لغو راهپیمایی سالگرد 22 خرداد؛ صدور چهارمین قطعنامه سازمان ملل علیه ایران

2

رخداد مهم دیگر سالگرد 22 خرداد بود. از مدتی پیش به مناسبت اولین سالگرد انتخابات و آغاز جنبش اعتراضی کروبی و موسوی با ارسال نامه ای از وزارت کشور تقاضای مجوز برای برگزاری یک راهپیمایی آرام کرده بودند اما سرانجام مجوزی داده نشد. بحث بود که با این همه مردم و البته رهبران جنبش به خیابان ها بیایند یانه. گروهی موافق و گروهی مخالف بودند. سرانجام موسوی و کروبی با انتشار بیانیه ای اعلام کردند به دلیل عدم مجوز برای راهپیمایی (هرچند که این کار غیرقانونی بوده) اما برای جلوگیری از هرنوع خشونتی و جلوگیری از وارد آمدن هر نوع آسیبی از حق قانونی خود استفاده نمی کنند و راهپیمایی برگزار نمی شود. این ها اعلام کردند که اطلاع دقیق دارند که کودتاچیان دنبال بهانه هستند تا مردم را شدیدا سرکوب کنند و برای این کار برنامه ریزی کرده اند. این اقدام موسوی گرچه موجب نارضایتی و اعتراض شماری از حامیان جنبش سبز شد اما در مجموع خردمندانه بود و من هم مقاله ای تحت عنوان «دوستان عجله کار شیطان است» نوشتم و از این اقدام دفاع کردم. با این همه در این روز در تهران و برخی شهرهای بزرگ گروه هایی از مردم و سبزها در جاهای مختلف دست به تجمع اعتراضی زدند و شعارهایی دادند. گرچه شمار این افراد چندان زیاد نبود اما اگر این تحمعات پراکنده در یک جا جمع می شدند جمعیت قابل توجهی را تشکیل می دادند. با توجه به این واقعیت بود که مأموران حکومتی، که از روهای قبل شهر تهران را به صورت نظامی در آورده بودند، تلاش وافر داشتند که هیچ اجتماعی شکل نگیرد. به هرحال مجموعه تحولات و حرکات نشان داد که جنبش سبز زنده است و صدای اعتراض خاموش نشده است. هرچند که در خیابان ها نمود ندارد.

3

در این اوان سازمان ملل چهارمین قطعنامه بر علیه ایران تصویب کرد و طی آن ایران بیش از پیش مورد تحریم قرار می گیرد. افزون بر آن ها کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا و دولت های بزرگ اروپایی به طور جداگانه اقداماتی تحریمی کرده اند که عمدتا البته اقتصادی است و بیشتر متوجه سپاه پاسداران است و خودشان می گویند که این تحریم ها مردم را در نظر ندارد اما واقعیت این است که در نهایت بازنده مردم عادی اند و آنان اند که بیشترین آسیب ها تحمل می کنند. چنانکه در مورد عراق دهه نود نیز چنین بود.

4

در این فاصله عبدالمالک ریگی فرماندة گروه جندالله سیستان و بلوچستان و برادرش اعدام شدند. او را البته به تلوزیون آوردند و او اعتراف کرد که مأمور آمریکایی ها و غربی ها بوده و از آنئها پول می گرفته و . . . هرچند ممکن است بخشی از این دعاوی واقعیت داشته باشد اما این نیز یک واقعیت است که نظام قضایی و سیاسی ایران «چوپان دروغگو»ست و این نوع اعترافات هر گز جدی گرفته نمی شود و کسی را قانع نمی کند. دادگاه او نیز مانند محاکم جمهوری اسلامی طبق روال معمول قانونی و علنی برگزار نشد تا واقعیت ها بر همگان روشن شود.

به هرحال چندی بعد گروه ریگی مسجدی از شیعیان را در همان زاهدان منفجر کردند که طی آن حدود 29 نفر کشته و شمار زیادی مجروح شدند. این نشان می دهد که این گروه تروریستی هنوز قدرت سازماندهی و عمل دارند. روشن است که سرکوب و اعدام راه و چاره کار نیست و متأسفانه مسئولان حکومتی نیز راهی جز این نمی شناسند.

یادداشت های روزانه – ادامه قسمت یکصدو چهل و چهارم

یکشنبه 7 تیر 1405

Share:

More Posts

«زلزله سینه ها»!

4 اخیرا شیخ کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در نماز جمعه گفته بود زنا و بی حجابی موجب زلزله می شود. این حرف در

Send Us A Message