دو نکته در باب انتخابات میان دوره ای آمریکا

از این که حزب جمهوری خواه در آمریکا و به ویژه شخص دونالد ترامپ در مقام ریاست جمهوری آمریکا شکست سختی را تجربه کرده و بازی را به رقیب کهنه کار و سرسخت وانهاده اند، در مجموع خوشحالم و می پندارم حداقل رخداد مهمی در سیاست داخلی و احیانا خارجی آمریکا بوده است. با این همه دو نکته در این باب مهم است و قابل توجه:

یکم. در اوایل روی کار آمدن ترامپ بود که دوستی نکته سنج می گفت، اگر نهادهای مدنی و دموکراتیک کشور آمریکا نتوانند ترامپ و ترامپیسم را مهار کنند، من از اصل دموکراسی در جهان ناامید خواهم شد. من هم کم و بیش این گونه فکر می کردم. بالاخره می شد به نهادهای دموکراتیک موجود اندکی امید داشت. حال گویا این آرزو و تمایل تحقق یافته است. اجمالا چرخشی مهم در مهار قدرت وحشی و سیاست بی مهار و ویرانگر ترامپ و حامیان وحشی اش پدید آمده است. گرچه نفس این گرایش مهم است و امیدوارکننده ولی باید منتظر ماند و دید که در دو سال آینده کنگره آمریکا (مجلس نمایندگان و سنا) چه خواهد کرد. آرزو می کنم به این آرزو و امید جامه عمل بپوشد.

دوم. نکته مهم تر آن است که دو سال قبل گروه زیادی از معترضان آمریکا و به طور خاص شماری از مسلمانان معترض به سیاست های ویرانگر اسرائیل و کشتار و ویرانی هولناک غزه در فلسطین و مخالف حمایت های رئیس جمهور وقت آمریکا (جو بایدن) و معاون اولش خانم کاملا هریس، که از قضا نامزد ریاست جمهوری هم بوده و با ترامپ رقابت می کرد، بوده به حزب دموکرات و نامزد آن نه گفتند و به ترامپ رأی دادند. بدان امید که ترامپ دنبال صلح است و مخالف جنگ در جهان و از جمله در خاورمیانه.

اما اکنون پس از دو سال ظاهرا همه فهمیده اند که اینان در تشخیص خود دچار اشتباهی بزرگ شده اند. واقعا برای من قابل فهم نیست که چرا شماری در کشوری چون آمریکا دچار این اشتباه مهلک شدند؟! شاید این حرف درست باشد که مردم آمریکا (مراد عموم مردم عادی است)، عوام ترین مردم جهان اند. شگفتی این است که ترامپ تازه به دوران رسیده نبود. او جدای از فعالیت دیرین رسانه ای و اقتصادی استثمارگرایانه اش، حداقل پیش از آن چهار سال در مقام عالی ترین مقام سیاسی کشور فعالیت کرده بود. برای عموم مردم جهان روشن تر از روز بود که شخصی چون ترامپ با دعوی صلح خواهی و مخالفت با جنگ، خود به نحو وارونه، جنگ افروزی قهار است. در همان زمان نوشتم «ترامپ جنگ افروز» که در تاریخ 18 آبان 1403 در وب سایت «زیتون» منتشر شد. روشن بود که ترامپ خودشیفه ای دروغزن و فریبکاری بیش نیست که از اوضاع آشفته جهان و آمریکا سوء استفاده کرده و در واقع جز هوای پادشاهی و امپراتوری و مال اندزوی و خودفرمانی و استبداد رأی چیزی در سر ندارد!

به ویژه باید توجه داشت که، گرچه هردو حزب حاکم آمریکا با تمام امکانات و ابزارهای مادی و معنوی خود حامی و مددکار و در عمل در خدمت اهداف تجاوزکارانه اسرائیل بوده اند؛ ولی حزب جمهوری خواه و به طور خاص شخص دونالد ترامپ بیشتر حامی سخت و استوار بی چون و چرای راست ترین و ضد صلح ترین جناح حاکم بر اسرائیل در چند دهه اخیر بوده است. از قضا آدم دغلکاری چون نتانیاهو چند بار به درستی تأکید کرده است که اسرائیل رئیس جمهوری جدی تر از ترامپ در کاخ سفید ندیده است. راست گفت! با این حال چرا و چگونه شماری قابل توجه در آمریکا و حتی در جهان ادعای صلح طلبی ترامپ را پذیرفته و به آن باور کردند؟

در هرحال اکنون گویا این افراد خوش بین مصداق آن ضرب المثل مشهور ایرانی شده اند که با زبان حال می گویند: «صد رحمت به کفن دزد قبلی»!!  

اما آیا متوهمان خوش خیال، از توهمات خود دور شده و از خواب گران بیدار شده اند؟! باید دید! شاید دور و دیر نباشد!

چهارشنبه 13 آبان 1405

Share:

More Posts

تذکری به مترجمان و ناشران

حدود شصت سال است که با کتاب سروکار دارم. خواندن کتاب و استفاده از برخی از آن ها در پژوهش ها و آثار نوشتاری و

«غدیر قم»!

در دوران خمینی به دلایلی روشن بین این دو نهاد تعارض جدی پدید نیامد و همان اندازه هم که خود را نشان داد (مانند جریان

Send Us A Message