تذکری به مترجمان و ناشران
حدود شصت سال است که با کتاب سروکار دارم. خواندن کتاب و استفاده از برخی از آن ها در پژوهش ها و آثار نوشتاری و گاه گفتاری، بخش اصلی و احتمالا مفید زندگی ام را تشکیل می دهد. در میان کتاب ها، بخشی از آن ها، ترجمه اند؛ یعنی از زبان های دیگر به پارسی ترجمه شده اند. بخش عمده این نوع آثار از زبان های مختلف فرنگی (بیشتر انگلیسی) ترجمه شده اند و گاه نیز از ترجمه های عربی به فارسی استفاده می کنم. با این که می توانم از متون عربی استفاده کنم اما گاه می پندارم که استفاده از ترجمه های خوب و کم و بیش مورد اعتماد صرف جویی در وقت هم هست. در سال های اخیر، که تمرکزم در تاریخ اسلام آغازین و به طور مشخص قرن نخست است، تلاش می کنم در حد ممکن از منابع فرنگی استفاده کنم. اما با دقت و تأمل بیشتر و روزافزون در حوادث قرن نخست، در می یابم
عریان شدن ذات دو نهاد ایرانی
هرچند ذاتگرا به معنای ارسطویی آن نیستم ولی در اینجا به تناسب جمله ای که نقل می کنم از این کلمه استفاده می شود. زنده
«غدیر قم»!
در دوران خمینی به دلایلی روشن بین این دو نهاد تعارض جدی پدید نیامد و همان اندازه هم که خود را نشان داد (مانند جریان

در باب حرمت گوشت خوک
در باب حرمت گوشت خوک در مورد گوشت خوک نظر قرآن تا حدودی در مقایسه با حکم شرب شراب متفاوت است. در قرآن پنج آیه
تسلیتنامهی درگذشت آقاخان، امام شیعیان اسماعیلی، از سوی جمعی از نواندیشان دینی ایرانی
در این لحظهی سوگوارانه، درگذشت والاجناب شاه کریم الحسینی، آقاخان چهارم، رهبر معنوی مسلمان و چهلونهمین امام حاضر شیعیان اسماعیلیِ نِزاری را به خانوادهی ایشان،