. . . تا رای درفش سیاه شما چه باشد!

نمایش «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضایی را  سال ها قبل دیده بودم. اخیرا بار دیگر این تأتر / فیلم را دیدم. این جمله را که در زیر می نویسم عینا نقل مستقیم از این نمایش است. با این توضیح که وقتی مرگ یزدگرد به پایان می رسد، بازیگران از آسیاب خارج می شوند و می بینند که عربان با شمشیرهای آخته از راه می رسند. بازیگر اصلی، به محض دیدن مهاجمان، می گوید:

«آری اینک داوران اصلی از راه می رسند شما را که درفش سفید بود این بود داوری تا رای درفش سیاه آنان چه باشد».

ناگزیر باید گفت که پیش از این در نمایشنامه به درستی گفته شده تاریخ را پیروزمندان می نویسند. از این رو اکنون گفته می شود «داوران اصلی از راه می رسند» که مراد عربان فاتح آن روز است که قرار است راویان رخدادهای بعدی باشند. ضمنا مراد از ««آنان که درفش شان سفید بود»، زرتشتیان و حاکمیت موبدی بوده و منظور از «رای درفش سیاه» نیز عربان است که در حال تسخیر ایران بودند و در این جا داوران اصلی خوانده شده اند. هرچند دقیقا دانسته نیست که عربان مهاجم و فاتح در آن ایام سیاه می پوشیده و دارای درفش سیاه بوده اند یا نه؛ آن گونه که در فیلم دیده می شود.

اما انگیزه بازگویی این دیالوگ مهم و تکاندهنده اشارتی است به وضعیت شورشی جاری در میهن ما. بسیاری از مردمان عادی از جهات مختلف (از جمله مشکلات اقتصادی و معیشتی) به ستوه آمده و به حق به خیابان آمده و خواسته های اقتصادی و سیاسی خود را فریاد می زنند و به حق خواهان تغییرات اساسی حتی تحول رژیم سیاسی به یک نظام کاملا تازه و دموکرات و ملتزم به حقوق بشر و غیر مذهبی هستند. اما در این میان شماری از افراد مطالبات دموکراتیک و خشونت پرهیز را به هر دلیل تبدیل می کنند به انفجار خشم و کینه و نفرت و تخریب اموال عمومی و حتی انتقام کشی از این و آن و در نتیجه نه تنها مسیر مبارزه را منحرف می کنند بلکه بهانه های لازم را به دست سرکوبگران همیشه آماده می دهند. راستی شعار «این سال، سال خون است» از کجا آمده و اگر جدی بشود به کجا دامن خواهد کشید؟

از همه رسواتر و ضد ملی تر، دعوت رسمی و علنی از رئیس جمهور متجاوز آمریکا به بهانه حمایت از معترضان به دخالت در ایران است! این مطلب ساعتی پیش در تلویزیون بی بی سی در اطلاعیه رضا پهلوی اعلام شد. ظاهرا تجاوزات قبلی آمریکا و اسرائیل، که مورد تأیید پهلوی و شماری از حامیانش بوده و هست، کفایت نمی کرد که اکنون با بی پروایی و بیشرمی تمام از قلدرهای متجاوز خارجی دعوت می شود در امور داخلی یک کشور دخالت کنند! چنین رخدادی، وضعیت اسفبار و تاریکی را برای ایران آینده محتمل می کند.

در هرحال با آنچه که اکنون در خیابان های تهران و در دیگر شهرهای ایران می گذرد، بهتر است که با رخدادهای سال 56-57 ایران مقایسه شود؛ و آنگاه زیر لب زمزمه کنیم که: آنان (به اصطلاح طعن آمیز عموم سلطنت پرستان) پنجاه و هفتی ها، که درفش سفید داشتند چنان کردند و اکنون که عده ای از حالا وعده های داغ و درفش مخالفان می دهند و از بیگانگان دعوت می کنند که آن ها را در رسیدن به تهران و نشستن بر تخت پادشاهی یاری کنند، در فردایی پیروزی (به گمانم موهوم) چه خواهند کرد؟! دم خروس که هیچ، خود خروس نیز عیان است. حداقل منِ پنجاه و هفتی بار دیگر فریب نمی خورم!

باشد که مردم ما هوشمندانه رفتار کنند و از سر استیصال از چاله به چاه نیفتند که زیبنده مردمان خردمند و با تجربه نیست. به امید فردایی بهتر.  

جمعه 19 دی 1404  

Share:

More Posts

Send Us A Message