سفر به ایران

بدست • 2 ژوئن 2021 • دسته: مقالات

جمعه ۳۰ اسفند ۸۷ / ۲۰ مارس ۲۰۰۹
۱
عصر روز سه شنبه کیوسی را به قصد رم ترک کردم. در رم آقای سید علی اکبر موسوی خوئینی را دیدم. ایشان چند روز پیش تلفنی با من تماس گرفت و معلوم شد که در ایتالیاست و در شهر میلان. گفت که تقاضای ویزا از آمریکا در دوبی کرده و منتظر است موافقت شود و او به آمریکا برود. ایشان در شهریور ماه گذشته قصد خروج از کشور را داشت که در فرودگاه تهران مانع خروج وی شدند اما اخیرا موافقت کردند و او برای گردش و بازدید در اروپا بود. از فرانسه به ایتالیا آمده و از اینجا نیز قصد عزیمت به پاریس را داشت. .قرار شد در سر راه رم شبی نزد من بیاید که جور نشد. .ایشان همراه خانواده اش به ونیز رفت و بعد به رم. در ترمینی ایشان را دیدم. با آقای علی ایزدی و ایشان در کافه ای (بار) نشستیم و ضمن صرف قهوه ساعتی گپ زدیم. محور بحث اصلی موضوع انتخابات ایران بود. در پایان دوستانه به آقای موسوی توصیه کردم در آمریکا (که فعلا باتلاقی برای دانشجویان و عناصر ناراضی حکومت است) به دام عناصر و جریانهای سلطنت طلب و مغرض و سیاسی باز آمریکا نیفتد و مثلا سر از تلویزیون صدای آمریکا در نیاورد.
دلیل آن را نیز توضیح دادم و گفتم درست است که در انتقاد و طرح اشکالات علیه نظام ایران غالبا هم نظریم اما مبانی و انگیزه ها کاملا متفاوت و چه بسا متضاد است و به هرحال این جریانها از امثال ماها به عنوان ابزار استفاده می کنند و لذا ماها نباید از لج جمهوری اسلامی با آنان همکار و هم سو شویم. آقای موسوی گفت که در دیداری که با آقایان خاتمی و کروبی داشته اینان نیز دقیقا همین را گفته اند.
پس از آن با آقای ایزدی به مغازه ای رفتیم و چند قلم جنس به عنوان سوغاتی برای سفر به ایران خریدیم.
شب را منزل آقای ایزدی بودم. پسرم روح الله و خانمش هم که در رم بودند آمدند و شام را با هم خوردیم. صبح چهارشنبه همراه یک زوج جوان، که عازم ایران بودند، به فرودگاه آمدیم و ساعت سه به وقت تهران و ۱۲:۵۰ به وقت رم پرواز کردیم. در سفر خوش گذشت. جوان نامش امیرحسین قراگوزلو بود. تازه ازدواج کرده بودند و در رم درس می خواند و تقاضای ویزا از آمریکا کرده بود و منتظر پاسخ بود تا به گفته خود برای ادامه تحصیل به آمریکا برود. گفتم چرا آمریکا؟ گفت من عاشق آمریکا هستم. بعد افزود آقای اشکوری دعا کنید ویزای من درست بشود. فعلا همه عاشق آمریکا هستند. ۲۸ ساله بود در طول سفر به تفصیل در باره چگونگی انقلاب ایران و آغاز و انجام آن صحبت کردیم. برای او توضیح دادم که انقلاب اجتناب ناپذیر بود و مقصر اصلی آن نیز شاه و رژیم تحت امر وی بود.
این جوان مطایبه ای در باره آقای خاتمی گفت که نشنیده بودم. از ته دل خندیدم. گفت: خاتمی به حج رفته بود. هنگام رمی جمرات، دیدند که ایشان نگاه می کند و به شیطان سنگ نمی زند. یکی گفت: آقای خاتمی چرا ایستاده اید و رمی نمی کنید؟ گفت: فکر می کنم با گفتگو بهتر می شود مشکل را حل کرد!
در فرودگاه تهران دخترم و پسرم محمود و برادرم لطف الله و خانواده اش و خواهرم و همسرش آمده بودند. فعلا در تهران هستم. قصد دارم پس از یک ماه به ایتالیا برگردم. احتمالا تا اواسط تابستان خواهم ماند. زندگی مجردی در آن جا پر بد نیست. .سکوت، آرامش، کار، روزی دو ساعت پیاده روی، سلامت روح و جسم نعمت بزرگی است که کم و بیش حاصل است. بوه یژه در زندگی مجردی فرصت پیدا می شود تا آدم کمی به خود برسد و حداقل کارهایش را خود انجام دهد. مخصوصا ما مردهای ایرانی همواره به وسیله مادرها و یا همسرهایمان تر وخشک می شویم و خود در زندگی داخل خانه دست به سیاه و سفید نمی زنیم.
۲
مقاله ای تحت عنوان «چهارشنبه سوری خرافه یا حقیقت» نوشته بودم که روز چهارشنبه در سایت روز آنلاین چاپ شده است. ضمنا روز قبل مصاحبه ای در همین مورد با رادیو بی بی سی کردم که احتمالا پخش شده است .
۳
سالی که گذشت از سال گذشته بدتر بود و ما از هر جهت دچار مشکلات و بحران های بیشتر شدیم. از نظر روابط خارجی واقعا اعتباری برای جمهوری اسلامی باقی نمانده و اخبار نقض حقوق بشر و مشکلات بسیاری دیگر، که محصول سیاست های کلی حاکمیت البته با اجرای محمود احمدی نژاد است، تیتر رسانه های جهان بوده است.
گرانی و تورم و فقر و فاصله طبقاتی عمیق تر شده است. سرکوبی دانشجویان و فعالان سیاسی و زنان گسترده تر از گذشته بوده است. انحطاط و آشفتگی اخلاقی عمیق تر شده است. حال همه در انتظار انتخابات ریاست جمهوری اند و آن هم چندان جای امیدواری نیست. اولا هرکس را که هسته اصلی قدرت یعنی آقای خامنه ای و نظامیان و جنتی خواست رئیس جمهور می شود و ثانیا فرضا کروبی یا میرحسین موسوی و یا اشخاص تواناتر بر کرسی ریاست جمهوری بنشینند اتفاق مهمی نخواهد افتاد. چرا که همه می دانیم رئیس جمهور در ساختار حقیقی و حقوقی جمهوری اسلامی سیاست های کلان نظام است که به وسیله هسته اصلی قدرت تعیین و مقرر می شود. در عین حال افراد نیز بی تأثیر نیستند و حداقل تیپ و شخصیت فردی رئیس جمهور و زبان و بیان وی و برخی تعلیمات جزئی در حوزه اقتصاد ویا فرهنگ وی می تواند کمی از مشکلات و محدودیت ها بکاهد و امکان تنفس برای جامعه مدنی و مردم فراهم کند. تفاوت خاتمی و احمدی نژاد این تفاوت گریز ناپذیر و طبیعی را به خوبی آشکار می کند. ببینیم چه می شود. ما هم یا مقلب القلوب والابصار و یا محول ا لحول والاحوال گویان از خداوند می خواهیم در سال آینده «حول حالنا الی احسن الحال» باشد ولی هوشمندی و کوشش ما هم در این تغییر احوال نقش مهمی خواهد داشت.
یادداشت های روزانه – قسمت هفتاد و یکم
سه شنبه ۱۱ خرداد ۴۰۰

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.