به تجربه دیده می شود زمانی که مستبدین و زورگویان «بزرگ» خود را در تحقق هدف یا اهداف اعلام شده و نشده شان در یک مصاف با رقیب یا رقیبان ناتوان می یابند و به ویژه خود را در موقعیت ناکامی و یا شکست می بینند، تحمل را از دست داده و عمدتا دست به انواع اعمال خشونت و خشم می زنند. چنین پدیده ای در اغلب زورگویان تاریخ دیده می شود. در واقع اینان، با توجه به روحیه فردمحوری و عادت به یک عمر فرمانروایی مطلق، تحمل شکست و ناکامی را ندارند.
فعلا از بازگویی و یادآوری نمونه های تاریخی چنین پدیده ای خودداری می کنم و فقط به ذکر نمونه ای روشن و مبتلابه این روزها، که به هرحال با سرنوشت ما ایرانی ها و کشور ایران پیوند تعیین کننده ای یافته است، بسنده می شود.
دونالد ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا در مجموع حدود شش سال رئیس جمهوری قدرتمندترین کشور جهان یعنی ایالات متحده آمریکاست؛ اگر در ده سال پیش کسی او را حتی در آمریکا نمی شناخت و یا خوب نمی شناخت، اکنون نه تنها در آمریکا بلکه در جهان چهره ای کاملا آشناست و همه کم و بیش با شخصیت و به اصطلاح تیپولوژی او آشنایی دارند. او آدمی است به شدت خودشیفته، مستبد، زورگو و بیمار مداحی و اطاعت و وفاداری مطلق از دیگران؛ چنین آدمی فقط و فقط باید در همه چیز و از جمله در رقابت های سیاسی و به ویژه در جنگ های جاری، باید و باید پیروز باشد و گرنه آماده است که جهانی را به آتش بکشد تا به هر تقدیر خود را پیروز میدان اعلام کند. از این رو وی در جریان رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری در کشوری چون آمریکا در سال 2016، که ظاهرا گستره ترین و مؤثرترین نهادهای مدنی و قانونی را به عنوان ابزارهای مدرن برای مهار قدرت های مطلقه سنتی در اختیار دارد، وقتی دید در نهایت از رقیب دموکرات خود شکست خورده، به رغم تأیید تمامی نهادهای قانونی انتخاباتی در آمریکا، به هر تقدیر شکست را نپذیرفت و برای اولین بار به رقیب پیروز تبریک نگفت و حتی در برابر چشمان از حدقه در آمده جهانیان در مراسم تحلیف رئیس جمهور منتخب شرکت نکرد. او هنوز نیز پس از سال ها از تقلب گسترده و مؤثر در همان انتخابات یاد می کند و در نتیجه هنوز خود را پیروز آن رقابت می شمارد. اصولا ناکامی در هیچ مورد برای چنین آدمی قابل تصور نبوده و نیست.
حال چنین شخصی با چنان خصلت های بیمارگونه با ایران اعلام جنگ کرده است. هرچند، با استناد به قراین مختلف این نخست وزیر اسرائیل بوده است که از بلاهت و ساده نگری ترامپ استفاده کرده و او را به منظور تحقق خواسته های دیرینه اش مبنی بر نابودی ایران بزرگ و فعلا محو جمهوری اسلامی از جغرافیای منطقه و جهان او را به این میدان کشانده است اما در عمل فعلا فرقی نمی کند؛ به هر دلیل، ترامپ که گویا ماجرای را ساده دانسته و می پنداشت با زدن رهبر و ترور دولتمردان و نظامیان ردیف اول و یا دوم نظام از هم می پاشد، اکنون که پس از 35 روز نه تنها به این هدف و یا اهداف اعلام شده دیگر دست نیافته بلکه، به رغم ارتکاب جنایات پرشمار تروریستی و ویرانگری های بی حساب، هنوز نمی تواند اعلام پیروزی نهایی کند و آن را به مردم آمریکا و جهان بفروشد. این است هر روز که می گذرد، خشن تر می شود و حال که خود را در لبه پرتگاه و سقوط می بیند، به نظر می رسد که به اصطلاح می خواهد به سیم آخر بزند. او از این که تا اینجای کار در واقع در تحقق اهداف شیطانی اش ناکام بوده، در آخرین روزها بر آن شده است که با ویرانی تمامی زیرساخت های باقی مانده ایران، ایران کنونی را به تعبیر شفاف خودش به «عصر حجر» برگرداند.
در هرحال از بدبیاری های آمریکا و جهان آن است که چنین آدمی به قدرتمندترین سلاح های ویرانگر و پیشرفته ترین ارتش جهان مجهز شده و در عمل رهبر تمامی جهان شده است. وقتی دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ پایان یافت، در جایی نوشتم جهان خوشبخت بود که در این دوران چهار ساله جنگ جهانی سوم رخ نداد. هیتلر نیز چنین آدمی بود که جهان را به آتش کشید. اما بدبختی بیشتر مردم جهان است که گویا قرار است در این چهارسال سیاه اخیر جنگ جهانی دیگر را تجربه کند.
تا آنجا که به ما مربوط می شود، نگرانم در چند روز آینده ترامپ بی تحمل در برابر کمترین ناکامی، بیش از پیش دیوانه شود و به وعده های جنایتکارانه اش عمل کند و شاید با اعزام نیروهای ارتش به داخل کشور ایران، واقعا مانند دیگر زورگویان خودشیفته، بیش از پیش ایران را ویران کند. هرچند می توان به مقاومت دلیرانه ایرانیان امیدوار بود و ان شاءالله دشمنان شرور را ناکام خواهند گذشت.
جمعه 14 فروردین 1405