یادداشت های روزانه از شهریور ۱۳۸۷ تا دی ۱۳۹۴ (درآمد)

بدست • ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ • دسته: مقالات

یادداشت های روزانه از شهریور ۸۷ تا دی ماه ۹۴ – قسمت نخست

درآمد
من از گذشته های دور به ثبت خاطرات و یا شبه خاطرات، هم باور دارم و هم آن را مفید می دانم. در واقع، باورم به ثبت خاطرات و یا حوادث مبتنی است بر مفید دانستن آن. درست است که عموما تاریخ نگاران با متون خاطرات چندان میانه ای ندارند (و شاید از جهاتی هم حق داشته باشند) ولی بی گمان منابع مرتبط با خاطراتِ افراد و یا نهادها و یا جریانهای سیاسی و فرهنگی و حتی نظامی به عنوان یکی از منابع مهم و مفید تاریخ نگاری ها، مورد توجه خواهد بود. به هرحال هر مورخی (به ویژه در قلمرو تاریخ معاصر) ناگزیر می بایست به دانسته ها و خاطره های افراد و یا جریانهای مرتبط و دست اندرکار مراجعه کند و به مناسبت های مختلف از داده ها و اطلاعات آنها استفاده کند. احتمالا در مورد فرد خاص و یا رویدادی خاص، داده ها و خاطرات و مشاهدات مختلف و حتی متضاد باشد ولی در هر موضوعی، مورخ بی طرف و بی نظر لاجرم می بایست تمام منابع و داده ها را در یک ساختار تحلیلی قرار دهد و با روش و متد نقد تاریخی به گونه ای تعادل و تراجیح ایجاد کند تا احتمالا به حقیقت نسبی برسد. در شرایطی، حتی اگر تاریخ نگاری در موضوعی خاص موفق به داوری نشد، می تواند صرفا به گزارش و نقل داده های مختلف و متضاد بسنده کند و تحلیل و یا داوری را بر عهده مخاطبان بگذارد. اصولا تواریخ گذشته که عمدتا تجمیع گفتارهای شفاهی یعنی خاطرات سینه به سینه است، چیزی جز بیان خاطرات نبوده و نیست. عناوینی چون «حدیث»، «خبر» و «روایت» در ادبیات اسلامی، معنایی جز این ندارد. به هر تقدیر، حفظ و ثبت اطلاعات درست و انتقال آنها به دیگران، خود قدم اولیه مهمی در کمک به تاریخ نگاری درست و تاریخ نگاران است.
گفتنی است که خاطره نویسی من به گونه ای خاص است. آمیزه ای است از احوالات شخصی و یا رویدادهای مرتبط به زندگی فردی و خانوادگی ام و نیز انعکاس برخی حوادث پیرامون و رویدادهایی که برای من در آن روز و آن لحظه مهم جلوه کرده و احساس کرده ام که لازم است آنها را در جایی بنویسم. این نوع ثبت خاطرات نیز در مرحله نخست برای فراموش نشدن و مراجعات بعدی خودم است و در مرحله بعد برای دیگرانی است که بعدها و احیانا در زمان نامعلومی آن را خواهند دید و خواهند خواند. آنچه برای من در لحظه ثبت خاطره و یا حادثه، مهم جلوه کرده است، تحریر شده است. ممکن است برای دیگری و دیگران چنین نباشد.
تا کنون سه مجموعه یادداشت ها به عنوان خاطرات تدوین کرده ام که یکی از آنها منتشر شده و دو مجموعه دیگر در حال آماده شدن برای انتشار است. متن منتشر شده خاطرات روزنوشت من در چهار سال و نیم زندان است (تابستان ۱۳۷۹ تا زمستان ۱۳۸۳) که در سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۷ میلادی) تحت عنوان «از برلین تا اوین» به همت انتشارات باران در استکهلم سوئد در دو جلد (مجموعه ۹۰۰ صفحه) منتشر شده است. دیگر خاطرات دوران پیش از انقلاب (از کودکی و خانواده و مراحل تحصیل و فعالیت های علمی و فرهنگی و مبارزات سیاسی تا بهمن ۵۷) است که البته در پانزده سال قبل نگارش یافته و آماده انتشار است که امیدوارم به زودی منتشر شود. مجموعه دیگری است مربوط به خاطرات و تحولات چهار ساله مجلس اول شورای اسلامی (۵۹ تا ۶۳) که آن نیز غالبا روزنوشت است و امیدوارم به زودی توفیق آماده سازی و انتشارش پیدا شود.
اما چهارمین نیز همین یادداشت هاست که اکنون ملاحظه می کنید. همان گونه که می بینید، این یادداشت های شبه خاطرات، از شهریور ۸۷ آغاز می شود و تا دی ماه ۹۴ ادامه پیدا می کند. در واقع این مجموعه تماما اختصاص دارد به دوران زیست من در اروپا که هنوز هم این زیست تحمیلی ادامه دارد. در این دوران یازده ساله، حوادث مهمی در وطن ما رخ داده است که شاید مهم ترین آنها انتخابات ریاست جمهوری در بهار سال ۱۳۸۸ و در پی آن ظهور جنبش سبز است که به قدر کفایت شهرت جهانی دارد؛ جنبشی که به گمانم هنوز نیز در اشکال مختلف ادامه دارد.
همان گونه که در یادداشت های مربوط به دوران زندان من می بینید، در این سلسله تحریر «وقایع اتفاقیه»، همه نوع خاطره، واقعه و حادثه، خبر و تحلیل، داخلی و خارجی، ملاحظه می کنید. چنان که گفته شد، در لحظه یادداشت، هر چیزی که مرا تحت تأثیر قرار داده و مهم جلوه کرده، تحریر شده است. از اخبار سیاسی گرفته تا اخبار فرهنگی و اجتماعی، از حوادث مرتبط با زندگی شخصی تا رویدادهای جهانی. این نیز گفتنی است که این یادداشت ها، تماما روزنوشت است و بر اهل تحقیق اهمیت آن روشن است. این که مدتی پس از واقعه (به ویژه که سالها و چه بسا دهها سال از آن گذشته بود)، خاطر ای نقل شود، اهمیتش و دقتش، به مراتب کمتر است از اخباری که در لحظه و یا از طریق مشاهده مستقیم نقل و به ویژه به صورت مکتوب ثبت شود.
آخرین نکته آن که، در این زمان نه چندان کوتاه، مقالاتی هم نوشته و منتشر کرده ام؛ آنها را نیز در این سلسله یادداشت ها آورده ام. البته مراد یادداشت های نسبتا کوتاه سیاسی است و نه مقالات فکری و علمی. همین طور بیانیه هایی عمدتا سیاسی را که امضا کرده ام، عینا آورده ام. با این که چنین نوشتارهایی از این نظر بیات شده و در واقع موضوعیت روز خود را از دست داده اند، ولی اکنون بازنشر آنها بدین دلیل است که، در کنار گزارش دیگر رویدادها و نقل اخبار، می توانند به خوانندگان کمک کنند تا زوایای تحولات جاری روز را بهتر ببینند و احیانا برخی ابهامات را برطرف نمایند. هرچند مرور این نوع بازنشرها و یا یادآوری حوادث مختلف، برای تقویت حافظه جمعی فارسی زبانان ایرانی نیز مفید تواند بود.
با این حال ممکن است برخی از این نوع نوشتارها حذف و یا تلخیص شوند (در جای خود بدانها اشاره خواهد شد). همین طور ممکن است به دلایل مختلف (از جمله ملاحظات اخلاقی و یا امنیتی برای افراد و اشخاص)، برخی نکات و یا اسامی حذف شوند. البته در متن اصلی صورت اصلی و اولیه حفظ خواهد شد. عمری است که در زیر سقف سانسور زیسته ایم، ناگزیر خودسانسوری (حتی در شرایطی که سانسور رسمی و حکومتی وجود ندارد)، در خون ماست. آرزو می کنم که روزی و روزگاری برسد که حداقل فرزندان و نوادگان ما بدون سانسور لعنتی زندگی کنند. سانسور و به ویژه خودساسنوری از جهاتی، ویرانگرترین بلای ذهن و علم و آگاهی و شخصیت مستقل و خودبسنده آدمی بوده و هست.
از این پس در روزهای سه شنبه هرهفته، بخشی از این سلسله یادداشت ها، در اینجا منتشر می شود.
ضمنا برای این که پیگیری تمام قسمت های منتشر شده برای خوانندگان ممکن باشد، نوشتارها، با شماره متمایز شده اند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.