در دوران خمینی به دلایلی روشن بین این دو نهاد تعارض جدی پدید نیامد و همان اندازه هم که خود را نشان داد (مانند جریان آیت الله شریعتمداری به شدت سرکوب شد اما پس از آن به تدریج در قالب دوگانه منتظری – خامنه ای آشکار شد و پس از این نیز به گونه های حادتر می تواند رخ دهد. فکر می کنم که خامنه ای هوشمندانه به این نتیجه رسیده است که باید سنت مرجعیت سنتی را دگرگون کند و در واقع حوزه را تبدیل با الازهر شیعی نماید و این کار نمی شود مگر اینکه فعلا مرجعیت خود را مطلق کند و به تدریج و با برنامه ریزی دقیق و صرف هزینه های مادی و معنوی فراوان آن هم از بیت المال به طرح نهایی یعنی نفی استقلال کامل نهاد مرجعیت برسد. از این رو نمی توان این طرح را صرفا یک جاه طلبی سیاسی خواند و باید آن را طرح درازمدت دید که بسی فراتر از شخص خامنه ای است.
به هرحال اکنون به ضرورت در شکل تبلیغات گسترده برای مرجعیت اعلا و تامه خامنه ای خود را نشان می دهد اما پس از او هم این پروژه پیش خواهد رفت. کیهان نوشته است با این بیعت علما با رهبری مرجعیت عامه ایشان حتی از مرجعیت مطلق دو مرجع بزرگ دو قرن اخیر یعنی میرزای شیرازی و بروجردی فراتر رفته است. از عنوان «غدیر قم» در این سفر و در انواع مراسم حتی در نوشته های آویخته بر دیوار در سخنرانی ایشان به کرات استفاده شده است. اعلام شده که نمایشنامه حادثه غدیر در بیایان قم اجرا خواهد شد. به طور کلی از کلیدواژه های آشنایی چون امامت، ولایت، غدیر، بیعت و . . . در این ده روز بسیار استفاده شده است.
نکته قابل توجه این تحلیل است که افزون برتحکیم مرجعیت اعلای خامنه ای طرح جانشینی مصباح یزدی به عنوان ولیعهد و جانشین خامنه ای نیز در این سفر مطرح بوده است. این تحلیلگران دیدار اختصاصی خامنه ای از مؤسسه تحت امر مصباح و تجلیل بی سابقه و معنادار و جهت دار وی و نیز مقاله مهم کیهان در این زمینه را تأییدی بر این گمان ذکر می کنند. گرچه نمی دانم تا چد اندازه این گمان درست است اما کاملا منطقی می نماید و می تواند درست باشد. آینده این دعوی را خواهد آزمود. البته بسیار گفته شده است که خامنه ای در این سفر بر آن بوده است که از علما برای فرزندش مجتبی اجازه اجتهاد بگیرد تا او را برای رهبری پس از خود آماده کند اما تا حدودی ناموجه می نماید. به هرحال همه این طرح ها مشروط به شرط بقای جمهوری اسلامی است که سخت مورد تردید است و بعید است که مجالی برای چنین طرح های بزرگی پیدا شود.
در همین زمینه مقاله قابل تأملی از احمد باطبی خواندم که در آن به تفصیل و به طور مستند ادعا شده بود که خامنه ای و گروه او یعنی باند احمدی نژاد و نیروهای تندرو امنیتی به جد خود را برای ظهور امام غایب آماده می کنند. چرا که خامنه ای هم مانند احمدی نژاد معتقد است که به زودی امام ظهور خواهد کرد. حتی گفته شده است اگر یازده سپتامبر پیش نمی آمد و آمریکا به افغانستان و عراق لشکر نمی کشید تا کنون ظهور رخ داده بود.
نکته مهم این است که طی مقاله مفصلی که در این روزها منتشر شده با استناد به روایاتی ادعا شده که خامنه ای همان سید خراسانی است که با فرماندهی احمدی نژاد که همان شعیب بن صالح است پیش از ظهور قیام می کند و طی یک پیکار مهم با سفیانی یعنی آمریکا و اسرائیل مقدمات ظهور را فراهم می کند و در نهایت پرچم را به امام زمان خواهد داد.
جالب است که از سال ها پیش این ادعا بارها حتی در حضور خود خامنه ای گفته شده اما وی تا کنون هیچ عکس العملی نشان نداده و تکذیب نکرده است و همین می تواند دلیل تأیید او باشد. در ایام سفر شجره نامه مفصلی هم در قم منتشر شد که جد اعلای خامنه ای به امام چهارم شیعه می رساند. واقعا نمی دانم این نسب شناسی چه اندازه درست است اما واقعا در جهان شگفتی زندگی می کنیم. تا کنون تصور ما این بود که موعودگرایی احمدی نژادی خاص اوست و خامنه ای به دلایلی نمی تواند با آن موافق باشد اما در صورت صحت تحلیل باطبی خلاف این تصور درست می نماید؛ چرا که در این صورت مولای احمدی نژاد خامنه ای است نه برعکس. اساسا با صحت این دعوی راز حمایت قاطع خامنه ای از احمدی نژاد و دولت بی بنیاد او آشکار می شود. به هرحال واقعا اگر چنین باشد و مثلا خامنه ای خود را سید خراسانی می داند و گمان اینان به جد این است که امام غایب به زودی ظهور خواهد کرد، ما شاهد فاجعه های بزرگ خواهیم بود. ببینیم چه می شود.
3
طبق خبر منتشر شده چند روز پیش سید حسن خمینی در یک مجلس ختمی شرکت می کند و در آنجا عده ای علیه او شعار می دهند و از جمله می گویند «سید حسن، سید حسن، بصیرت، بصیرت». درگیری رخ می دهد و شماری مجروح می شوند.
یادداشت های روزانه – ادامه قسمت دویست و پنجاه و سوم
پنجشنبه 7 آبان 1350