پاسخی به یک نقد

شاره: دوست پر ارجی در واکنش به مقاله«تشابه حل ماجرای گروگانها در مجلس اول و بررسی برجام در مجلس نهم» نکاتی را یادآوری کرد و من نیز پاسخی برای ایشان فرستادم. او نیز پاسخی مجدد داد. از آنجا که ممکن است نقدهای مورد اشاره ایشان به ذهن افرادی دیگر نیز رسیده باشد، مجموعه سه پاسخ را به اشتراک شما می گذارم. با سپاس از این دوست عزیز.

سلام و ممنون از ارسال لینک که مشاهده کردم
در عجب هستم که شما به درستی ضمن نقد از پروسه‌های غیر دموکراتیک در این تصویب‌ها، از هسته معقول تصویب برجام دفاع کرده، ولی‌ از بیان خوشحالی در تصویب آزادی گروگانها خود داری کرده اید!؟ از نقد نظریه تخریبی‌ ابستراکسیون و ادامه شعار آن دوره که مانع آزادی گروگانها شد خود داری کرده اید؟ آیا خدای ناکرده چون خود در آن مواضع بوده اید؛ ضمیر ناخود آگاهتان هنوز رخصت نقد ناپختگی آن دوره و پختگی روند مقابل را نمی دهد؟ نقد یا تأیید پروژه‌ها بر بستر پروسه‌ها راه را هموار و رهروان مؤمن و وطن دوست چون شما را در چشمان جستجوگران در تاریخ عزیزتر می‌کند.
مخلص و با سپاس مجدد

جناب . . .گرمی
با عرض سلام و ارادت
در پاسخ تعجب و پرسش های شما چند نکته را به اجمال عرض می کنم:
اولا-محور بحث حول چگونگی بررسی موضوع برجام در مجلس نهم بوده نه ماجرای گروگانها. دلیلی نداشت (و حداقل هنگام نگارش مقاله به نظرم نرسید) که در باره ماجرای 36 سال پیش هم اعلام موضع بکنم. در واقع ورود به آن هم نوشته را طولانی می کرد و هم خارج از موضوع بود.
ثانیا-من از نقد خود هیچ ابایی ندارم چنان که تا کنون چند بار از خام اندیشی خود در مقطع انقلاب و یا مجلس اول و به طور خاص در باره گروگانها سحن گفته ام (از حمایت از اصل گروگانگیری گرفته تا چگونگی حل آن). به طور نمونه یک بار در یکی از شماره های مجله ایران فردا (احتمالا در آبان سال 71 یا 72) مقاله ای نوشته و به تفصیل در باره چگونگی بحث در باره گروگانها در مجلس اول صحبت کرده و مواضع خود را نقد کرده ام. مقاله ای که در همان زمان تقدیر و تحسین مرحوم سرهنگ نجاتی را برانگیخت و گفت که از آن در تحقیقش در باب گروگانها استفاده کرده است.
ثالثا-اما من از تحلیلیم در باره چگونگی حل گروگانها در آن زمان دفاع می کنم. من (و شماری دیگر نیز) بر این نظر بودیم حال که افراد سفارت آمریکا به گروگان گرفته شده اند و همه می گویند اینان جاسوسی هم می کرده اند، بهتر است در یک دادگاه علنی و با رعایت ضوابط حقوقی و بین المللی محاکمه شده و طی آن با اسناد و مدارک روشن مداخلات خارجی ها و از جمله آمریکایی ها در ایران و میزان وابستگی رژیم شاه به بیگانگان افشا شده و پس از آن رهبر انقلاب متهمان و یا محکومان را عفو کرده و آزاد شوند. بدین ترتیب هم افشاگریهای لازم برای بیداری ملی فراهم شده و هم با عفو و آزادی گروگانها صلح دوستی و نرمش خود را از موضع اقتدار نشان داده ایم. هنوز هم فکر می کنم اگر چنین می شد به مراتب بهتر بود از بازیهای خفت بار پشت پرده و دور از چشم مردم و زد و بند با ریگانیست ها. در این صورت احتمالا پیامدهای منفی گروگانگیری نیز تخفیف می یافت. با این همه چه در آن زمان و چه اکنون نه تنها با آزادی گروگانها مخالف نبوده و نیستم بلکه به هر تقدیر ختم به خیر خوشحالم. تمام بحث در چگونگی حل آن مشکل و چگونگی آزادی گروگانها بود.
ابعا-استفاده از آبستراکسیون یک سنت پارلمانی است و به خودی خود هیچ اشکالی ندارد. اقلیت گاه برای اخلال در بازیهای سیاسی و بیداری مردم چاره ای ندارد که از آن استفاده کند. در آن زمان ما هم (البته بدون یک سازماندهی سیاسی) برای نشان دادن بازیهای پشت پرده از آن استفاد کردیم. در ماجرای برجام هم حق بود برای حفظ اقتدار و استقلال نداشته مجلس دلواپسان نیز از آن استفاده کنند. هرچند اینان دلواپس چیزهای دیگر هستند و استقلال مجلس برای آنها اهمیتی ندارد. البته این جدای از موضع درست و یا نادرست ما در آن زمان و یا اقلیت معترض در ماجرای برجام است. مسئله اصل استفاده از آبستراکسیون در پارلمان است که ظاهرا شما با آن از اساس مخالف اید.
امیدوارم رفع شبه شده و به پرسشهای شما پاسخ گفته باشم
ارادتمند

بله؛ هم آبستراکسیون حق پارلمانتاریستی است، که در آمریکا مرتب بنام “فیلی باستر” استفاده می شود، و هم حق محدود کردن زمان و یا تعداد نمایندگان برای سخن از طرف رئیس مجلس؛ رسم پارلمان‌های دنیا می باشد..
محض اطلاع در ۳ هفته پیش اقلیت دموکرات آمریکا در سنا، صحبت پیرامون ردّ برجام را در برابر اکثریت جمهوریخواه در سنا آبسترکسیون کرد و چون اکثریت مطلق ( ۶۷%)نبود؛ جلسه تشکیل نشد و برجام در آمریکا قبول شد. این را من در گذشته برای عزیزانی از آجا که پرسیده بودند توضیح دادم و فکر کنم برای اطلاع شما مکانیزم‌های قانونی این مرز و بوم را ارسال کردم. از ایمیل محبت آمیز روشنگرانه شما مثل همیشه ممنون.

Share:

More Posts

مردمانی مظلوم!

اول بگویم من از استفاده از واژه «مظلوم» به جد ابا دارم و دیری است که معمولا از آن استفاده نمی کنم. زیرا این واژه

Send Us A Message