این جهان قباله من است

بدست • 23 سپتامبر 2020 • دسته: مقالات

اخیرا در یک سریال ترکی، می دیدم مردی از گروه قلدران و می توان گفت لوطیان محله ای در استانبول، زنی جوان و تقریبا هم سن دخترش که خواننده کاباره ای بود را در خانه ای قرار داده و با وجود داشتن همسر آن زن را معشوقه اش کرده بود. البته زن جوان نیز به دلیل فقر و بدبختی و گریخته از دیارش، مجبور بود در کاباره آواز بخواند و نیز از مرد متأهل هوسباز پولی دریافت کند تا هم خود ارتزاق کند و زنده بماند و هم برای کودک شش ساله اش در ولایت روزی بفرستد.
یک بار مرد قداره بند، که همواره چند بادی گارد گوش به فرمان همراهش بودند، به ساختمانی که آن زن در یکی از واحدهایش زندگی می کرد، آمد و پس از کلی هاروت و هورت کردن برای آن زن بی نوا و شاخ و شانه کشیدن برای هر مردی که به معشوقه اش نظری خاص داشته باشد، به یکی از زنان همسایه (که از قضا او نیز تهیدستی بود که با دو فرزند خردسالش زندگی می کرد)، با تحکم و آمرانه و تقریبا با فریاد گفت: ببین! این زن (خطاب به معشوقه که رنگ پریده در گوشه ای ایستاده بود و آشکارا می لرزید) در قباله من است و هیچ مردی حق ندارد به او نظر داشته باشد. بعد به زن همسایه نهیب زد و گفت: گوش کن! تو باید مراقب باشی که در اینجا نه تنها مردی پیدا نشود، بلکه مگس هم نباید در اینجا پر بزند و اگر مردی را دیدید، باید فورا به من اطلاع بدهی و گرنه تمام این ساختمان را به آتش می کشم و خودت و بچه هایت هم در آتش خواهید سوخت! هرچند این تهدید قلدر محل بیهوده بود چرا که معشوقه جوان همزمان با صاحبخانه که پیرمردی بود به سن و سال پدر بزرگش (البته به خاطر نیاز مالی) رابطه داشت و قلدر محل هم هرگز خبردار نمی شد.
چندی پیش وقتی این صحنه ها را در صفحه تلویزیون می دیدم، بی درنگ به یاد قلدری های آقای ترامپ و شرکای او افتادم. دقیقا داستان آن قلدر نمادین در یکی از محله های فقیرنشین استانبول با تفکر و عملکرد و سیاست های رسمی و عملی رئیس جمهور کنونی آمریکا و تیم او منطبق است. آمریکا با اتکا به قدرت برتر سیاسی و اقتصادی و نظامی اش، در ماجرای ایران و فلسطین و خاورمیانه و در واقع تمام جهان و حتی متحد دیرین هشتاد ساله اروپایی اش، جملگی را به گروگان گرفته و چونان یک گنده لات جهانی رفتار می کند. منطق او دقیقا همان منطق قلدر محله استانبول است که این جهان قباله من است و هیچ فرد و گروهی و کشوری حق ندارد از فرامین من سرپیچی کند و گرنه جهان را به آتش می کشم ولو این که همه در آن بسوزند و خاکستر شوند.
خروج ترامیپ از برجام و اعمال ظالمانه ترین تحریم ها علیه ایران (که البته عملا علیه ملت ایران است) و بعد تحریم ثانوی علیه نافرمانان، تابع منطق به آتش کشیدن جهان است. خروج از اغلب معاهدات بین المللی و حتی بی اعتنایی آشکار به سازمان ملل و شورای آمنیت (سازمانی که با اعظای حق وتو برای چند قدرت مسلط جهانی دست پخت خودشان است)، تابع منطق همان قلدر استابنول است. با این تفاوت که آن فرد، یک قلدر کم اهمیت و کوچک و آن هم در فیلم بود و این یک قلدر جهانی و گردن کلفت با انواع ابزارهای مالی و نظامی و سیاسی و در اتحاد با فاسدترین و ظالم ترین دیکتاتورهای آمریکایی و منطقه ای و از این رو در عالم واقع آماده است جهان را به آتش بکشد. راستی باید از تأمین حداقل عدل و انصاف در سطح جهان ناامید بود!
سه شنبه ۱ مهر ۹۹

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.