3
هفته پیش جشن خانه سینما بود. در آنجا اصغر فرهادی یکی از کارگردانان سخنانی گفت که برای حاکمان بسیار تلخ و نگران کننده بود. او ضمن گلایه شدید از اوضاع نابسامان و اعمال سانسور در زمینه هنر و فیلم، گفت آرزو می کنیم که هنرمندانی چون مخملباف به وطن برگردند و کسانی چون جعفر پناهی بتوانند فیلم بسازند. در همین جشن هنرمندان دلیری چون خانم رخشان بنی اعتماد و دخترش باران کوثری با شال و مچ بند سبز بر روی سن رفتند. این ها چیزهایی بود که در رسانه ها انعکاس یافت و بیش از این چیزی نمی دانم اما گویا مجموعه برنامه ها چنان بر ضد حاکمیت و دولت کودتا بوده که موجی از مخالفت ها را بر ضد خانه سینما و جامعه هنرمندان کشور، که به استناد موضع گیری شان در زمان انتخابات سال گذشته، حامی جنبش سبزند پدید آورده است. شمقدری معاون هنری وزارت ارشاد، که از حامیان دولت کودتاست، گفت کار به جایی رسیده است که در جشن خانه سینما آروزی پایان جمهوری اسلامی را می کنند. وزیر ارشاد گفت قابل قبول نیست که در جشن سینما کسانی با علامت سبز در فکر جنبش مرده سبز باشند. رئیس خانه سینما که خود یک اصولگراست به حمایت از جامعه هنری و نهاد زیر مسئولیت خود دست زد و در مقام پاسخگویی از وزارت ارشاد و مسئولانش انتقاد کرد. در پی آن صدها هنرمند با انتشار بیانیه ای از رئیس خانه سینما حمایت کردند. در مقابل یکی دیگر از حکومتی ها، که از این حمایت جامعه هنرمندان به سختی بر آشفته بود، گفته است که این هنرمندان سربازان جنگ نرم دشمن علیه نظام جمهوری اسلامی هستند و ما با آن ها برخورد خواهیم کرد. این اصطلاح «جنگ نرم» برساخته آقای خامنه ای و وزارت اطلات و فرماندهان سپاه و به طور کلی نهادها و مقامات نظامی – امنیتی است که در دو سال اخیر باب شده است.
به هرحال چنین رخدادهایی به خوبی بی بنیادی حکومت و دولت احمدی نژاد و در مقابل قدرتمندی و نفوذ جنبش مدنی سبز است و نشان از آن دارد که این جنبش به رغم تمام تلاش ها و سرکوب ها در این شانزده ماه همچنان قدرتمند است و به طور مداوم بر پایگاه مردمی آن به ویژه در میان نخبگان جامعه افزوده می شود.
4
روز پنجشنبه پیش یک پایگاه نیروی انتظامی در سنندج مورد حمله گروهی مسلح قرار گرفت و طی این زدوخورد چهار عضو نیروی انتظامی و یک غیر نظامی کشته شدند. تا آنجا که من متوجه شده ام تا کنون هیچ گروهی مسئولیت آن را بر عهده نگرفته است. اما احتمالا باید کار گروه کرد پژاک باشد که در چند سال اخیر در آن نواحی فعال شده و بارها به نیروهای حکومتی حمله نظامی کرده است.
5
از زمانی که احمدی نژاد در پنج سال قبل به قدرت رسید، پروژه حذف هاشمی رفسنجانی از ساختار قدرت را کلید زد و به ویژه در شانزده ماه اخیر این پروژه با شدت بیشتر و آشکارتر پی گرفته شده است. یکی از محورهای اختلاف و کشمکش دانشگاه آزاد اسلامی است که رئیس آن جاسبی است و به طور کلی نهاد و تشکیلات دانشگاه زیر نظارت هاشمی قرار دارد. احمدی نژاد و گروه او تا کنون بسیار تلاش کرده اند که این نهاد را به طور کلی از زیر نفوذ هاشمی و همفکرانش در دانشگاه خارج کنند و آن ها را زیر نظارت و کنترل خود بگیرند اما موفق نشده اند. هاشمی برای جلوگیری از دست اندازی دولت اموال دانشگاه را وقف کرد اما دولتی ها نیز در مقام باطل کردن آن بر آمدند. دستگاه قضایی نیز گاه حرف از ابطال وقف زد و گاه نیز آن را تکذیب کرد. سرانجام بار دیگر خامنه ای وارد صحنه شد و اعلام کرد از نظر فقهی و حقوقی این وقف باطل است اما در عین حال به مصوبه چندی پیش شورای عالی انقلاب فرهنگی، که زیر نفوذ احمدی نژاد و باند او است، مبنی بر تغییر اساسنامه دانشگاه و تعیین مدیر آن به وسیله شورای عالی فرهنگی، اشکالاتی وارد کرده است. به نظر می رسد باز خامنه ای طبق معمول میانه را گرفته تا هم هاشمی را تضعیف کند و هم در عین حال مانع حداقل چیرگی کامل باند احمدی نژاد بر این نهاد مهم فرهنگی – اقتصادی و سیاسی شده است.
یادداشت ها روزانه – ادامه قسمت دویست و پنجاهم
جمعه 10 مهر 1405