رونوشت مطابق با اصل!

این روزها در حال ویراست تازه ای از مجموعه یادداشت هایی هستم با عنوان «دین های ایران در روزگاران پیش از اسلام» و تصمیم بر آن است که به زودی منتشر شود.

امروز رسیدم به فصل پنجم با عنوان «سازمان دینی» و ذیل آن در قسمت «نقش اجتماعی سیاسی روحانیان»؛ به نظرم رسید که پس از حدود دو هزار سال، این نقش در حال حاضر و در نظام ولایی کنونی، کاملا احیا شده است. مفید دیدم که قسمت پایانی این قسمت را عینا در اینجا بازنشر کنم. به گمانم «رونوشت مطابق با اصل» است.!

ضمنا از آنجا که در تلگرام منابع در پانوشت های نمی آید، منابع در متن آورده است.   

. . . صرفنظر از اقتدار و اعتبار فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، روحانیان عصر ساسانی، از نظر مالی نیز بسیار ثروتمند و قدرتمند بودند. اینان از یک سو از منابع مختلف مالی (موقوفات آتشکده و دیگر امور مذهبی، اخذ پول در ازای انجام مراسم مذهبی، دارایی و مالکیت شخصی، چیرگی بر بخشی از اموال مردگان، کمک های دولتی، هدایای مردمی و مقامات حکومتی و . . .) سود می­جستند و از سوی دیگر از پرداخت هایی چون مالیات و یا هزینه های ویژه در جنگ ها و مناسبت های دیگر معاف بودند. با این همه، این برخورداری های کلان عموما مربوط می شد به موبدان و بزرگان و مقامات عالی و یا متوسط روحانی، طبقات فرودست روحانی چنین نبودند و با تکیه بر شواهد تاریخی می­توان گفت شمار قابل توجهی از آنان از زندگی معمولی برخوردار بودند و حتی شماری زاهدانه زندگی می­کردند و با توده های فرودست نیز همدلی نشان می دادند. جنبش حمایت از تهیدستان در میان روحانیان تهیدست (درویشان) شاهد این مدعاست.

از نظر فکری نیز روحانیان یکدست کامل نبودند. کم نبودند روحانیانی که یا در مبانی عقیدتی (مانند بحث زروانی گری) و یا در تفسیرهای عقاید و متون و منابع دینی به  گونه ای متفاوت می اندیشیدند و با افکار و آموزه های غالب و رسمی مخالفت می کردند. این که می بینیم از عصر تنسر و کرتیر به بعد، همواره موبدان و موبدان موبد و مقامات عالی و رسمی حتی تفسیر (زند) دین را به خود اختصاص می­دهند و هر تفسیر دیگر (پازند) را برنمی تابد، برای محکومیت و سرکوبی روحانیان دیگراندیش بوده است.

این گروه دگراندیشان متهم بودند که اوستا و دین را تفسیر به رأی می­کنند. به اینان «زندیگ» (= زندیق بعدی) می­گفتند. گروهی از روحانیون در ماد و در نزدیکی شهر ری می زیسته اند که متن پهلوی آن ها را به الحاد متهم می سازد. در کتاب بندهش گفته می­شود که روحانیون آن منطقه به ایزدان شک می­کردند و چون خود اندیشه پلید داشتند، دیگران را نیز از طریق دین به اندیشه های پلید هدایت کردند. (دریایی، شاهنشاهی ساسانی، ص 90).

همان گونه که نهاد سلطنت و نیز اشراف و نظامیان ساسانی دچار فسادها و انحطاط های مختلف بودند و در اواخر به اوج خود رسید، نهاد روحانیت زرتشتی نیز در مراتب مختلف به انواع تباهی و فساد آلوده شده بود. به گفتة کریستن سن، انحطاط طبقه روحانی حتی در اخلاق و ایمان و عبادات مغان و موبدان سرایت کرده بود. عبارتی که در «مینوگ خرد» در بارة عیب های روحانیون دیده می­شود، خیلی جالب است. آن عیوب از این قرار است: ارتداد، حرص، غفلت، مشاغل تجاری، اهمیت بسیار برای مسائل جزئی و بیهوده قایل شدن، و سستی ایمان در مسائل مذهبی. (کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ص )338. به ویژه آزمندی و آلوده شدن به زندگی مسرفانه و نیز درگیر شدن با موضوعات و رخدادهای سیاسی و توجه بیش از حد به «فرمالیسم مذهبی» و گرفتار شدن در چنبرة تفسیرهای خرافه آلود از دین و باریک شدن در مسائل جزئی و بی اهمیت و یا اساسا غلط و خرافی، روحانیان را به انحطاط کامل رسانید و این انحطاط به سهم خود به سستی و سقوط شاهنشاهی ایران یاری رساند.

به گفتة بویس، روحانیان متعدد آتشکده و یا زیارتگاه و عبادتگاه ها، برای رقابت با یکدیگر، افسانه ها را پر و بال می دادند و بدین سان، قدرت آتش های خود را بیشتر می کردند. (بویس، زرتشتیان؛ باورها و آداب دینی آن ها، ص 156). در این میان به گفتة درست فرای، وقتی مملکت و دین با هم هم پشت و همداستان باشند، تنها به جای آوردن درست اعمال مذهبی وسیله تمیز مؤمن از کافر است نه داشتن ایمان درست. (فرای، میراث باستانی ایران، ص 376.

از این رو در عصر ساسانی، هر بار که مردم شورش کرده و امکان اعتراض پیدا کردند، پیش از اعتراض به فرمانروایان و یا اشراف و اعیان، بر ضد آئین روحانیان دست به اقدام می زدند. به عبارت دیگر، عدم رضایت از مأموران دولت و روحانیان جنبة مذهبی به خود می گرفت. (دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ص 336).

چهارشنبه 11 شهریور 1405

Share:

More Posts

Send Us A Message