حال و هوای سواحل راین در کلن و بن (قسمت دوم)

به هرحال سخن این بود که در سواحل راین هنگام عصر همه نوع آدم در حال گردش و ورزش اند. برخی خانواده ها یعنی زن و شوهر دست بچه یا بچه هایشان را گرفته اند و در حال قدم زدن اند. بسیاری با لباس های ورزشی از هر رده سنی در حال دویدن اند. شماری نیز با دوچرخه راهپیمایی می کنند. چند روز پیش زن و مردی (احتمالا زن و شوهری) بر بلندی مشرف بر ساحل نشسته بودند و بساط نقاشی شان را پهن کرده و در حال نقاشی بودند. نگاهی به نقاشی ها کردم، زن در حال نقاشی پل بزرگ و آهنی متصل به ایستگاه قطار کلن بود. البته گاهی هم زن و مرد جوانی روی کاناپه های چوبی مشرف بر آب نشسته و طبق معمول این دیار تنگ همدیگر را در آغوش گرفته و در حال معاشقه اند. انگار در این دنیا فقط همین دو نفرند. شاید هم می خواهند خاطره خوش نخستین عشق بابا آدم و ننه حوا را زنده کنند! فارغ از هر چیز و هرکس و بی خیال دنیا و مافیهایش. معمولا آدمی چون من که از سرزمین دیگر و با فرهنگ دیگر و به ویژه از حکومت و مذهب دیگر آمده است، همه چیز اینجا را به طور طبیعی و غالبا ناخودآگاه با وطن و فرهنگ و آداب و سنت آن مقایسه می کنیم، به روشنی تفاوت دو نوع زندگی و فرهنگ آدمی را به فکر فرو می برد و این پرسش مطرح می شود آیا کدامین نوع زندگی درست است و معقول و مقبول؟ اینجا جای این نوع بحث ها نیست اما فکر می کنم در یک چیز نمی توان تردید کرد و آن این که این مردمان و این جوامع در مجموع راحت تر زندگی می کنند و از امنیت و آسایش و امنیت و رفاه بیشتر برخوردارند و از نظر «سلامت روحی» و نیز «سلامت اخلاقی» به مراتب از جوامع شرقی و به ویژه اسلامی و به طور خاص تر از ایران سالم تر و اخلاقی ترند.

طبعا اینجا هم بهشت موعود نیست و مردمانش هم مشکلات خودشان را دارند اما هرچه هست از نظر سیاسی و روانی و اجتماعی و اقتصادی در امنیت و آرامش نسبی زندگی می کنند. مهم ترین مشکل برای ما ایرانیان فقدان امنیت به معنای همه جانبه آن است. در تمام تاریخ. اما در نظام حکومتی ولایی ناامنی در اوج خود آشکار شده است. در ایران فقط اهل سیاست و فرهنگ و اندیشه نیستند که فاقد امنیت اند بلکه تمام گروه های اجتماعی هرکدام به نوعی و به شکلی از امنیت و آرامش لازم برای یک زندگی سالم و انسانی و اخلاقی محروم اند. بارها با خود اندیشیده ام چرا ما مردم ایران از این آرامش و آسایش و زندگی راحت و بی تنش بهره ای نداریم؟ اشکال در حکومت است یا در مردم یا در مذهب و سنت ها و یا در جای دیگر؟ یا در همه جا؟ به هرحال ای کاش ما یعنی عزیز کرده های خداوند، که فکر می کنیم اصلا خداوند به خاطر ما جهان را خلق کرده و ما نورچشمی هستی هستیم و فردا نیز یکسره به بهشت موعود کوچ خواهیم کرد، در همین جهان نیز اندکی از این راحتی بهره داشتیم. آیا «الدنیا سجن المؤمن و جنته الکافر» توجیه رنج ما مؤمنان و راحتی و آرامش این کافران است؟!   

در راین پیوسته کشتی های بزرگ بزرگ و کوچک در حال حرکت است. مسافربری و بار بری. غروب ها غالبا کشتی های رستوران در ساحل نزدیک مرکز شهر (حوالی بانهوف) پهلو می گیرند و از مسافران و مهمانان پذیرایی می کنند. رستوران های دو طبقه و سه طبقه و گاه چهار طبقه. در برخی از آن ها واقعا غلغله است. چند شب پیش دیدم که در عرشه یک کشتی رستوران جشنی برپا بود و موسیقی می نواختند و گویا کنسرتی بود. مردمانی انبوه در ساحل ایستاده بودند و با همسرایان و مردمان ایستاده بر عرشه همراهی می کردند و در واقع شادی و نشاط مردمان ایستاده در دو نقطه تقسیم شده بود.

یادداشت های روزانه – ادامه قسمت دویست و پنجاه و دوم

دوشنبه 27 مهر 1405

Share:

More Posts

ایرانگرایی درخور تحسین حامیان بنی صدر

«خبرنامه گویا –  فیروزه بنی‌صدر، دختر ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهوری ایران، در پیامی ویدیویی به مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت پدرش، با محکوم کردن حملات آمریکا

Send Us A Message