جنگ احزاب در اسفند 1404

در جریان تجاوز اواخر خرداد 1404 توسط اسرائیل، دوست خبرنگاری تعبیر «جنگ احزاب» را به کار برده است. تعبیر معقولی است و کم و بیش منطبق با واقعیت آن.

می دانیم یکی از جنگ های مشهور و مهم و نقطه عطف در دوران نبی اسلام در مدینه، غزوه یا  جنگ معروف «احزاب» است که به «جنگ خندق» نیز شهره است. این جنگ در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد و در قرآن نیز بازتاب یافته و حتی سوره ای به نام «احزاب» وجود دارد. خلاصه داستان آن است که دشمنان نبی اسلام با ترکیب قبایل مختلف با رهبری قبیله مشهور و پرنفوذ قریش در مکه عزم خود را جزم کردند تا برای آخرین بار کار محمد و مسلمانان اندک و محدود مدینه را تمام کنند. با این همه عامل تشویق کننده مهم، همراهی نیروی داخل مدنی یعنی قبیله بزرگ و مقتدر و پرتعداد یهودی بنی قریظه با دشمنان دیرین مکّی بوده است. چند تن از نمایندگان بنی قریظه مخفیانه به مکه رفته و با بزرگان و رهبران قریش ارتباط برقرار کرده و آنها را تشویق کردند تا به مدینه حمله کنند و متعهد شدند که جنگاوران بنی قریظه نیز از داخل به پیروان محمد حمله خواهند کرد. در واقع طرح آن بوده که قریش و متحدان، که مجموع آن را ده هزار نفر گفته اند (سپاهی که تا آن زمان علیه محمد و مسلمانان بی سابقه بود)، تمام عِدّه و عُدّه خود را به کار گرفته و با تمام قدرت و توان مالی و نظامی خود همراه با حمله داخلی دشمنان یهودی ناراضی کار را یکسره کرده و خود را از خطر مسلمانان و فرمانده آن یعنی محمد برهانند.

اما می دانیم که چنین نشد و به هر دلیل، که در منابع سیره نبوی به تفصیل آمده است، سپاه احزاب پس از مدتی محاصره مدینه، بدون کمترین موفقیت و البته بدون تلفات قابل توجهی نیز از دو سو، محاصره را رها کرده و عملا گریختند در نتیجه مسلمانان به نحو معجزه آسا و غیر منتظره ای به سلامت جستند و عملا پیروزی از آن آنان شد.

واقعیت این است که من نه اعتقادی به استفاده از رخدادهای تاریخی (چه دینی و چه غیر دینی) برای فهم و تفسیر و تحلیل رخدادهای کنونی دارم و نه تا کنون به ویژه در بیست سال اخیر از این نمونه ها برای طرح و استدلال رخدادهای روز بهره گرفته ام. اما در این یادداشت کوتاه فقط خواستم با یادآوری و بازگویی یک خاطره جمعی عموم مسلمانان، یادآوری کنم که تهاجم همه جانبه نظامی کنونی اسرائیل و ناتو با عضویت 27 کشور غربی و حداقل همکاری اطلاعاتی اغلب کشورهای عرب و مسلمان منطقه حول قدرت مرکزی آمریکا علیه ایران (نه فقط جمهوری اسلامی) یک حمله کامل احزاب جدید است که آغاز شده است.

البته نقش بنی قریظه را در میان رضا پهلوی ضد ایرانی برای بازپس گیری تخت سلطنت کودتایی خاندان منقرض شده پهلوی و نیز تمامی کسانی که به هر دلیل از آمریکا و اسرائیل دعوت کرده اند برای کمک به آنان در رهایی از شرّ استبداد حاکم به کشورشان حمله و در عمل تجاوز کند بر عهده گرفته اند. شگفت شباهتی است بین این دو رخداد تاریخی!!

اما آیا این بار نیز همان تحول سرنوشت ساز پیشین در این زمان اتفاق خواهد افتاد؟! این دو حادثه با گذشت حدود هزار و چهارصد سال و در دو مقطع زمانی و در دو نقطه کاملا متفاوت و حتی متعارض، هیچ ربطی به هم ندارند و انتظار معجزه نیز در میان نیست اما به اصطلاح رایج،  خدا را چه دیدی، ممکن است این بار هم شاهد امر شگفتی باشیم! دچار توهم و خیالات نیستم اما حداقل از منظر مذهبی صرف، هیچ امری در جهان نه تصادفی است و نه ناشدنی! آرزو می کنم به زودی شرّ احزابیون جدید اعم از خارجی و داخلی از سر مردم و کشور ایران دفع و رفع شود.

به امید فردایی بهتر

چهارشنبه 13 اسفند 1404  

Share:

More Posts

Send Us A Message