بالاخره توانستیم از آمریکا خارج شویم

شنبه 29 اسفند 88 / 20 مارس 2010

1

بالاخره توانستیم از آمریکا خارج شویم و به ایتالیا باز گردیم. عصر دوشنبه از کنسولگری ایتالیا خبر دادند که ویزا حاضر است. صبح سه شنبه با همراهی حسین آقا افشاری به مرکز لس آنجلس رفتیم و پاسپورت را گرفتیم و بر گشتیم. البته در راه بازگشت سری به خیابان وست وود (خیابان ایرانی ها) زدیم و از کتابفروشی «جهان کتاب» (معروف ترین و بزرگترین کتابفروشی ایرانیان در این شهر که مال یک یهودی ایرانی است) دو جلد کتاب خریدیم و بعد چند قدم آن طرف تر در «بستنی فروشی گل و بلبل» بستنی خوردیم و به خانه بازگشتیم.

بلیط برگشت ما از طریق لس آنجلس – فیلادلفیا – رم بود. البته همان شرکت لوفت هانزا بود و در نهایت بدون پرداخت جریمه پذیرفته بودند که ما را برگرداند. گرچه در حین سفر متوجه شدیم که از مقصد اول تا دوم هر بار از یک ارلاین استفاده شده بود. گویا به گفتة دوستی لوفت هانزا ما را اجاره داده بود. لابد می خواست از امکانات ارزان تری استفاده کند.

به هرحال پرواز ما هشت و نیم صبح بود و ما با همراهی آقای رضا گوهرزاد ساعت پنج صبح به فرودگاه بزرگ لس آنجلس رفتیم. پرواز به موقع انجام شد و ما پس از حدود شش ساعت پرواز به مرکز فیلادلفیا رسیدیم. این ایالت در نزدیکی نیویورک در شرق آمریکا نهاده شده است. ساعت حدود پنج عصر به وقت محلی بود. تا به گیت پرواز بعدی برسیم نیم ساعت زمان داشتیم. ما می بایست به دفتر اداره مهاجرت نیز می رفتیم و این را با زبان بی زبانی به خانم ایستاده پشت گیت حالی کردیم. او آدرس داد که کجا برویم. ما در حالی که تقریبا یقین داشتیم که به پرواز نمی رسیم برای پیدا کردن دفتر مذکور راه افتادیم. چرا که قبلا به ما گفته بودند اگر خروج مان از کشور را به اداره مهاجرت اطلاع ندهیم دفعه بعد مانع ورود ما به خاک آمریکا خواهند شد. به هرحال اداره را پیدا کردیم و پس از حدود ده دقیقه کار ما انجام شد و بعد به محل بازرسی رسیدیم و بار دیگر تمام وسایل همراه را طبق معمول با دقت تمام وارسی کردند و بعد با دویدن خودمان را به گیت پرواز رساندیم. گرچه نیم ساعتی گذشته بود اما به هرحال ما رسیدیم و سوار شدیم. البته از اداره مهاجرت به پرواز نیز تلفن کرده بودند و فکر می کنم به همین دلیل پرواز را تأخیر انداختند. ساک های ما را خودشان از بار قبلی تحویل گرفته و به هواپیمای بعدی تحویل داده بودند. اگر واقعا جا مانده بودیم چه می شد؟ چگونه و در کجا می توانستیم تا پرواز بعدی صبر کنیم؟ اصلا بلیط ما اعتبار داشت یا نه؟ در غربت و با بی اطلاعی و ناواردی و زبان نفهمی کار خیلی سخت می شود. اما به هر تقدیر و با عنایت ذات حق مشکلی پیش نیامد.

ساعت هفت غروب به وقت شرق آمریکا پرواز کردیم و ساعت هشت صبح به وقت اروپای مرکزی به فرودگاه رم رسیدیم. در طول دو شب تقریبا هیچ نخوابیدم. البته در پرواز اول کمی کتاب خواندم اما در دومی حتی یک صفحه کتاب نیز نخواندم. در شب و در سفر طولانی اگر نتوانی بخوابی و نتوانی کتاب بخوانی، حسابی کلافه می شوی. هر چند به هرحال دو نفر بودیم و با گپ و گفتگو سختی را کمی آسان کردیم.

جمعه 12 دی 1404

Share:

More Posts

ادای دین به بهرام بیضایی

بهرام بیضایی درگذشت. او از معدود هنرمندانی بود که از جهاتی از بسیاری از همتایان و همکارانش متمایز بود. مهم ترین آن ها عبارت اند

Send Us A Message