ضرورت بالا بردن سطح تساهل و رواداری دینی در کشورهای اسلامی

بدست • ۱۳ مهر ۱۳۹۱ • دسته: بیانیه‌ها و پیام‌ها

کنشگران ملی – مذهبی خارج از کشور در باره حملات تبلیغاتی اخیر علیه اسلام بیانیه ای تحلیلی صادر کردند. در این بیانیه ضمن بررسی ریشه های تاریخی و سیاسی این برخوردها به تحلیل راه حل های ممکن برای برخورد با این پدیده برپرداخته اند. این بیانیه در نهایت بهترین راه حل را بالا بردن سطح تسامح و تساهل و رواداری دینی در کشورهای اسلامی دانسته واین راه حل را به متن قرآن نزدیک تر و به آموزه های آن منطبق تر معرفی کرده است.
متن کامل این بیانیه به گزارش سایت ملی -مذهبی چنین است :
تجزیه تحلیل و جمع بندی حملات تبلیغاتی علیه اسلام
هموطنان گرامی
حدود سه هفته از پخش فیلم مبتذل و موهن علیه پیامبر اسلام(ص) در دهمین سالگرد حمله هوائی به ساختمان های تجاری نیویورک می گذرد. اینک با فروکش کردن تظاهرات اعتراض آمیز مسلمانان علیه این بی پروائی اخلاقی، که منجر به کشته شدن دهها شهروند در کشورهای مسلمان و حملات گسترده به برخی سفارتخانه های آمریکا و ترور سفیر و سه کاردار آن در بنغازی گردید، وقت آن رسیده است که فارغ از احساسات و علائق دینی و از نگاهی فراتر از فیلم فرومایه پخش شده، به راه حلی اساسی و موثر برای مقابله با توطئه هائی که هرازگاهی با تحریک احساسات مذهبی مسلمانان طراحی و اجرا می شود بیندیشیم.
مسلما این فیلم مفسده انگیز نه اولین و نه آخرین تهاجم تبلیغاتی علیه اسلام محسوب می گردد و این تقابل به دلایل متعددی در آینده با شدّت و حِدّت بیشتری ادامه خواهد یافت. تجربه نشان داده است که حکم قتل توهین کنندگان و تظاهرات اعتراضی علیه دولت های آنان، نه تنها مانع تکرار این گونه حرمت شکنی ها نشده، بلکه آب به آسیاب تبلیغاتی مخالفین ریخته و چهره نامطلوبی از اسلام را در افکار عمومی غربیان، که عملکرد قرون وسطائی هزارساله ارباب کلیسا را در خاطره تاریخی خود دارند، تصویر و تداعی می کند.
بی تاثیری اینگونه عکس العمل ها را کارنامه جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تهاجم فرهنگی بیگانگان و مبارزه با بدحجابی در داخل به وضوح نشان داده است. بیش از سه دهه است که اِعمال سیاست “النصر بالرعب” با “حرکت قسری” بی حاصلی شیوه های استبدادی را عریان کرده است؛ نه احکام شداد و غلاظ ارتداد و اعدام، امواج آزادی خواهی در داخل را آرام کرده و نه تهدید و تظاهرات گسترده مانع از توهین به مقدسات مردم شده است. شاهد آن سلمان رشدی که تیراژ کتابش صدها برابر شد و سی سال است در غرب قدر می بیند و بر صدر می نشیند! پس از آن؛ کاریکاتورهای دانمارکی، فیلم هلندی “تئو ون گوگ” ، قرآن سوزی “تری جونز” در آمریکا، کتاب “رافق تقی” در جمهوری آذربایجان و نمونه های دیگری در: ایتالیا، ترکیه، اتیوپی و … که این رشته سر درازی دارد و باز کردن کلاف سردرگم آنرا جز حوصله و حکمت تدبیری نیست.
ما این حملات را تماما با فرافکنی به حساب بیگانگان می گذاریم و از این واقعیت غفلت می ورزیم که اگر درجوامع اسلامی آزادی اندیشه و بیان با احکام ارتداد واعدام انکار نمی شد، آیا سلمان رشدی از پاکستان، ایان هرسی علی(سناریو نویس سومالیائی) از هلند، رافق تقی ازجمهوری آذربایجان، شاهین نجفی از ایران و دهها ناراضی دیگراز مصرو مراکش و سوریه دلیلی داشت که برای بیان اعتراضشان راهی کشورهای بیگانه شوند و از سرمایه و بلندگوی معاندین بیگانه که فرصت طلبانه در انتظار چنین شواهدی از غیب! هستند سود برده و صدای خود را صدها برابر کنند؟ آیا دلیلی داشت که برخی هنرپیشگان معروف و غیر آنان، برای مخالفت با حجاب واعتراض به سخت گیری علیه بانوان، وقیحانه در مقابل دوربین های خارجی عریان گردند!؟
همانطور که اشاره شد، به دو دلیل پیش بینی می شود این تقابل در آینده با وسعت و شدت بیشتری تداوم یابد:
۱- بیداری جهان اسلام – انقلاب اسلامی در ایران و فروپاشی نظامی که هم پیمان و متعهد به غرب بود، انرژی اسلام سیاسی را که سالها سرکوب شده بود، آزاد ساخت و نه تنها دستگاه استبداد را سرنگون کرد، بلکه پنجه در پنجه پشتیبان اصلی آن انداخت وبا زیرپا گذاشتن مقررات بین المللی، ۴۴۴ روز کارمندان سفارتش رادر گروگان خود نگه داشت و به عنوان دادستان و مدعی العموم امت اسلامی! فتوای قتل سلمان رشدی وجایزه آنرا صادرو تعیین کرد و همچنان نرخ آنرا بالا می برد!
با وزیدن نسیم بهار عربی مسلمانانی دیگربه جنبش درآمدند! و بی جهت نیست که تظاهرات اخیر از لیبی، مصر و یمن ،که ملت هاشان تا حدودی ازقید حکومت های وابسته رها شده اند، و پاکستان و افغانستان، که سلطه دولت درآنها سبک تراست، آغاز گردید. این شواهد سخن”ساموئل هانتیگتون” تحلیل گر آمریکائی را تداعی می کند که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و برطرف شدن خطرسرخ ((Red Phobia، خطراسلام (Islam Phobia) در مقابل تمدن غرب و برخورد این دو تمدن نگرانی آوراست. وقتی “اردوغان” رئیس جمهور دموکرات ترین کشور اسلامی و عضو ناتو صریحا و رسما اعلام می کند که: ” توهین به کتاب و پیامبر مسلمانان از جمله آزادی اندیشه به شمار نمی رود و در این موارد اغماض نخواهیم کرد”، تکلیف بقیه کشورهای مسلمان روشن است! این شواهد حاکی از این حقیقت است که سیر تحولات سیاسی در کشورهای اسلامی با روند روا داری مذهبی هماهنگ نیست.
۲- ملت های مسلمان از آنجائی که همواره با دولت های مستبد و وابسته و “مبسوط الید” بر حقوق مردم سر و کار داشته اند، براین توهم و گمان نه چندان واقعی هستند که گویا چنین توهین و تعرضاتی الزاما با اطلاع و برنامه ریزی دولت های غربی انجام می شود و همواره پشت چنین تهاجماتی دستگاه های امنیتی آنان قرار دارد. بنابراین بی هیچ استثنائی تظاهرات اعتراضی علیه دولت ها صورت می گیرد و بعضا به قطع روابط سیاسی یا اقتصادی می انجامد.در حالی که قدرت دولت و رئیس جمهور در کشورهای غربی، قابل مقایسه با کشورهای بی قانون نیست و آنها اگرهم بخواهند، نمی توانند درخواست دولت های مسلمان را اجابت کرده و مانع آزادی اندیشه و ابرازتوهین آمیز آن در کشور خود گردند. آنها نیازمند آراء مردم و ناگزیر به تبعیت از افکار عمومی و قوانین مصوبه هستند.
هرچند برنامه ریزی مستقل یا سوء استفاده دولت ها در مواردی از چنین موقعیت هائی قابل انکار نیست، اما هیچ دلیلی در دست نیست که به اتکاء پیشینه استعماری آنان و عملکرد تاریخی تجاوزگرانه شان، هرحرکتی را، گرچه ( همچون حوادث اخیر در قتل سفیر و کارداران و حمله به سفارخانه ها) به وضوح به ضرر آنها تمام شده باشد، بازهم به حساب دولت ها بگذاریم! از آن گذشته ، با دموکراتیزه شدن نسبی رسانه های ارتباط جمعی در کشورهای پیشرفته و جا افتادن شیوه های انتقال اخبار و اطلاعات مثل: یوتیوب، فیس بوک، توئیترو… هر فردی می تواند بدون نیاز به ذکر نام واقعی خود، وارد این شبکه شده و بی هیچ هزینه مادی و امنیتی، بدترین توهین ها را از طریق فیلم و ویدئو یا به صورت مکتوب به مقدسات هر آئینی نثار کند! آیا قرار است ما مسلمانان هر روز سال در مقابله با این تهاجمات راه پیمائی به راه اندازیم و احکام قتل صادر کنیم!؟
یک راه حل، تایید فراخوان شخصیت های معتدل و اخلاقی جهان به رعایت احساسات و باورهای دینی پیروان مذاهب مختلف و برحذر داشتن دگراندیشان از توهین و تحقیر مقدسات مومنین و تبدیل این خواست عمومی به تصویب قوانینی بین المللی در محدود سازی آزادی ابراز اندیشه است. صرفنظر ازعملی بودن چنین پیشنهادی، باید دید مادام که افکار عمومی جهانیان مخالف سلب آزادی بیان است، چه کسانی صلاحیت چنین محدود سازی را دارند و چه تضمینی برای عدم گسترش آن توسط دولت ها و گروه های تنگ نظرو تمامیت طلب درآینده وجود دارد، و اصولا آزادی با چه معیاری می تواند محصور گردد؟
راه حل مطمئن تر، بالا بردن سطح تسامح و تساهل و رواداری دینی در کشورهای اسلامی است، چیزی که هم تمدن غربی، به رغم قرنها تعصب و تنگ نظری ارباب کلیسا ، تولید فیلم های توهین آمیز علیه حضرت عیسی(ع) و حضرت مریم(س) را با تحمل و تقوا، تمرین و تجربه کرده است وهم قرآن، سنت پیامبر و سیره پیشوایان مذهب بر آن تصریح و تاکید دارند. در هرحال ما اختیار بیگانگان با فرهنگ و مذهب خود را نداریم تا آنها را مجبور به رعایت ارزشهای خود کنیم، اما اختیار خود را داریم ومی توانیم و باید اراده خود را برای تحمل مخالفین تقویت کنیم و این حربه را از دست سیاست گذارانی بگیریم که هرگاه خواستند ناسازگاری مسلمانان را به نمایش بگذارند، توهین و تحریکی را سازکنند. چرا نباید پاسخ توهین را با تبیینی حکیمانه ، پاسخ نوشته را با مکتوبی منطقی و پاسخ فیلم را با فیلمی مستند و مستدل داد؟
صرفنظر از سنت پیامبر و اهل بیت مطهر و صحابه راستین او، که مهم ترین حربه شان برای جذب مخالفین همین صبر و تحمل و اخلاق نیکو بود، کتاب راهنمای عمل مسلمانان تکلیف پیروان را در مواردی این چنین به وضوح روشن کرده است که نصب العین ساختن این آیات، هدایت کننده آنان در اتخاذ بهترین شیوه برخورد با مخالفین می باشد. ذیلا به مواردی از این رهنمودها اشاره می کنیم:
الف- تقویت اراده و خودسازی- قرآن با پیش آگهی دادن به مسلمانان از توهین های لفظی آزار دهنده فراوانی که از اهل کتاب (یهودی و مسیحی) و مشرکین خواهند شنید، این تهاجم تبلیغاتی را امتحان وابتلائی برای آنها شمرده که باید با “صبر و تقوا”(خویشتنداری و تسلط برنفس)، که نشانه اراده در امور است از سر بگذرانند(آل عمران ۱۸۶). خدا به پیامبرخود هشدار داده که پیوسته مطلع ازتوطئه اهل کتاب، به جز قلیلی از آنها، خواهد شد، اما اگر عفو کند و نادیده بگیرد، به مقام احسان نائل شده و خدا محسنین را دوست دارد(مائده ۱۳).
ب- حداکثربرخورد مجازبا توهین کنندگان- فقیهان ما برای توهین کنندگان به پیامبرو امامان حکم ارتداد و اعدام صادر می کنند، اما قرآن حتی برای کفر ورزیدن به آیات خدا و استهزای آن، جز ترک موقت جلسه، تا در بحث دیگری وارد شوند، کیفری دنیائی مقرر نکرده است (نساء۱۴۰). وقتی در مورد پرودگار عالم کیفری مقرر نشده ، چرا برای مادون او حکم اعدام مقرر می شود!؟
ج- کریمانه از کنار یاوه پراکنی ها گذشتن و پاسخ سلامت دادن- از مشخصات “عبادالرحمن” به توصیف قرآن، یکی هم بزرگوارانه برخورد کردن با عمل لغو مخالفین است(فرقان ۷۲). مومن واقعی چنان است که اگر لغوی بشنود، درگیر نمی شود و پاسخش جز این نیست که: “اعمال ما مربوط به خودمان و اعمال شما مربوط به خودتان است، سلام برشما باد، ما پیگیرجاهلان نیستیم”(قصص ۵۵).
د- آزادی مطلق مخالفین در مقابله فکری با منطق دینی – مطابق آیات ۱۱۲و ۱۱۳ سوره انعام، حکمت خدا ایجاب کرده است که به موازات ارسال رسولان وانزال کتب دینی، به مخالفین پیامبران و رسولان نیز میدان فریب وافترا و مخالفت کامل بدهد تا آنها هم هرآنچه می خواهند بشنوند و بکنند و از مخالفت خود راضی شوند و دراین میدان اختیار و ابتلاء، هرکس سرنوشت خود را به دست خود رقم زند. بدیهی است این آزادی در بُعد اندیشه و نظرو تبلیغ آنست که خداوند به بندگانش عنایت کرده وجز اسلحه منطق و استدلال حربه دیگری در مقابله با آن مشروع نیست، وگرنه تجاوز عملی دشمن را با اسلحه برتر باید پاسخ داد. در منطق قرآن ، برخوربا مخالف سه حالت دارد؛ برخورد واجب، برخورد مجاز(ولی مکروه)، و برخورد حرام. برخور واجب جهاد با متجاوزان است. برخود مجاز، قصاص و مقابله به مثل است که در همه موارد اولویت عفو و گذشت را گوشزد کرده است و بالاخره برخورد حرام، درگیری خشونت آمیز با مخالفین فکری و نفی آزادی آنان است.
ر- درست است که در دین تکلیف وجود دارد و حدود ۴٪ قرآن را “آیات الاحکام”، که ناظر به جنبه های حقوقی یک جامعه دینی می باشد اشغال کرده است. اما نگاه فقاهتی به دین، نگاهی محدود و بسته و تکلیف مداراست که به اجرای بی چون و چرای احکام، اکثرا استنباط فقیهان، اولویت می دهد، در حالی که نگاه قرآن، نگاهی حق مدار، با تاکید بر حق آزادی و اختیارمخالفان در دنیا، حتی در انکار خالق! است که با تربیت انسانها و رشد و تعالی آنان به سوی رب العالمین، هرکس کشت دنیائی خویش را درو خواهد کرد . با چنین نگاهی به کرامت انسان و با رسمیت بخشیدن به آزادی مخالفین، تحمل تبلیغ اندیشه ضد دینی آسان تر خواهد شد و اسلام ، به معنای واقعی تسلیم شدن به حق، که برتراست و چیزی بر او برتری نمی یابد (الاسلام یعلوا و لایعلی علیه) عزت و آبروی بیشتری خواهد یافت.
کنشگران ملی مذهبی خارج کشور
دوازده مهر ماه ۱۳۹۱

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.