پاسخ هایی برای اندیشیدن ۷۵-زندان و زندانی انفرادی در اسلام

بدست • ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ • دسته: پاسخهائى براى انديشيدن

۱-آیا در مباحث فقهی جایی از سلول انفرادی نام برده شده است؟
پاسخ: اصولا اگر بین «فقه» و «شریعت اسلام» تفکیک قایل شویم و شریعت را همان احکامی بدانیم که در قرآن و در سیره معتبر نبوی جعل شده است، جایی به نام «زندان» به معنایی که امروز مراد می کنیم و مجازاتی به نام زندان نداریم. زندان در جهان جدید به عنوان یک نهاد حکومتی و قضایی است که افراد خاطی و مجرم را پس از اثبات جرم و به حکم قانون مدتی در آن نگه می دارند و این مدت در چهارچوب قوانین موضوعه و مشخص به عنوان مجازات جرایم معین لحاظ می شود. در این محدوده قوانین و حقوق زندانی تعریف شده است. چنین نهادی با این مشخصات نه در قرآن و روایات نبوی تعریف شده و نه در صدر اسلام (و تا قرون اخیر) وجود داشته است. چنان که از منابع بر می آید در قرن نخست هجری اگر می خواستند فردی و یا افرادی را به دلایلی (و نه البته به عنوان مجازات) چند ساعتی و یا چند روزی تحت نظر داشته باشند، آنها را در خانه ای و یا مکانی مشخص نگه می داشتند.
زندان به عنوان مجازات در ازای ارتکاب جرایمی معین، احتمالا در قرن اخیر تحت تأثیر مقتضیات زمان در فقه راه یافته است. به همین دلیل مجازات زندان جزو تعزیرات تعریف شده و نه حدود که احکام آن در قرآن و یا شریعت نبوی اول معین شده است.
وقتی وضعیت اصل زندان چنین باشد، بدیهی است عنوان «زندان انفرادی» (یا سلول انفرادی) دیگر بلاموضوع خواهد بود. به ویژه شرایط انفرادی به گونه ای است که آشکارا خلاف برخی از حقوق مسلم انسانی و شرعی زندانیان است و از این رو نمی تواند شرعی تلقی شود. از جمله این که انفرادی (البته اگر از چند روز بگذرد) مصداق قطعی شکنجه است و هر نوع شکنجه و آزار زندانی (جسمی و یا روانی) خلاف شرع مسلم است. تنهایی آزار دهنده، بی اطلاعی از خانواده و به طور کلی جهان خارج، چشم بند، محرومیت از هواخوری، سکوت معمول در بندهای انفرادی و . . .همه و همه از مصادیق شکنجه اند. به همین دلیل است که شماری از فقیهان معاصر انفرادی را خلاف شرع دانسته اند. زمانی که من در اوین بودم، نوشته ای از رهبر کنونی جمهوری اسلامی دست به دست می گذشت که ایشان به دلیل عوارض سخت زندان انفرادی نظر داده بود که به ازای هر روز انفرادی ده روز به عنوان مجازات زندانی (البته پس از صدور حکم قضایی) در نظر گرفته شود.
۲-در مواردی که در شریعت مجازات حبس پیش بینی شده است (مانند مجازات زن مسلمانی که مرتد شده است) آیا شرایطی برای چنین حبسی در نظر گرفته شده است؟
-چنان که گفته شد مجازات حبس در دوران متأخر به عنوان مجازات در مبحث تعزیرات تعریف شده که در اختیار حاکم شرع (قاضی) است و لذا هر نوع شرط و شروط نیز در اختیار قاضی یا دستگاه قضایی است. اما اگر قواعد عام و مسلم شرعی را در نظر بگیریم، می توان قاطعانه گفت که هر نوع اعمال آزار و شکنجه ممنوع و خلاف شرع است. به همین دلیل است که گفتم اصل زندان انفرادی بیش از حدود معقول مصداق اتم شکنجه است و حرام. با این وجود نمی دانم به چه دلیل و با چه توجیهی در باب حکم فقهی زن مرتد گفته اند او را در خانه اش حبس کنند و بر او سخت بگیرند تا بمیرد. قید سختگیری هم خود مصداق شکنجه است و هم راه را برای اعمال هر نوع سختگیری که همان شکنجه است باز می کند. اگر فقیهان این نوع سختگیری را مصداق شکنجه نمی دانند، باید دلیل قانع کننده بیاورند چرا که خروج استثنا از قاعده محتاج بینه و دلیل روشن است.
واپسین سخن این که از منظر نواندیشان مسلمان، اگر هم در سنت و شریعت نخستین نیز حکم زندان (حبس) وبه عنوان نوعی مجازات برای نوعی جرم لحاظ شده باشد (که البته چنین نیست)، باز این حکم (مانند موارد دیگر) در تخته بند زمان است و نمی تواند جاودانه و فراتاریخی باشد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.