رخدادهای شرم آور در زندان های جمهوری اسلامی

چهارشنبه 1 اردیبهشت 89 / 21 آوریل 2010

1

طبق اعلام قرار شده است که دبیرکل سازمان ملل به زودی به ایران سفر کند. گویا ماجرا از این قرار است که ایران برای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل داوطلب شده و حالا تلاش می کند از طریق لابی با دبیرکل و نیز اعضای دیگر سازمان ملل و رأی دهندگان، برای خود رأی دست و پا کند.

 اما از این سو نیز تلاش هایی صورت می گیرد تا این کار انجام نشود. خانم عبادی نامه ای به دبیرکل فرستاده و با برشمردن موارد نقض مکرر حقوق بشر به وسیلة حکومت ایران، اعلام کرده است که حکومت ایران، به دلیل نقض مستمر حقوق بشر و نیز عدم اجرای مصوبات مجمع عمومی سازمان ملل، صلاحیت عضویت در شورای حقوق بشر را ندارد.

منتقدان و فعالان حقوق بشر در خارج از کشور نیز بسیج شده اند تا مانع این کار بشوند. تلاش می شود با ارسال نامه و امضاهای جمعی بیانیه ها و ارتباط با نمایندگان کشورها در سازمان ملل، مانع رأی آوردن ایران بشوند. چند روز پیش آقای هادی قائمی، یکی از فعالان حقوق بشر در نیویورک از طریق ایمیل و فرستادن بیانیه خواست که آن را امضا کنم که البته من خودداری کردم.

از سوی دیگر نامه ای از سوی زندانیان سیاسی اوین، که البته عیسی سحر خیز از سوی زندانیان آن را امضا کرده است، برای دبیرکل سازمان ملل فرستاده شده و از وی خواسته اند که از زندان اوین نیز دیدن کند. به هرحال مردم نیز بیکار نیستند و کار خود را پیش می برند. جنبش سبز از شیوه های گوناگون مدنی و حقوقی برای پیشبرد اهداف خود بهره می گیرد.

2

چند روز پیش نامه ای از سوی زندانیان بند 350 اوین خطاب به چند تن از علمای قم انتشار یافت که واقعا تکان دهنده بود. در این نامه مفصل به صورت تفکیکی به مسائل مختلف دستگیری ها، باز جویی ها، شکنجه ها، تهدیدها، تطمیع ها،  داد گاه ها، اعترافات و موضوعات مهم دیگر اشاره شده است. اینان گفته اند قاضی و قضاوتی وجود ندارد، قضات ابزار دست و عملة بازجویان و مقامات سپاهی و امنیتی هستند. از مهم ترین مطالب آن، چگونگی اعترافات در دادگاه است. شرح داده شده است که چگونه افراد را با تهدید و زیرفشار قرار دادن از طریق آزار جسمی و یا تهدید و تطمیع و یا دستگیری اعضای خانواده، وادار و در واقع مجبور می کنند که در دادگاه اعتراف نامه را که به دستشان داده اند بخوانند. جالب است گفته شده است که روز پیش از تشکیل دادگاه افراد را به سالنی که قرار است فردا و یا پس فردا دادگاه تشکیل شود می برند و در حضور قاضی تمرین می کنند که چگونه متن اعترافات را بخوانند. جالب تر این که گاه به افراد گفته اند باید طوری حرف بزنید که طبیعی جلوه کند و هرچه طبیعی تر حرف بزنید زودتر آزاد می شوید. از نکات مهم دیگر شرح تهدید به تجاوز جنسی زندانیان و نیز مزاحمت ایجاد کردن برای همسران و حتی مادران برخی زندانیان است که واقعا تکان دهنده و شرم آور است و موجب ننگ ابدی این حاکمان مدعی دین و اسلام ناب. ای کاش می شد تمام این متن را می آوردم. اما مطمئنم که در آینده این نامه نیز در شمار اسناد این دوره ننگین به اطلاع همه خواهد رسید.

نویسندگان نامه در پایان خطاب به علما گفته اند که ما انتظار نداریم که حرف ما زندانیان را باور کنید اما انتظار داریم که برای حفظ اعتبار روحانیت شیعه هم شده به حرف های ما گوش دهید و کسانی را برای رسیدگی به زندان بفرستید و درب خانه هایتان را به روی زندانیان و خانواده ها باز بگذارید. واقعا در این کشور فریادرسی نیست. این آقایان علما هم که معلوم نیست چرا حداقل برای دین و اعتبارشان احساس مسئولیت نمی کنند.

در پی انتشار این نامه یکی از مقامات امنیتی، که نه نامش گفته شده و نه عکسی و نشانی از او دیده شده است، طی مصاحبه ای کوشیده که به شکل غیرمستقیم مطالب این نامه را خنثی کند و شکنجه و اعترافات تحمیلی را انکار کند. 

یادداشت های روزانه – قسمت دویست و چهلم

یکشنبه 20 اردیبهشت 1405

Share:

More Posts

Send Us A Message