یک فتوای شرعی و دو نکته

بدست • ۷ مهر ۱۳۹۸ • دسته: مقالات

چند سال قبل که به مناسبتی، مخالفت با جریان عرفانی و صوفیانه بالا گرفته بود، مقاله ای نوشتم تحت عنوان «جدال با درویشان؛ نگاهی در اعماق» که در وبسایت زیتون منتشر شد (علاقه مندان می توانند به آن مراجعه کنند) و اکنون که باز به مناسبتی دیگر و در واقع با بهانه ای تازه خیزش برخی علما و مراجع دینی قم بر ضد جریان صوفیانه و به طور خاص دو تن از بزرگان ایران یعنی مولوی و مرادش شمس تبریزی آغاز شده و احتمالا در روزهای آینده اوج خواهد گرفت، در این یادداشت کوتاه به چند نکته و یک خاطره اشاره می کنم:
نخست این که اختلاف دو جریان فقیهان شریعتمدار با دو جریان اهل عرفان و تصوف و نیز با جریان اخباریه، ریشه در اعماق تاریخ اسلام دارد و آن اساسا اختلاف بر سر احراز مقام دینی و سیاسی و در کنارش منافع اقتصادی بوده و هست؛ در این میان، البته انگیزه های خالص مذهبی هرچند منتفی نیست ولی آن نیز همراه با جزمیت و قشریگری دینی بوده و هست. تردید ندارم که اغلب قریب به تمام این فقیهان عظام، نه از تاریخ عرفان در ایران و اسلام و تشیع اطلاع درستی دارند و نه از آموزه های بزرگان این نحله به ویژه شمس و مولانا اطلاعی درست و دقیق دارند. اینان مصداق «الناس اعداء ماجهلوا» هستند یعنی با چیزهایی که از آن اطلاع ندارد، دشمنی می کنند.
نکته دوم طرح این پرسش است که این فقیهان آیا با متصوفه مبارزه می کنند یا دارند نظام ولایی سیاسی را به چالش می کشند؟ آیا فقیهان غیر حاکم وفق قواعد فقهی از این حق برخوردارند که با سیاست های حکومت مشروع و مطلوب خود رسما و عملا مخالفت کنند؟ مگر کسانی چون آقایان مکارم شیرازی و نوری همدانی، نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند و خود را وفق موازین فقه و شریعت سنتی ملتزم به اطاعت از آن نمی دانند؟ چگونه است که اینان در رژیم گذشته تا چند ماه آخر کمترین اعتراضی علنی بر ضد نظام حاکم نداشتند؟ وقتی دو ولی فقیه گذشته و حال نظام مورد حمایت آقایان صریحا و علنا از حلاج و مولوی و حتی شمس و مدافعانشان از سلسله علما مانند ملاصدرا و فیض کاشانی و محمدتقی جعفری و . . . دفاع کرده م می کنند، دیگر این آقایان با چه مجوزی به خود حق می دهند با چنین تفکر و سیاستی مقابله کنند؟ (گفتن ندارد که مراد آزادی اندیشه و حق نظر فردی نیست بلکه مراد مخالفت رسمی و مقابله و آن هم از موضع شریعت و به نمایندگی از شارع است). افزون بر این، مداخله در کار یک وزارت خانه حکومتی (وزارت ارشاد)، مداخله در امور خاص حکومتی نیست؟
وانگهی، چرا در نظامی که از آغاز تا کنون، هر روز مرتکب جور و ستم و خلاف شرع مسلم می شود، کمترین واکنشی از این حضرات دیده نمی شود؟ روشن است که در این مجادله با حضرات، صرفا با منطق مورد قبول آقایان سخن گفته ام و نه با معیارهای دیگر.
چهارشنبه ۳ مهرماه ۹۸

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.