مراجعه به دانشگاه بن و دریافت اولین حقوق

شنبه 10 مهر 89 / 2 اکتبر 2010

امروز آقای گنجی در سالن یک کلیسا در کلن سخنرانی داشت و من هم شرکت کردم. جمعیت خوب بود. اول فیلمی از یک کارگردان جوان ایرانی مقیم آلمان دربارة انتخابات سال گذشته به زبان آلمانی نشان داده شد و آنگاه گنجی درباره امیدها و نا امیدی ها در جنبش سبز سخنرانی کرد. مطالب خوب و امید بخشی گفته شد. به دلیل شهرت و فعالیت مستمر گنجی معمولا از گفته ها و نوشته های ایشان استقبال می شود. خبرنگار رادیو دویچه وله با من گفتگویی دربارة نقش مجلس خبرگان و نقش هاشمی رفسنجانی انجام داد.

قابل ذکر است که شب قبل نیز در مهمانی منزل آقای محمدرضا نیکفر آقای گنجی را دیدم. نیکفر از نویسندگان و صاحب نظران غیر مذهبی است که تا حدودی مطرح است و مورد توجه موافقان و مخالفان است.

سه شنبه 13 مهر 89 / 5 اکتبر 2010

1

امروز صبح همراه دوستی تازه آشنا به دانشگاه بن رفتیم برای آشنایی و دریافت مدارک بورسیه. قرار را قبلا خانم امیرپور گذاشته بود. آقا مهرداد که دانشجو است و شش سالی است در اینجا درس می خواند همراه من آمد. با قطار رفتیم. از قضا دانشگاه نزدیک ایستگاه قطار بود و پیاده رفتیم. بخش مربوطه بخش شرق شناسی دانشگاه بود. با خانمی دیدار کردیم و او هم پس از یک احوالپرسی مختصری، که مخصوص آلمانی هاست، اوراق را به ما داد و گفت برای گرفتن حقوق این ماه مان به صندوق برویم که البته معلوم شد ساعت کار آن پایان یافته است و ما ناچار باید زمانی دیگر مراجعه کنیم. خانم عذرخواهی کرد و گفت اگر تلفن شما را داشتم حتما به شما اطلاع می دادم. این هم از ادب و آداب آلمانی هاست.

دانشگاه، طبق معمول تمام یا اغلب مراکز دانشگاهی و فرهنگی اروپا، در ساختمانی قدیمی و بزرگ و گسترده قرار داشت و مرکز میزبان من مرکز شرق شناسی این دانشگاه است. در این قسمت کتابخانه ای دارد و موزه ای (حداقل یکی آن را دیده ام) و آن موزه مصر است. بلیط گرفتیم و از این موزه کوچک بازدید کردیم. بخشی از آثار باستانی مصر در این سالن نگهداری می شد. از اواسط هزاره دوم پیش از میلاد تا اوائل پس از میلاد. از کتابخانه اش بعدا دیدن خواهم کرد. گویا منابع فارسی کم دارد اما گفته اند منابع عربی بیشتر است. جوانی که منشی دفتر خانم مسئول بود چند کلمه ای عربی گفت اما سیمای او نشان می داد که آلمانی است. پس از پرس و جو روشن شد که چنین است و او کمی عربی را آموخته است.

2

در یک هفته اخیر بار دیگر مسألة مالیات ارزش افزوده از جانب دولت مطرح شده و در مقابل اعتصاب گستردة شماری از بازاریان در تهران و تبریز و برخی شهرهای دیگر پدید آمده و هنوز هم کم و بیش ادامه دارد. به ویژه طلافروشان که گویا بیش از دیگران زیان می بینند جدی تر از دیگران در اعتصابات و بستن بازار مشارکت دارند. در گذشته نیز چند بار همین موضوع موجب اعتراض و تعطیلی بازار بوده ولی همیشه دولت مجبور به عقب نشینی شده است. حال باید دید که کار به کجا می رسد و دیروز فرمانده پلیس بازاریان را تهدید کرده است.

یادداشت های روزانه – قسمت دویست و چهل نهم

پنجشنبه 26 شهریور 1405

Share:

More Posts

یازدهم سپتامبر 2001

یازدهم سپتامبر 2001اشاره: متن زیر یادداشت من است در زندان اوین که حدود ده سال پیش در خاطرات و یادداشت های آن دوران به عنوان

رونوشت مطابق با اصل!

این روزها در حال ویراست تازه ای از مجموعه یادداشت هایی هستم با عنوان «دین های ایران در روزگاران پیش از اسلام» و تصمیم بر

Send Us A Message