رزمایش امنیت؛ آش چقدر شور است که . . .

بدست • 24 می 2020 • دسته: مقالات

چهارشنبه ۲۲ آبان ۸۷ / ۱۲ نوامبر ۲۰۰۸
۱
طبق گزارش رسانه ها نیروی انتظامی تهران رزمایش یا مانور بزرگی از پلیس را با حضور سی هزار نیرو در خیابان های تهران تحت عنوان «رزمایش امنیت و آرامش اجتماعی» به کار گرفته است. چنان که از عنوان آن برمی آید، ظاهرا هدف آن استقرار امنیت در شهر است و مثلا مبارزه با به قول خودشان اشرار و اوباش (قمه کش ها و زورگیرها و دزدان و…..). داستان شگفتی است! اگر هدف تأمین امنیت و آرامش برای شهروندان است که این همه سروصدا و تبلیغات لازم ندارد. کار پلیس تأمین امنیت و ایجاد آرامش در جامعه است. اما واضح است که هدف اعلام نشده و واقعی این قدرت نمایی پلیس، ارعاب و اخافه مردم و آماده شدن برای مقابله شورش های شهری در آینده است. حاکمان می دانند که مردم عموما ناراضی و خشمگین اند و با توجه به کاهش شدید پول نفت (به حدود ۵۴ دلار) و بحران جهانی اقتصاد و عملکرد مخرب دولت بی بنیاد و فاسد احمدی نژاد و بویژه اعمال فشار بیشتر دولت جدید آمریکا در آینده نزدیک، اوضاع دارد به سوی وخامت بیشتر می رود و لذا خود را برای مقابله با شورش های مردمی در گوشه و کنار شهر تهران و احتمالا شهرهای دیگر آماده می کنند و از همین اکنون نسبت به آینده هشدار می دهند. از سوی دیگر در برخی مناطق و میدان های شهر نیز دوربین هایی برای کنترل مردم نصب کرده اند و گفته اند آن نیز اقدامی در جهت مقابله با اوباش و شناسایی خلافکاران است. جالب تر این که آقای احمدی نژاد با ارسال نامه ای به رئیس پلیس تهران به این اقدام اعتراض کرده و آن را موجب سلب امنیت روانی شهروندان دانسته است. آش چقدر شور است که خان هم فهمیده است! البته اگر این مخالفت برآمده از نوعی تقسیم کار و ایفای نقش خاص نباشد. از این مسائل که بگذریم و اگر این طرح را واقعا خیرخواهانه بدانیم، به یک نکته باید اشاره کرد و آن این که تمام کارهای جمهوری اسلامی، خوب یا بد، با تبلیغات و سروصدا همراه است، و این البته طبیعی است چرا که نظام های پلیسی و توتالیتر شدیدا به تبلیغات و جلب نظر مردم و یا ارعاب مردم احتیاج دارند. به هر حال آن چه مسلم است این است که این نوع کارها، حتی اگر با نیت خیر باشد، امنیت و آرامش را از جامعه سلب می کند و حتی موجب کاهش جرائم و خلافکاری ها نمی شود، چنان که تاکنون در طی این سی سال، نشده است.
در همین ارتباط قابل ذکر است که چند شب قبل فیلمی از برخورد نیروی انتظامی با مردم (گویا در لرستان) از صدای آمریکا پخش شد (و پس از آن هر شب نیز بارها پخش می شود) که در آن چند نفر از افراد پلیس جوانی را درخیابان شدیدا با چوب می زنند و بر اثر زدن با چوبدستی خیلی قطور لباس های جوان از تن او در می آید و سرانجام او را لخت (با شورت و زیرپوش) و بدنی مجروح به داخل صندوق عقب ماشین می اندازند و می برند. روشن است که فیلم با موبایل گرفته شده و از ایران ارسال شده است. در کنار آن فیلم های دیگری از برخورد پلیس با جوانان و مخصوصا با زنان و دختران جوان در مورد حجاب و کتک کاری آ نان در خیابان ها و در جلو چشم مردم پخش می شود. پخش این فیلم ها در سطح جهانی واقعا چندان تحریک کننده و شرم آور است که دیگر نه برای اسلام آبرویی باقی می گذارد و نه برای نظام مقدس جمهوری اسلامی و نه اصلا برای هیچ حکومت دینی دیگر. یکی از گویندگان تلویزیون صدای آمریکا (جمشید چالنگی) نیز تکیه کلامش در اجرای برنامه ها «حکومت اسلامی انقلابی ایران» است.
۲
این روزها تبلیغات چی های احمدی نژاد می گویند ارسال نامه او به اوباما اقدامی است مشابه ارسال نامه خمینی به گورباچف و . . . این لابد بدان معناست که اگر رئیس جمهور آمریکا به راه انبیاء نرفت و نصایح پیامبر جدید یعنی آقای احمدی نژاد را گوش نکرد، آمریکا نیز فرو می پاشد. خوب! ببینیم و تعریف کنیم! بامزه تر آن که آقای احمدی نژاد اخیرا در سخنرانی اش در مشهد با اشاره به بحران اقتصادی آمریکا و اروپا، گفته است که بعضی از روئسای جمهور دنیا به من تلفن می کنند و می گویند تو از کجا فهمیدی اوضاع خرابِ خراب است و غرب رو به سوی فروپاشی می رود؟! ظاهرا ماجرا همان ماجرای «نگفتم سیاه دونه اس» است.
۳
پس از حمایت اخیر آقای خامنه ای از دولت، چنین پیداست که سپاه بیش از بیش از پشت صحنه خارج شده و آشکارتر از گذشته به حمایت دولت برخاسته است. فیروز آبادی، رئیس ستاد، طی سخنانی و با صدور بیانیه ای حمایت قاطع نیروهای مسلح را اعلام کرده است. در این میان گفته شده است که یک گروه تازه امنیتی با مشارکت دولت و سپاه و بسیج تشکیل شده است که ریاست آن با سعید جلیلی (دبیر شورای امنیت ملی) می باشد و اعلام شده کار این «کارگروه» مسایل «امنیتی و سیاسی» است. سال گذشته نیز اعلام شده بود که سپاه پاسداران استراتژی خود را تغییر می دهد و پس از این در عرصه امنیت داخلی سیاسی فعال خواهد شد. این حمایت اخیرا از دولت دو معنی می تواند داشته باشد، یکی این که واقعا سپاه (که پدر خوانده احمدی نژاد است) با اشاره رهبری برای نجات دولت نهم برخاسته تا او را از سقوط برهاند و یا او را برای دوره دوم حفظ کند و در واقع به هر قیمتی که شده بار دیگر (مانند دوره قبل) از صندوق آرا خارج سازد. دیگر این که، سپاه به منظور مقابله با شورش ها آماده می شود و لذا اقدامات اخیر آن ارتباط ویژه ای با احمدی نژاد و ریاست جمهوری ندارد. گر چه دومی محتمل تر است، اما آینده نشان خواهد داد که کدام احتمال درست و منطبق با واقع است.
یادداشت های روزانه – قسمت سی و پنجم
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۹

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.