عشق و امید به زندگی؛ دو ویژگی جوانان امروز ایران

جمعه 27 فروردین 89 / 16 آوریل 2010

1

در رسانه ها آمده است که خاتمی ممنوع الخروج شد. گویا ایشان عازم ژاپن بوده تا در یک کنفرانس بین المللی برای خلع سلاح هسته ای در کنار شماری دیگر از شخصیت های محبوب جهانی شرکت و سخنرانی کند. البته اعلام شد که ایشان رسما ممنوع الخروج نشده است بلکه مقامات (احتمالا امنیتی یا شخص خامنه ای) مانع خروج خاتمی از کشور شده اند. واقعا کار به کجا رسیده است که با شخصی چون خاتمی نیز چنین برخورد می شود. کاین از نتایج سحر است!

2

احمدی نژاد، که گویا از سکوت و کم حرفی چند ماهه اش بیرون آمده و بار دیگر به گفتارها و رفتارهای جنجالی معمول خود بازگشته است، اعلام کرده است که تهران باید خلوت شود و حداقل پنج میلیون نفر باید از تهران بروند. ایشان مسألة زلزله تهران را یکی از دلایل این تصمیم اعلام کرده است. البته این مطلب در خور نقل نیست، هدف بیان این نکته است که ایشان در مورد زلزله گفته است که: فعلا خوشبخاتنه از دعای مؤمنان گسل های تهران فعال نیستند! واقعا نسل های آینده مغبون هستند از این که در چنین دورانی نزیسته و از نعمت وجود و مدیریت چنین زمامدار نابغه و متفکر و با تدبیری محروم بوده اند!

3

نوشته ای از خانم شبنم مددزاده، از اعضای دفتر تحکیم تهران که ظاهرا یک سالی است همراه برادرش زندانی است، در رسانه ها منتشر شده است که واقعا هم تکان دهنده است و متأثر کننده و هم امیدار کننده و در نهایت مایه فخر و مباهات. تأسف از این که چگونه با جوانان و دانشجویان این کشور برخورد می شود و چگونه اینان را در زندان ها و بازجویی ها تحت انواع شکنجه قرار می دهند و چگونه عمر این جوانان با استعداد در زندان ها سپری می شود. اما مایه فخر برای این است که این جوانان از یک سو از دلیری فوق العاده ای برخوردارند که در نهایت تسلیم نمی شوند و همچنان استوار ایستاده اند و برای آزادی و عدالت مبارزه می کنند و از سوی دیگر در کلام و زبان شان جز سرود زندگی و مسالمت و عشق و امید به زندگی نیست و این دو ویژگی از مشخصات جوانان امروز ایران است که بسیار جای امیدواری است.

این دختر جوان و برادرش که ظالمانه به پنج سال حبس محکوم شده اند، ضمن اشاره به شکنجه ها و تحقیرهای بازجویان و بی عدالتی قاضی، خطاب به آنان از پیروزی عدالت و آزادی سخن می گوید و نیز خطاب به دوستان و جوانان و هم کلاسی هایش بشارت می دهد که اندیشه را نمی توان زندانی کرد و به هرحال فردای آزادی و پیروزی آزادی را قاطعانه بشارت می دهد. ای کاش می شد حداقل بخش هایی از نوشته زیبا و پراحساس و شاعرانه و دلیرانه این دختر جوان را در اینجا بیاورم تا آیندگان نیز از آن آگاه شوند. احتمالا در فردا و فرداها این اندیشه ها و نوشته ها در غوغای کلام و سخنان بزرگان و داعیه داران گم می شود و باز هم دانه درشت ها در مرأ و منظر دیده خواهند شد. من زندان را می شناسم و این که جوانی در چنین شرایط سخت و نفسگیر زندان، چنین شهامتی نشان می دهد و چنین دلیرانه از پشت میله های زندان اوین شکنجه گران و زندانبانان را به سخره می گیرد، از شحاعت فوق العاده او نشان دارد و همین روحیه ها و دلیری ها امید به پیروزی را تضمین می کند.

یادداشت های روزانه – قسمت دویست و سی و نهم

چهارشنبه 9 اردیبهشت 1405

Share:

More Posts

آنچه به سود ایران است!

اصولا حرف کسانی چون من نه برای مسئولان جمهوری اسلامی اعتباری دارد و نه قاعدتا از آن با خبر می شوند. با این حال احساس

Send Us A Message