هرزمان پیشوایان مذهبی پوست پلنگ می پوشند و دندان ببر نشان می دهند!!

اخیرا میرحسین موسوی در بیانیه ای استوار و شجاعانه از حاکمان به طور عام و نیروهای سرکوبگر به طور خاص و رهبر نظام ولایی به طور اخص خواست کنار بروند تا مردم ایران، که صاحب حق هستند، بتوانند نظام مطلوب خود را بنیاد نهند و سامان دلخواه خود را پدید آورند. وی در پایان در جملات نیایشگرانه با خداوند می گوید «آن زمان که زندانیان سیاسی آزاد می شوند، اولین شان دین تو خواهد بود که از پیش اسارتی طولانی در چنگ دین فروشان، از نو لبخند محمدی خورشید را می بیند».  

سخن حقی است و من هم برای استجابتش آمین می گویم؛ چراکه حداقل در این 47 سال چیزی که بسیار آسیب دید، همانا دین بود و دین ورزی خالصانه، اما به یاد عنوان کتاب مرحوم مرتضی مطهری افتادم که حدود یک دهه پیش از پیروزی انقلاب 57 موسوم به «انقلاب اسلامی ایران» به صورت گفتار / نوشتار عرضه شد: «علل گرایش به مادیگری». به نظر رسید که به یاد حکومتگران مدعی تشکیل و تأسیس نظام ولایی با الگوی نبی اسلام پس از هزار و چهارصد سال در ایران، بیاورم و توصیه کنم که حداقل این کتاب را بخوانند و اگر با دقت و تأمل بخوانند، حداقل هم از پیشگاه خدا و رسول شرمنده خواهند شد و هم نزد وجدانشان (البته اگر هنوز چیزی از وجدان باقی مانده باشد) سرافکنده و هم از شخص مطهری شرمنده می شوند. مطهری شخصیتی است که، از زبان رهبر قبلی و فعلی جمهوری اسلامی بارها و بارها مورد تأیید قرار گرفته و حتی او را ایدئولوگ انقلاب اسلامی دانسته اند.  

مطهری ذیل عنوان «خشونت کلیسا»، به عنوان یکی از علل گرایش به مادّیگری و ضدیت با دین در مغرب زمین، تحلیل خواندنی و درستی ارائه داده و به نکات مهمی اشاره کرده است. وی در پایان این فصل (ص 72) گفته است: «مذهب که می بایست دلیل هدایت و پیام آور محبت باشد، در اروپا به این صورت درآمد که مشاهده می کنیم. تصور هرکس از دین و خدا و مذهب، خشونت بود و اختناق و استبداد بدیهی است که عکس العمل مردم در مقابل چنین روشی جز نفی مذهب از اساس و نفی آن چیزی که باید اولی مذهب است، یعنی خدا، نمی توانست باشد. هر وقت و هرزمان که پیشوایان مذهبی مردم که مردم و در هر حال آن ها را نمایندگی واقعی مذهب تصور می کنند پوست پلنگ می پوشند و دندان ببر نشان می دهند و متوسل به تکفیر و تفسیق می شوند، مخصوصا اغراض خصوصی به این صورت در می آید، بزرگترین ضربت بر پیکر دین و مذهب به سود مادّیگری وارد می شود».  

  این جملات به قدر کفایت روشنگر و بلیغ است و از این رو نیاز به توضیح و تفسیر ندارد. فقط می افزایم که آیا مطهری در آن زمان که چنین سخنانی می گفت و به ویژه در آستانه پیروزی انقلاب سال 1357 در سخنرانی خود با عنوان «بررسی اجمالی نهضت های صد ساله اخیر» (که پس از آن بارها چاپ و تجدید چاپ شده است)، که اصرار داشت رهبری انقلاب منحصرا با علمای دینی باشد و بعد حداقل از نظارت ولایت دفاع می کرد، هرگز تصور می کرد که در همان نظام مذهبی – روحانی مطلوب ایشان، به زودی پیشوایان دینی هم متوسل به تکفیر و تفسیق می شوند و هم پوست پلنگ بپوشند و دندان ببر نشان خواهند داد؟! تقریبا مطمئن هستم که نه تنها او چنین تصوری نداشت، حتی کسانی چون میرحسین موسوی، که در اوایل دهه شصت از اعضای فعال «حزب جمهوری اسلامی» بود و سردبیر روزنامه «روزنامه جمهوری» (ارگان حزب) و اندکی بعد مقام وزارت خارجه و در نهایت مقام نخست وزیری «دولت جمهوری اسلامی» شد و در این مقام هشت سال ماند، هرگز نمی توانست تصور کند که کار مقامات نظام ولایی به وضعیت متأخر برسند و دندان ببر نشان دهند و دست به کشتاری غیر قابل تصور بزنند! 

با این همه این اشتباهی نظری و عملی بسیارانی در آن زمان بود؛ اشتباهی که تاوان آن را یک ملت و یک تاریخ و به ویژه یک دین و مذهب داده و می دهند. وقت آن است که به صراحت اشتباه حکومت مذهبی ولایی را اعلام کنیم. هرچند بی تردید جبران مافات نمی شود ولی بالاخره به درستی گفته اند «ضرر را هرجا بگیرید، منفعت است».      

منتشر شده در زیتون

Share:

More Posts

Send Us A Message