جمعه 17 اردیبهشت 89 / 7 مه 2010
1
در این هفته چیزی یادداشت نکردم چرا که در سفر بودم و در نتیجه حداقل بخشی از اخبار از دستم رفت. از این رو در آغاز سفرنامه وین را می نویسم و آنگاه برخی گزارش های مربوط به این چند روز را می آورم. [این سفرنامه در مجموعه ای جداگانه آمده از این رو در اینجا حذف شده است]
2
هفته پیش دکتر معتمدی وزیر ارتباطات دوران خاتمی با چاقو در محل کارش در دانشگاه ترور شد. خوشبختانه زنده بود اما انگیزه این اقدام روشن نشد. گفته شده است که کسی در حوزه مسئولیت اداری او از او دلخور بوده است. اما احتمالا انگیزه سیاسی بوده است. باشد تا بعدا روشن شود.
3
کروبی این روزها خیلی فعال است و مرتب در محافل عمومی ظاهر می شود. از جمله در مجلس ختم پدر وزیر ارشاد شرکت کرده است. به نظر می رسد او می خواهد جو سانسور را بشکند و می خواهد با انزوای تحمیلی مقابله کند که البته تشخیص درستی است. بیانیه های کروبی و موسوی هم به مناسبت روز جهانی کارگر خیلی خوب بود و به موقع و بازتاب مثبتی در رسانه ها داشت.
4
احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس منع گسترش سلاح هسته ای به نیویورک رفته و در مقر سازمان ملل سخنرانی کرده و چند مصاحبه هم کرده است. مانند همیشه سخنان جنجالی ایشان خوراک مناسبی برای رسانه های غربی شده است. حرف های شگفت انگیز و دروغ های بزرگ و بی پروایی های شگفت این مرد سیاست و رسانه برای پرکردن رسانه ها و البته تغییر ذائقه و تفریح و مضحکه بسیار مناسب است. چیزی شبیه عیدی امین گذشته. اصولا احمدی نژاد فقط در تیتر اول رسانه ها زنده است.
5
طبق گزارش پارلمان نیوز نمایندگان منتسب به گروه اصلاح طلب از جهات مختلف مورد تهدید و تحدید قرار گرفته اند. از جمله در شهرهای خودشان مورد حمله واقع شده اند. این فراکسیون نامه ای به علی لاریجانی رئیس مجلس نوشته و به این روند اعتراض کرده است.
6
مهدیه همسر زیدآبادی در مصاحبه ای از شکنجه هایی که در مورد زیدآبادی اعمال کرده اند سخن گفته است. از جمله این که اوراق بازجویی را به خوردش داده اند. یا برای ارعاب او تیر شلیک کرده اند. یا سر او را در داخل کاسته توالت و مدفوع فرو برده اند. ضرب و جرح نیز فراوان بوده است. بعید می دانم این سخنان درست نباشد. زیرا نه زیدآبادی اهل دروغ است و نه مهدیه.
7
شنیدنی اینکه کتاب های غرفه دکتر بهشتی را از نمایشگاه کتاب جمع آوردی کرده و غرفه را تعطیل کرده اند.
8
طرح جدیدی با عنوان «ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» در دست اجراست که گویا قرار است فشارها را بر زنان افزایش دهد. از جمله قرار است که زنان کارمند و شاغل با لباس متحد الشکل به اداره و محل کار خود بروند.
9
امروز کسی اوراقی از روزنامه های کیهان و اطلاعات سال 58 را برایم ایمیل کرده بود که در یکی از مطلب مهمی جلب توجه کرد. مرحوم حسن لاهوتی در مصاحبه ای با کیهان (مورخ 22 آذر 58) گفته است: «در زمان طاغوت سینمای قم به دستور سید احمد خمینی منفجر شد». البته قابل توجه است که ایشان این کار را به عنوان یک عمل انقلابی و در فضیلت احمد خمینی مطرح کرده است که روشن است در فضای اوائل انقلاب چنین سخنی و فضیلتی طبیعی می نمود. اما نکته آن است که در آن زمان هنوز گویا مرحوم لاهوتی از دوست دیرینه اش احمد فاصله نگرفته بود.
یادداشت های روزانه – قسمت دویست و چهل و سوم
دوشنبه 25 خرداد 1405