول خدایی، و طبق فرمان وی، تنها وظیفة تو این است که در گوشه خانه ات بنشینی، قرآن کتاب خدا تلاوت کنی و عبادت پرورگارت را به جا بیاوری . . .». عسکری، نقش عایشه در تاریخ اسلام، جلد 2، ص 54. طبق گزارش این سخن ابوالاسود دوئلی است که در حوالی بصره با عایشه می گوید. این نگاه و بیان کاملا با ادبیات و فرهنگ پرده نشینی زنان در ادوار بعد سازگار است نه با نیم قرن نخست اسلام و نه به ویژه با نگاه اسلامی و قرآنی به زن و نقش و مسئولیت انسانی و اجتماعی او. اگر چنین بود چرا مردمان آن زمان به سخنرانی مکرر عایشه در جمع مردم اعم از زن و مرد اعتراض نکردند؟ به ویژه سخنرانی پرشور او که در میدان مربد در بصره در برابر انبوه مردمان این شهر انجام شد. به احتمال بسیار این سخنرانی از جای بلندی و با رویی باز بوده و گرنه چگونه ممکن بود انبوه مردمان آن را به درستی بشوند و دریابند و به سکوت وادارشان کند؟ روشن است که همسران پیامبر اگر هم برای زمامداری آموزش ندیده و یا آمادگی نداشته اند، اما، برخلاف توصیه ابوالاسود، این نیز قطعی است که، زنان هرگز برای خانه نشینی و تلاوت قرآن و دعاخوانی تربیت نشده بودند. یکی از منتقدان جدی عایشه (عسکری، نقش عایشه در تاریخ اسلام، جلد 2، ص 258) به درستی می گوید: «وی دارای یک نفوذ و قدرت فوق العاده اجتماعی بود، در دل اجتماع و در قلب مسلمانان نفوذ و حکومت داشت، مردم گوش به فرمان وی بودند و بیش از همه از وی تبعیت می نمودند». پرسش این است که اولا – از منظر دینی، این نفوذ خوب است یا بد؟ و ثانیا – عایشه این نفوذ و اعتبار را از کی و کجا به دست آورده بود؟ آیا این همه معلول همان چند ماه فعالیت بر ضد علی بود که تحت عنوان ورود در سیاست مذموم شمرده شده و محکوم گردد؟ گفتن ندارد که نوع نگرش پیامبر به حقوق زنان و از جمله همسرانش به او چنین اجازه و فرصتی را داده بود و در فضای پس از دوران رحلت آن حضرت نیز افکار عمومی چنین امکانی را به او می داد و به گواهی تاریخ تا زمان شورش علیه خلیفه مشروع علی بن ابی طالب کسی نه به او انتقادی کرد و نه کسی او را متهم به خروج از فرمان خدا و رسول نمود.   

[5]  . طبری (جلد 3، ص 483  و منابع دیگر (یعقوبی، جلد 2، ص 78-79 و مقدسی، ص 876) نیز آورده اند زمانی که عایشه به محلی در نزدیک بصره رسید بانگ سگان را شنید. پرسید این چه محلی است؟ گفته شد: حوأب. گفت: «انا لله و انا الیه راجعون»، من همانم، زمانی زنان رسول خدا پیش او بودند، او فرمود: «ایکاش می دانستم سگان حوأب به کدام تان بانگ می زنند». عایشه می خواست برگردد اما عبدالله بن زبیر با این ترفند که این خبر دروغ و اینجا حوأب نیست و کسانی را هم آورد تا شهادت دهند، مانع بازگشت خاله اش شد.

[6] . در همان استدلال ام سلمه تأمل کنید. در آنجا اصولا زنان  به اعتبار جنسیت از مشارکت در امور سیاسی منع شده اند: «ستون دین با دست زنان به پا نمی شود». پس کار زنان چیست؟: «ستوده های زنان فروافکندن دیدگان و پنهان داشتن اطراف بدن و کشیدن دامن هاست».این روایت، که آشکارا فضای فکری و فرهنگی قرون میانه اسلامی را بازتاب می دهد، نه با آموزه های قرآنی سازگار است و نه با آموزه های نبوی در عصر نزول. قطعا در زمان پیامبر نیز برابری حقوقی کامل بین زن و مر وجود نداشت اما این کاستی به دلایل دیگر  بود نه به دلیل جنسیت و نفی حق ذاتی انسانی زنان و یا تعارض بین عفت و پارسایی زن با فعالیت های اجتماعی و سیاسی بانوان آن هم برای همیشه. قابل ذکر این که به گزارش مفید (الجمل، ص 129)، ابن عباس پیشنهاد کرد حال که طلحه و زبیر عایشه را همراه خود کرده اند، شما هم ام سلمه را همراه خود کنید اما علی قبول نکرد. حداقل این خیر نشانه آن است که در آن زمان فعالیت سیاسی و حتی در حوزه حاد سیاسی و نظامی برای زنان در افکار عمومی و حتی شخصیتی چون ابن عباس (که به «حِبر امت» شهرت دارد) امری عادی و مشروع بوده است و گرنه دلیلی نداشت که ابن عباس چنین پیشنهادی را مطرح کند.      

[7]  . در این مورد به عنوان نمونه می توان به کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» مراجعه کرد. مرنیسی در این کتاب به تفصیل در باب عایشه و شخصیت و افکار و رفتار سیاسی وی از جمله در ماجرای جمل سخن گفته است. وی به منابع مختلف اسلامی از گذشته تا کنون اشاره کرده که درآن ها نویسندگان و محققان مسلمان به عایشه خرده گرفته اند و او را به این دلیل ملامت و محکوم کرده اند که به عنوان همسر رسول خدا و ام المؤمنین و نیز به عنوان یک زن مسلمان پارسا محق نبوده که از خانه خارج شود و وارد ماجراهای سیاسی و اجتماعی، که از نظر این محققان کارهایی یکسره مردانه است، بشود. اما مرنیسی هم این نوع خرده گیری ها بر عایشه و هم برخی روایات و مستنداتی که دیری است به عنوان بهانه هایی برای اعمال محدودیت بر زنان مسلمان مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد را مورد تحقیق و کندکاو قرار داده و بی اعتباری آنها را تا حدود زیادی نشان داده است. از جمله آنها حدیثی منقول از پیامبر است که وی فرمود «آنهایی که قدرت را به زنان می سپرند هرگز سعادتمند نمی شوند» [این حدیث در فتح الباری اثر عسقلانی آمده است] که مرنیسی هم راوی آن را زیر سئوال می برد و هم زمان نقل آن را که پس از جنگ جمل است (بنگرید به فصل چهارم این کتاب). 

[8]  . گرچه مرنیسی (119)  مدعی است مورخان متذکر می شوند که تنها تاریخ نگاران شیعی عایشه را مقصر دانسته اند، اما چنین نیست چرا که خود ایشان در همین تحقیق خود به منابع اهل سنت اشاره کرده که در آن ها هم به اعتبار نافرمانی عایشه از فرمان پیامبر مبنی بر تحریم خروج از خانه و هم به عنوان خروج علیه خلیفه قانونی تصریح شده است و خود مرنیسی نیز از این شمار است. از جمله حسن ابراهیم (ص 312) می نویسد: «به نظر ما رفتار عایشه و طلحه و زبیر و خروج آن ها به سوی بصره، دلیل موجهی نداشت زیرا مسلمانان پیشوایی داشتند احکام و حدود را اجرا می کرد. علی به آن ها وعده داد که وقتی فتنه آرام شود برای مجازات قاتلان عثمان اقدام می کند». با این همه این درست است که شیعیان از دیرباز به دلایل مختلف، از جمله ماجرای جمل، به مراتب بیشتر از عایشه انتقاد می کنند و البته گاه از مرز واقعیت ها و عدل و انصاف نیز خارج می شوند. مودودی در «الخلافه والملک و در علی صلابی در کتاب «علی مرتضی» نیز شورش جمل و از جمله رهبرانش از عایشه تا دیگران را نادرست می دانند و محکوم می کنند.

[9] . مادلونگ، جانشینی حضرت محمد، ص 203.

[10]  . وقتی عایشه شنید که علی عبدالله بن عباس را بر بصره گماشته خشمگین شد و گفت: پس ما چرا پیرمرد را کشتیم؟ یمن برای عبیدالله بن عباس و حجاز برای قُثم بن عباس و بصره برای عبدالله بن عباس و کوفه برای علی!   طبری، جلد 3، ص 506.

[11] . مقدسی، آفرینش و تاریخ، ص 725.

منتشر شده در زیتون

Share:

More Posts

دنیای دیوانه / دیوانه / دیوانه

دیشب در برنامه «شصت دقیقه» تلویزیون بی بی سی فارسی مطلبی شنیدم که به راستی هنوز هم باورش سخت است. فردی تاجیک تبار اما روسی

Send Us A Message