یازدهم سپتامبر 2001اشاره: متن زیر یادداشت من است در زندان اوین که حدود ده سال پیش در خاطرات و یادداشت های آن دوران به عنوان «از برلین تا اوین» در سال 1395 / 2017 توسط انتشارات باران در استکهلم – سوئد – منتشر شده است.
اکنون به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد آن حادثه هولناک مجددا در اینجا بازنشر می شود. به ویژه در این یادداشت بازتاب آن فاجعه در ایران تا حدودی روشن بیان شده و نشان داده شده است که دولت و مردم و به ویژه جریان موسوم به اصلاح طلبان جملگی آن حادثه را محکوم کرده و از طرق مختلف همراهی و همدردی خود را با مردم آمریکا و به ویژه با بازماندگان فاجعه نشان داده اند. این گزارش واقعی مشت دروغین برخی مقامات کنونی جنگ طلب کنونی آمریکا را باز می کند. این گزارش نشان می دهد که ترامپ و وزیر جنگ طلب و متجاوز آمریکا برای توجیه تجاوز آشکار و غیر قانونی خود به ایران تلاش می کنند تجاوز و کشتار مردم بی گناه را موجه نشان دهند.
درست گفته اند می توان بخشی از مردم را برای زمانی و مدتی فریب داد ولی ملتی را برای همیشه نمی توان فریب داد. بالاخره یاوه گویان رسوا خواهند شد. چنین باد!
سه شنبه 1 / 8 / 80
در 11 سپتامبر2001 / 20 شهریور 1380 طی چند حمله انتحاری با هواپیما دو برج بزرگ تجاری نیویورک (هر کدام 110 طبقه با 420 متر ارتفاع) و ساختمان وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) مورد اصابت قرار گرفته و ساختمانهای دوقلوی تجاری کاملا نابود شده و ساختمان پنتاگون آسیب جدی دیده و طی آن حدود پنج هزار نفر کشته شده اند [بعدتر گفته شد که مقتولان حدود سه هزار نفر بوده اند]. این حادثه شگفتانگیز و غیرقابل پیشبینی دنیا را در حیرت فرو برد و زنگ خطر را برای همه به ویژه دنیای غرب و جهان سرمایهداری و مدرن به صدا در آورد.
پس از آن حادثه دولت آمریکا با جلب نظر دولتهای دیگر جهان، تصمیم گرفت یک مبارزه جهانی و عمومی را بر ضد تروریسم سازماندهی کند. آمریکاییان اعلام کردند که این عمل تروریستی به فرمان بنلادن انجام شده است. اسامه بن لادن عرب سعودی و ثروتمندی است که حدود 15 سال است که در افغانستان است و طالبان را هدایت و حمایت میکند و نیز خود سازمانی به نام القاعده دارد که طبق شنیدهها 11 هزار جنگجوی عرب در افغانستان دارد و در 60 کشور جهان شاخه و تشکیلات دارد. هر چند عدهای این ادعا را باور ندارند و میگویند که کار آمریکاییان ناراضی یا کار صهیونیستهاست، اما در عمل آمریکا توانسته است اکثریت قریب به اتفاق دولتها (به ویژه دولتهای اروپایی) و حتی شورای امنیت سازمان ملل را قانع کند که بنلادن و القاعده، مسئول این کار است و باید نابودشان کرد. شورای امنیت این کار آمریکا و متحدانش را تأیید کرده است.
از این رو دو هفته قبل نظامیان آمریکایی و انگلیسی حملات خود را به افغانستان و مواضع طالبانی آغاز کردهاند و این تهاجم همچنان ادامه دارد. اعلام شده است که هدف، دستگیری بنلادن و یارانش و نابودی کامل القاعده و پس از آن سازمانهای تروریستی در منطقه و در جهان است. البته بنلادن ضمن تأیید عمل تروریستی در آمریکا و ابراز شادمانی از این اقدام، نقش خود را تکذیب کرده است. پس از حمله آمریکا نیز طالبان و بنلادن فتوای جهاد بر ضد آمریکاییان را صادر کردهاند. باید گفت که در آغاز آمریکا از طالبان خواست بنلادن را تحویل دهند ولی آنها از این اقدام خودداری کردند.
اما در ایران اندکی پس از حادثه نیویورک آقای خاتمی با انتشار اطلاعیهای با مردم آمریکا اظهار همدردی کرد و عمل تروریستی و کشتن بیگناهان را شدیدا محکوم کرد. پس از آن احزاب سیاسی و مطبوعات و نمایندگان مجلس نیز هر نوع عمل تروریستی را تقبیح و محکوم کردند و از مبارزه جدی و اصولی و قاطع با تروریسم حمایت کردند. شهردار و رئیس شورای شهر تهران نیز نامهای به شهرداری نیویورک فرستادند و با مردم آمریکا اظهار همدردی کردند.
این اقدامات سبب شد که فضای مثبت و مساعدی به نفع ایران در آمریکا و در سطح جهان به وجود بیاید و دولت آمریکا و کشورهای اروپایی از آن استقبال کردند. چندی بعد رهبر جمهوری اسلامی نیز صریحا عمل تروریستی را محکوم کرد، هر چند که طبق معمول به آمریکا حمله کرد و از آن انتقاد نمود. آقای احمد بورقانی از طرف هیئت رئیسه مجلس به سفارت سوئیس در تهران رفت تا در دفتر حفظ منافع آمریکا در تهران حضور یابد و اظهار همدردی کند. جک استراو، وزیر خارجه انگلستان، راهی تهران شده و گفته شده که حامل پیامی از سوی آمریکاییان است.
قسمت دوم
در مجموع سیاست میانهروانه و محتاطانه ایران سبب شد که نه تنها طبق معمول انگشت اتهام متوجه ایران نشود بلکه ایران از مدافعان مبارزه با تروریسم شمرده و شناخته شود. البته عدهای اعلام کردند الان فرصت خوبی است برای گفتگو با آمریکا و تلاش در جهت بهبود رابطه بین دو کشور و فقط منافع ایران و تأمین منافع ملی کشور در مقابل نیروهای راست (به ویژه کیهان) به شدت با این تفکر مخالفت کرده و میکنند و سعی میکنند این رویارویی را رویارویی اسلام و غرب و به ویژه آمریکا بدانند.
قابل ذکر است که روزهای اول صحبت از متهم کردن اسلام و تمامی نسل آن بود و حتی رئیسجمهور آمریکا صریحا گفت جنگ صلیبی دیگر در راه است اما پس از واکنش ایران و دیگر مسلمانان و یا دولتهای اسلامی این سیاست کنار گذاشته شد و سیاستمداران غربی تلاش کردهاند که این تقابل را در سطح مبارزه با تروریسم بدانند، نه درگیری اسلام و غرب. در هفتههای اول حملات زیادی به مسلمانان در آمریکا و اروپا شد و مساجد و مراکز اسلامی زیادی مورد تهاجم و تخریب قرار گرفتند.
پس از تهاجم نظامی آمریکا و انگلیس به افغانستان، دولت ایران اعلام کرد که با حمله نظامی مخالف است چرا که مردم بیگناه کشته میشوند و به نابودی رژیم نیز منتهی نمیشود و چه بسا تروریسم را موجه و تقویت کند. اعلام شد که ما هم تروریسم و طالبان و القاعده را محکوم می کنیم و هم با تهاجم نظامی به ملت افغانستان مخالفیم. این است که ظاهرا بین ایران و آمریکا و متحدانش فاصله افتاده است و در عین حال هر دو طرف سعی میکنند به هم نزدیک شوند. ظاهرا توافق شده است که طالبان ساقط شوند و یک دولت اسلامی که مورد تأیید و حمایت پاکستان، ترکیه، ایران و کشورهای آسیای میانه و روسیه باشد، بر سر کار آید. ظاهرا کنگره آمریکا لغو تحریم علیه ایران را تصویب کرده است. ببینیم تا چه زاید سحر.
جمعه 20 شهریور 1405