دبیرکلی یک حزب سیاسی؛ توان یابی زنان

بدست • 5 دسامبر 2021 • دسته: مقالات

در میان انبوه خبرهای بد، که هر وز و هر لحظه از گوشه و کنار جهان و بیشتر از وطن بلازده ما می رسد، در روزهای اخیر یک خبر خوب و امیدوارکننده نیز رسید. خبر این بود که خانم آذر منصوری عضو شورای مرکزی «حزب اتحاد ملت» در گنگره اخیر این حزب در تهران، به عنوان دبیرکل جدید حزب برگزیده شد.
فعلا داستان تلخ تحزب در ایران از مشروطه تا جمهوری اسلامی و درک و تحلیل میزان نقش شان در جهت تحقق فلسفه پیدایش تحزب در جهان و از جمله در تحکیم جامعه سیاسی و مهار قدرت و تقویت مردم سالاری را به کلی فراموش می کنم و از دلایل ناکامی ها و احیانا کامیابی های احزاب پرشمار این دوران نه چندان کوتاه حرفی نمی زنم ولی رخداد اخیر در برکشیده شدن یک زن به سمت دبیرکلی یک حزب در ایران کنونی به خودی خود مهم است و به گمانم یک «رخداد» شمرده می شود.
در مقام تبیین بیشتر مدعا می توان گفت که به تعبیر درست رضا براهنی تاریخ بشر و بیشتر تاریخ خاورمیانه و ایران «تاریخ مذکّر» است. بدان معنا که زنان، که همواره به طور تقریبی نیمی از جمعیت هر جامعه ای را تشکیل می دهند، از جهات مختلف تحت تأثیر تاریخ مردانه در تمامی سطوح آن قرار داشته و هنوز هم تا حدود زیادی دارند. همین تاریخ مذکر، موجب شده تا نیمی دیگر از جمعیت هر جامعه ای از توسعه فکری و توان اقتصادی و به ویژه امکان بروز ظرفیت مناسب سیاسی برای تصدی مشاغل بازمانند و در مقابل تمامی و یا اغلب این امکانات در اختیار مردان قرار بگیرد. شگفت این که بسیاری از مردان از این واقعیت تلخ نتیجه می گیرند که زنان ذاتا یعنی در خلقت فرودست تر از مردان اند و در نتیجه از آنچه «هست»، «باید»ی استوار استخراج کنند و اعلام کنند که زنان بیش از این توان و ظرفیت براید تعالی و رشد ندارند. در واقع از یک سنت پایدار تاریخی خوساخته، یک ایدئولوژی تبعیض و زن ستیز استخراج می کنند. در این میان مذهبی های مختلف و از جمله بسیاری از مفسران قرآن و فقیهان مسلمان نیز آیات قرآن و یا روایات غالبا جعلی و نامستند را منطبق با مفروضات غلط خود تفسیر کنند و در نهایت نیمی از افراد جامعه را از حقوق انسانی برابر محروم سازند.
در ایران ما هرچند از دیرباز زنان دارای منزلت خوبی به ویژه در خانواده و در سطح گسرده تری در عشیره و ده و قبیله برخوردار بوده و هستند ولی در ساختار حقوقی حاکم از بسیاری از حقوق حتی اولیه خود محروم بوده اند. پس از مشروطیت امید می رفت که این روند تصحیح شود ولی موفقیت چندانی نداشت. در دوران پهلوی ها هم از جهاتی موفقیت هایی به سود زنان به دست آمد ولی باز به هر دلیل بیشتر نمایشی بود و به بخشی خاص از زنان اختصاص داشت. در جمهوری اسلام نیز از جهاتی پسرفت پدید آمد که همه می دانیم.
با این همه، به گمانم در همین چهل سال اخیر، به رغم تمامی محدودیت های تبعیض آمیز حکومتی، جامعه ایرانی از اغلب جوامع سنتی خاورمیانه ای پیشرفته تر است و از جمله زنان در ایران در زمینه هایی هم از منزلت بالایی برخوردارند و هم در موقعیت اجتماعی والاتری قرار گرفته اند. البته این همه به همت خود زنان و تلاش ها و مبارزات شان به دست آمده است.
در چنین شرایطی، این که بانویی سیاستمدار و فعال اجتماعی و فرهنگی در جنبش موفق زنان و حتی در فعالیت های رسانه ای در جایگاه رهبری یک حزب سیاسی اصلاح طلب قرار بگیرد، بی تردید گامی مهم در جهت توان یابی زنان و ارتقای حقوق انسانی و برابری طلبانه بانوان کشور است. باید قدر دانست و لازم است در تداوم و تکرار آن مجدّانه کوشید. امیدوارم خانم منصوری در این سمت هم موفق باشد و این کامیابی هم در ارتقای خود مؤثر خواهد بود و هم در ارتقای سطح فعالیت زنان در ایران. چنین باید.

یکشنبه ۱۴ آذر ۴۰۰

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.