پاسخ هایی برای اندیشیدن ۹۹- پاسخ به یک کامنت در ارتباط با بخش دوم مقاله تاریخ قرآن

بدست • ۲۴ فروردین ۱۳۹۶ • دسته: پاسخهائى براى انديشيدن

اشاره: این متن پاسخی است به یک کامنت و چند پرسش و پاسخ آن در ارتباط با بخش دوم مقاله تاریخ قرآن در سایت زیتون. ابتدا متن کامنت می آید و بعد پاسخ من.
چند سوال از اشکوری:
این نسخه قران عثمان در کدام کتابخانه ، آرشیو نگهداری می شود؟ ( اینکه عثمان یک شخصیت مذهبی است ، یا تاریخی سوال بعدی است ، هیچ سکه، سنگ نبشته، یا پاپیروس از عثمان در دست نیست، برعکس معاویه )
آیا نویسنده اطلاع دارد قدیمی ترین نسخه قران که امروز ما می شناسیم از چه قرنی است و کجا است ؟
چرا اشکوری برای بررسی قران به محققان جدید غربی ( Luxenberg, Ohlig, Neuwirth, Lüling, Puin…. ) مراجعه نمی کند و هنور به دنبال نولدکه و حدیت ها هست ( با اینکه اشکوری در غرب زندگی می کند).
چرا هنوز بخش های از قران برای ما نامفهوم هستند ( حوریان در بهشت )، اما اگر این بخش ها را به آرامی – سوریانی ترجمه کنیم با مفهوم می شوند، حوریان بهشتی در زیان آرامی – سوریانی می شوند انگور که منظقی تر از حوری است ( Luxenberg )

با سلام و سپاس از آقای توکلی
اول. در باره قرآن های موجود در همان حد می دانم که نوشته ام.
دوم. این که چرا از عثمان سکه و یا پاپیروسی باقی نمانده چند نکته قابل توجه است. اولا- در آن زمان هنوز اعراب مسلمان از سکه مخصوص خود استفاده نمی کردند. در دوران پیش از اسلام از آنجا که اعراب حجاز دارای دولت به معنای رایج و تاریخی آن نبودند و عمدتا در شمال و جنوب تحت قلمرو سیاسی روم و ایران بودند، از سکه های طلا و نقره این امپراتوری استفاده می شد و پس از اسلام نیز تا چند دهه چنین بود. به رغم برخی تغییرات جزئی در سکه های رایج، ظاهرا از دوران عبدالملک مروان است که سکه های مستقل ضرب شد.ضمن این که در آن روزگاران معاملات و داد و ستد غالبا کالا به کالا بود. به همین دلیل نباید انتظار داشت که از عصر محمد و عثمان و علی سکه ای باقی مانده باشد. ثانیا- عدم وجود سکه به خودی خود دلیل بر عدم عثمان و یا هیچ کس دیگری نمی شود. اگر چنین باشد بخش عمده ای از رجال و نسا نامدار در تاریخ کهن و بعد سکه و یا کتیبه ندارند.
سوم. در مورد عدم استفاده از منابع فرنگی. یک دلیل ساده دارد و آن این که زبان فرنگی نمی دانم. با این حال در منابع عربی و فارسی (از جمله آثار برگردانده شده به پارسی) هرچه بیابم استفاده می کنم. چنان که در همین دو مقاله مربوط به قرآن استفاده کرده ام. عمدی در این کار نیست.
چهارم. در مورد نامفهوم بودن برخی از آیات قرآن. حداقل یک دلیل ساده آن این است که قرآن متنی است مربوط به هزار و چهارصد سال قبل بدیهی است با معیار ناهمزمانی فهم برخی از اجزای آن دشوار است و گاه گیج کننده و این در مورد عموم متون کهن صادق است. به اصطلاح «حور» اشاره شده. این را البته باید زبان شناسان بگویند ولی اگر همان معنای «انگور» هم باشد باز لزوما بی ارتباط با حوریان بهشتی نیست چرا که اولا- استفاده از تعبیر انگور می تواند کنایتی از زیبایی و حلاوت و شفافیت زیبارویان نرم تن بهشتی باشد (چنان که در زبان عربی عموم معانی اصطلاحی با معانی لغوی مرتبط اند) و ثانیا زبان عربی که برآمده از زبان عبری است حداقل بی ارتباط با زبلانهای سریانی و آرامی نیست چرا که شبه جزیره عربستان در همان جغرافیای فرهنگی و حتی سیاسی قرار گرفته است. از بین النهرین گرفته تا شامات و آسیای صغیر.
ایام به کام

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.