سیما و سیره محمد در قرآن ۱۹ –بخش چهارم-فصل دوم: ارتباط متقابل مؤمنان با همدیگر

بدست • ۹ خرداد ۱۳۹۰ • دسته: سيما و سيره نبوى

 

همان­ گونه که بین پیامبر و مؤمنان ارتباط ایمانی متقابل وجود دارد بین مؤمنان نیزدر بستر جامعه ایمانی (امت) روابط ایمانی و دینی متقابل وجود دارد. در قرآن به مناسبت‌‌های مختلف به این روابط اشاره شده است که به مواردی از آنها اشاره می‌شود:

۱- دوستی در میان مؤمنان : « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ »[۱] (توبه/۷۱)

۲- رحمت بر مؤمنان و شدت برکافران : « مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ … »[۲] (فتح/۲۹)

۳- برادری ایمانی  : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ … »[۳] (حجرات /۱۰)

۴- گذشت کریمانه در برابر بدیها.

« … وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا »[۴] (فرقان /۷۲). نیز آیه ۶۳ همان سوره می‌فرماید: « وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ».[۵]

در آیه (۱۹۹/ اعراف) نیز خطاب به پیامبر آمده است : « خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ »[۶] در آیات ۵۴ و۵۵ سوره قصص نیز آمده است که مؤمنان بدی را با خوبی پاسخ می‌دهند و از جاهلان در می‌گذرند.

۵- نهی از دوستی غیر خدا و رسول و مؤمنان.

« یا یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاء… »[۷] (ممتحنه /۱ ). نیز آیه ۱۴۳ سوره نساء. البته با توجه به مجموعه شرایط و فضای سیاسی و اجتماعی زمان نزول این آیات روشن است که نهی از ولایت دشمنان خدا و رسول و مؤمنان، نهی از دوستی‌ها همان کافران حربی است.

آیه ۱۳ سوره ممتحنه مؤید این نظراست: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَهِ کَمَا یَئِسَ الْکُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ »[۸]

۶-  توصیه به انفاق.

درآیات متعدد قرآن به مؤمنان سفارش شده است که «انفاق» کنند یعنی بخشی از مال خود را به نیازمندان ببخشید. به عنوان نمونه درآیه دوم سوره بقره در اوصاف مؤمنان آمده است: « … وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ». از« ایثار» نیزیاد شده است. آیه ۹ سوره حشر: « وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ  »[۹] انفاق را بخشی از دارایی دانسته‌اند و ایثار را از نیاز خود گذشتن و به نیازمند دادن تفسیرکرده‌اند. به هرحال در روابط ایمانی مسأله انفاق و کمک مالی به محتاجان یک اصل مؤکد ایمانی و اسلامی است. البته انگیزه وجوهر این کمک قطع وابستگی به مال و ثروت و در واقع فاصله گرفتن از دنیا پرستی و زرپرستی است و لذا فعل اخلاقی است اما یکی از آثار اجتماعی آن رفع مشکلات مالی مؤمنان نیز هست. زکات در قرآن نیز دراین ارتباط قابل تفسیر است.

۷- نهی از گفتار بدون عمل.

سوره صف آیه ۲: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ »[۱۰]

۸- توصیه به امر به معروف و نهی­از منکر یا خیر خواهی برای امت.

در قرآن از اوصاف مؤمنان آمر به معروف و ناهی از منکر بودن است. آیات فراوان است اما  مهمترین و معروفترین آنها آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ سوره آل عمران است. « وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »[۱۱]  «کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ … »[۱۲]  

این که درچهارچوب ایمان وعقیده قرآنی و فرهنگ اسلامی، « معروف» و « منکر» به چه معنا هستند و به ویژه مصادیق آن دو کدامند، محتاج تحقیق و تأمل فراوان است،[۱۳] اما اجمالاً می‌توان گفت که معروف با توجه به کاربرد آن در قرآن به معنای هر فکر و یا عمل خوب و شایسته‌ای که مورد تأیید ایمان دینی باشد و عرف زمانه

نیز آن را مثبت و مفید و درست بشناسد و طبعاً منکر عکس آن است. بنابراین خوبی‌‌ها و بدیها درعین ارتباط با کلیت ایمان اسلامی و عقاید مسلم جامعه دینداران مفهوماً و مصداقاً متحول است به ویژه در مصادیق همواره پدیده‌هایی تازه‌‌ای به قلمرو معروف و منکر افزوده می‌شود. مثلاً درشرایط کنونی جهان دفاع از آزادی، حفظ هویت‌ملی، حمایت از دمکراسی به مثابه مدل حکومتی مفیدتر، حفظ محیط زیست و… از مصادیق روشن معروف‌اند و بدین ترتیب نقیض آنها از منکرات شمرده می‌شوند. با توجه به مضمون و فلسفه  و غایت و آثار امربه معروف و نهی از منکر می‌توان از آن تحت عنوان «اصل خیرخواهی برای امت» نیز یاد کرد.

۹- نهی ازارتکاب گناه.

دراسلام، مانند دیگر دین‌ها، یک سلسله امور و اعمال « گناه » و « معصیت » شمرده شده است و مسلمانان حداقل تا زمانی که آن امور از احکام اولیه اسلام شمرده می‌شوند و موضوعیت دارند و مصالح و مفاسد‌‌شان معتبر است، باید ازارتکاب آنها خود‌داری کنند. زنا، ربا، سرقت، شرب مسکرات، غیبت، دروغ، تهمت و بهتان، قتل نفس، خیانت درامانت و … ازاین شمارند. به عنوان نمونه می‌توان به آیه ۱۲ سوره ممتحنه استناد کرد: « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ »[۱۴].

گفته شده است که منظور از قتل اولاد زنده به گورکردن دختران است. گفته‌‌اند که مراد از بهتان الحاق فرزند است به شوهردرحالی که از او نباشد خواه از زنا و یا گرفتن فرزند دیگری و نسبت دادن آن به شوهر باشد. نیز ادعا شده است که مراد از پیش دست‌‌ها شکم است که کنایه از بارداری است و مراد از پاها دهانه رحم است که فرزند هنگام زادن درمیان پاها به زمین می‌افتد.                       

این آیه گرچه درمورد زنان است و هنگام فتح مکه نازل شده است اما تعهدی عام است و شامل همگان و از جمله مردان نیز می‌شود. به هرحال جامعه اسلامی یک جامعه انسانی و اخلاقی است و روابط ایمانی آن باید معطوف به غایات اخلاقی و آرمانهای متعالی انسانی باشد. بخشی از این اخلاقیات و امور معنوی و انسانی درقرآن و سیره نبوی هست و بخش‌‌های دیگر از آن درطول تاریخ و به تجربه بدست می‌آید و باید آنها را نیز از اخلاقیات دینی به شمارآورد. گرچه اصول و آرمانی اخلاقی درطول زمان چندان تغییر نمی‌کنند.

[۴] . و چون براو لغوی بگذرند کریمانه بگذرند.

[۵] . و بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که روی زمین فروتنانه راه می‌روند، و چون نادانان ایشان را مخاطب سازند، صمیمانه پاسخ دهند.

[۶] . عفو پیشه کن و به نیکی فرمان ده واز نادانان روی بگردان.

[۷] . ای مومنان دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی مگیرید.

 

[۸] . ای ایمان آوردگان! مردمی را که خدا برآنان خشم گرفته است هرگز به دوستی برنگیرید.

[۹] . و[آنان را] ولو خود نیازمندی داشته باشند، بر خود برمی‌گزینند، و کسانی که از آزمندی نفس خویش درامان مانند، آنانند که رستگارانند.

[۱۰] . ای مومنان چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید.

[۱۱] . و باید ازمیان شما گروهی باشند، دعوتگر به خیر که به نیکی فرمان دهند و از ناشایستی باز دارند و اینان رستگارانند.

[۱۲] . شما بهترین امتی هستید که برای مردمان پدید آمده‌اید، که به نیکی فرمان می‌دهید و از ناشایستی باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید.

[۱۳] . در مورد فریضه امربه معروف و نهی­از منکر کتابهای فراوانی نوشته شده است اما مطالعه دو کتاب بسیار مفید است، یکی کتاب مرحوم سید مرتضی شبستری درباره امر به معروف و نهی ازمنکر و دوم، که بسیار مهم است، کتاب مایکل کوک که با عنوان « شایست و ناشایست دراندیشه اسلامی » به وسیله آقای محمد حسین ساکت ترجمه شده است.

[۱۴] . ای پیامبر چون زنان مومن به نزد توآیند که با تو بیعت کنند که برای خداوند شریکی نیاورند و دزدی نکننند و زنا نکنند و فرزندانشان را نکشند و فرزندی را از راه بهتان به دست نیاورند که نسبت آن را به دست و پای خویش دهند، و درکارخیری از تو نافرمانی نکنند، پس با آنان بیعت کن و برایشان از خداوند آمروزش بخواه، چرا که خداوند آمرزگار مهربان است

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.