خلافت علوی؛ کامیاب یا ناکام؟!

بدست • 3 می 2021 • دسته: مقالات

اشاره: زندگی و کارنامه¬ی امام علی¬بن ابی طالب (ع) پر ماجرا و در عین حال پر فراز و نشیب است. از کودکی تا جوانی و حضور فعال و اثرگذار در کنار نبی گرامی اسلام و در میدان های پیکارهای مختلف تا دوران مهم و حسّاس پس از درگذشت پیامبر و روزگار دشوار خلفای راشدین و مهم تر از همه روزگار فتنه خیز دوران خلافت آن بزرگوار جملگی پر حادثه اند و درخور توجه و دقت و تحلیل. در این میان، این پرسش مطرح است که کارنامه¬ی دوران خلافت علی موفق و کامیاب بوده و یا ناکام؟ در این نوشتار، ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت امیرالمؤمنین، تلاش می شود در سه عرصه به این پرسش پاسخ داده شود.

کامیابی در زیست اخلاقی و ایفای نقش مذهبی و فکری
پاسخ به چنین پرسش ستبری، به ویژه از منظر تارخ نگاری محض، کار بس دشواری است. می دانیم که پاسخ به پرسش از کامیابی و ناکامیابی افراد و زمامداران، نوعی داوری است و هر نوع داوری در مقولاتی چنین به نظام های فکری و سیستم ترجیحات ارزشی خاص بستگی دارد و می دانیم که سیستم ترجیحات هر فرد و یا گروه به شدت متنوع و گاه متضاد اند و در این صورت داوری ها نیز متنوع خواهند بود. اما از منظری که من به امام علی (ع) و زندگی نامه¬ی او می نگرم (به ویژه از منظر دینی)، می توانم بگویم که علی در زندگی فردی و دینی و زیست اجتماعی خودش موفق بوده و کامیاب زیسته است. چرا که، اگر معیار پیروزی و شکست را زیست اخلاقی و وفاداری به نظام ارزشی و اصول فکری و اخلاق باور شخصی بدانیم، علی از آغاز زندگی تا پایان آن بدان سخت پایبند بوده و در حد ممکن از آن معیارها و اصول تخطی نکرده است. با توجه به رخدادهای زندگی وی، این مدعا قابل استدلال و استناد است. علی در قلمرو اخلاق فردی به اصول اخلاقی متعارف زمان خود با استواری پایبند بوده و در حوزه دین ورزی نیز همین گونه عمل کرده و هرگز از قواعد شناخته شده و متعارف اسلامی زمان خود تجاوز نکرده است. او در میان اصحاب پیامبر از معتبرترین راویان حدیث است و در ادوار بعد، که حدیث و روایات نبوی اعتبار دینی و فقهی و سیاسی بیشتری پیدا کرد، گزارش های او در باب موضوعات و مسائل مختلف و عمدتا فقه و علم الاحکام بیش از همه معتبر شناخته شد و دلیل اصلی نیز همان ممیزات بارز و خدشه ناپذیر اخلاقی و صداقت در گفتار و رفتار وی بوده است و به همین دلیل است که در روزگار ما؛ روزگاری که آزادی خواهی، عدالت طلبی و اخلاق محوری مهم و برجسته شده است؛ امام علی نیز در شماری اندکی دیگر از رجال با ایمان اسلام آغازین به عنوان نماد و سمبل الهام بخش این سه ویژگی برای مسلمانان برجسته و مهم شده و از جمله در ایران معاصر (از مشروطه تا کنون) امام علی بن ابی طالب و شخصیت و آموزه ها و سیره گفتاری (از جمله نهج البلاغه) و رفتاری اش برای عموم مبارزان فکری و فرهنگی و سیاسی و انقلابی مسلمان شیعه ایرانی بسیار نقش آفرین بوده است. در این زمینه ها، مقالات و کتابهای پر شماری تألیف و منتشر شده است.
او را از نخستین تألیف کنندگان نیز دانسته اند و گفته شده او آموزه های نبی را در برخی ابواب فقهی (مانند دیات و فرائض) کتاب و مدون کرده است. هرچند که از آنها نشانی در دست نیست اما گفته می شود که آن مکتوبات بعدها در دوران تدوین (در سده سوم و چهارم هجری) در منابع روایی و فقهی (مانند صحیح بخاری و من لایحضره الفقیه صدوق و کافی کلینی) راه یافته و مضبوط شده است.

کامیابی و ناکامی در سیاست و خلافت
اما در سیاست و در مقام خلیفه و فرمانروای امپراتوری عربی- اسلامی، کارنامه¬ی او همراه با کامیابی ها و ناکامیابی هایی است که به چگونگی ها و چرایی های آن در تاریخ زندگی او اشاره شده است. او در عین زیرکی در سیاست و دلیری کم مانند در جنگاوری و استواری در میدان های پیکار، در برابر معاویه و همدست پر حیله او عمروبن عاص، شکست خورد و در فرجام کار بخشی مهم از سرزمین های نوپای خلافت عربی-اسلامی (شام و مصر) را از دست داد. هرچند هنوز عراق و سرزمین های شرقی (ایران و خراسان) در اختیار او بود اما در اواخر در عراق و حتی می توان گفت در کوفه نیز به محاصره افتاده بود. نواحی مختلف عراق پیوسته مورد هجوم نظامی و قتل و غارت نظامیان معاویه بود و علی قادر نبود از مردمان قلمرو خود دفاع مؤثر بکند. علل و عوامل این رخداد مختلف اند اما شاید مهم ترین آنها اختلافات عمیق و ریشه دار در مردمان عراق و در جمع پیروان و یاران علی بود که عمدتا پس از رخداد کوچ بزرگانی چون عایشه و زبیر و طلحه و وقوع جنگ جمل در بصره پدید آمد و مردمان این ناحیه را به دو گروه متخاصم و شاید هم بتوان گفت به چند گروه متفاوت و ناسازگار تقسیم کرد. از آن سو، سیاست ها و ترفندهای حیله گرانه و بدون قیدهای اخلاقی و دینی معاویه و گروه او در مواجهه با علی و به طور کلی اصحاب با مرکزیت مدینه، نیز از دلایل سستی جناح علی و در نهایت ناکامی های این جبهه بوده است.

ابهام در کارنامه¬ی تمدن سازی امام
یکی از موضوعات مهم در کارنامه¬ی یک فرمانروا، بررسی تحولات تمدنی و در واقع توفیق و یا عدم توفیق در تمدن سازی اوست. اما در این مورد، چیز زیادی دانسته نیست. بعید است که در این دوران نسبتا کوتاه خلافت علی تغییرات مهم و قابل ذکری در نظام اداری و نهادهای حکومتی و نیز تحولات فرهنگی و اقتصادی و عمرانی و آبادانی و وضعیت معیشتی در زندگی روزمره مردم رخ داده باشد. در واقع، در این مدت کوتاه و آن هم همواره در جنگ و تهدید، به رغم توجه جدی علی به عمران و آبادانی و سازندگی تمدنی (به گونه ای که در نامه به مالک اشتر نیز انعکاس دارد)، عملا امکانی برای سازندگی و چنین اقداماتی، که طبیعتا زمانبر است، فراهم نبود. به ویژه تغییر مرکز خلافت از مدینه به کوفه نیز به سهم خود می توانست مشکلاتی به لحاظ مدیریتی ایجاد کند مهم ترین تلاش علی در حوزه عمومی اجرای برابری در اجرای عدالت و قانون و به ویژه برابری اقتصادی و تأمین حداقل معیشت شرافتمندانه توده های بی شکل مردم بود و در حد توان نیز بدان وفادار ماند اما در نهایت به دلایلی (از جمله جنگهای متوالی و عدم زمان کافی) جامعه ای سازمان یافته و استوار سامان نیافت و پس از او بر جای نماند. او به لحاظ دینی و اقتصادی و سیاسی در مجموع در ادامه¬ی سنت های پیشین عمل کرد که البته بخش اصلی قواعد اقتصادی و دیوانی و اراضی روزگار خلیفه دوم در تداوم نظام اقتصادی و حقوقی روزگار ساسانی بوده است. در عمل نیز جز این ممکن نبود. اندیشه او نیز پیروی از سنت های البته مورد تأیید گذشتگان بوده و به ویژه او می گفت از اکثریت پیروی خواهد کرد. البته لازم است تأکید شود که سیاست مدیریتی و اداری و اقتصادی و مالی دوران علی به کلی با روزگار عثمان متفاوت و از جهاتی متعارض بوده است. معیار انتخاب کارگزاران و نحوه سلوک و رفتارشان با مردم در قیاس با دوران پیشین، به ویژه روزگار عثمان، تفاوت های بارزی داشت.
در هر حال از مجموعه افکار و رفتار امام علی پیداست که ایده های مهمی در مدیریت کلان حوزه¬ی جامعه و سیاست داشت ولی شرایط و زمینه ها و نیز زمان کوتاه خلافت مجالی برای تحقق آنها پدید نیاورد. می توان گمانه زنی کرد و گفت که اگر دوران خلافت علی (مثلا بیست سال و حتی به اندازه زمان خلافت عثمان ادامه می یافت)، می توانست تغییرات تمدنی بزرگی ایجاد شود. این نیز گفتنی است که در کارنامه¬ی خلافت علی از جمله نقش آن در تحولات سیاسی و فرهنگی ایران و حوزه¬ی تمدنی این سرزمین و نیز نوع تعامل خلیفه با ایرانیان، نکات مهم و قابل ذکری وجود دارد. گفتنی است که در باب تحولات و اصلاحات اجتماعی و اقتصادی زمان ام علی، پژوهش های قابل توجهی انجام شده است.
هرچه هست، یک نکته مسلم است و آن این که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب اندکی پس از درگذشتش تبدیل شد به یک اسطوره بزرگ و اثرگذار در جهان اسلام و در میان مسلمانان که از جهات دینی، اخلاقی، سیاسی، دلیری و جنگاوری، فتوت و جوانمردی، زهد و پارسایی، عدالت و دادگری، برابری خواهی و مساوات گرایی و . . . برای عموم مسلمانان (و البته بیشتر برای طایفه شیعی) الگویی شد آرمانی و می توان رد پای این سیمای اسطوره¬ای را به طور خاص در نحله¬های عارفان و اخلاق گرایان و پارسایان به روشنی دید که از همان قرون نخستین برآمدند و در ادوار بعد رشد و گسترش یافتند.

تحول شخصیت تاریخی امام علی به شخصیت اساطیری و غالیانه
باید افزود که در این سیر و صیرورت تاریخی علی، به دلایل مختلف روانی، اجتماعی، فرقه ای و سیاسی، در باره علی و حول شخصیت او انبوهی از افسانه ها و خرافات و گزافه گویی های متنوع ساخته و پرداخته شد که گرچه او را در هاله ای تقدس ماورایی و حتی فوق بشری در پیچید اما در نهایت موجب رواج خرافات و افکار و آموزه های غالیانه نیز شد و در واقع در ادوار بعد سیمای علی را تا حدود زیادی از زمینه-های تاریخی و عینیت¬های واقعی آن خارج و از شناخت درست و به یک معنا از دسترس عموم دینداران و شیعیانش دور کرد.
منتشر شده در شماره ۶۳ هفته نامه صدا در تهران

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.