اخیرا موفق شدم که پس از سال ها کتاب «نگاهی به شاه» اثر عباس میلانی را بخوانم. خرسندم که این اثر را خواندم. در نظر داشتم گزارشی از این کتاب خوب ارائه دهم ولی تا کنون موفق نشدم. شاید هم هیچ وقتی موفق نشوم. اما، همان گونه که تا کنون به همه شفاهی توصیه کرده ام، از این طریق به همه سفارش می کنم که این کتاب پژوهشی را بخوانند که خواندنی است. هرچند در آن جای مناقشه کم نیست.
اکنون فقط به یک نکته اشاره می کنم. میلانی در فصول مختلف این کتاب بارها به مناسبت یادی از دکتر مصدق و دوران نخست وزیری اش و نیز اختلافات او در مقام نخست وزیری با محمدرضا شاه کرده و از جمله به تفصیل در باره رخداد مهم 28 مرداد سخن گفته است. در اینجا صرفا به نقل مستقیم چند سطر از این کتاب در این ارتباط بسنده می کنم؛ داوری با شما خوانندگان:
در صفحه 196 آمده است که: «کرمت روزولت عامل سیا که مسئولیت عملیات براندازی علیه مصدق را بر عهده داشت و به همین دلیل به ایران سفر کرده بود . . .».
در فصل دهم با عنوان «تیپای آژاکس»، صفحه 221، به نکته بس مهمی اشاره می شود. در آنجا آمده است: «در واپسین ساعات روز دوم اقامتش [اقامت روزولت] در ایران، شاه با کرمت هم دیدار کرد. لحظاتی بعد از ورود روزولت به اتاقی که دیدار در آن صورت گرفت، «و پیشخدمتانی با لباس رسمی (فراک) وارد شدند و سینی ها در دست داشتند که در هر کدام گیلاس هایی ودکا و ظرف خاویار به چشم می خورد». «بنابر روایت روزولت، شاه سخنان خود را با این عبارت آغاز کرد که «من تخت سلطنتم را به خدا، به مردمم، به ارتشم و به شما [روزولت – آمریکا] مدیونم» به گفته روزولت شاه در عین حال خبر داد که مصدق را به محاکمه خواهد کشاند و او را «به سه سال زندان» محکوم خواهد کرد و سپس او را «آزاد» خواهد گذشت که در «درون دهکده خود، و نیز بیرون از آن، زندگی کند». بنا بر ادعای روزولت شاه به او تأکید کرد که وقتی فاطمی بازداشت شود «وحتما بازداشت خواهد شد» او را اعدام خواهند کرد».
با این حساب آیا هنوز عده ای (به هر دلیل و انگیزه)، بر این باورند که در 27 مرداد 32 عملیات براندازی سیا (البته با همدستی انگلیس) علیه دولت مصدق »قیام ملی» بوده و نه «کودتا»؟! در همین منبع به روشنی گزارش شده که براندازی مصدق، جدای از این که به لحاظ حقوقی و قانون اساسی شاه حق داشته حکم برکناری نخست وزیر را بدهد یا نه، با همدستی چهار عنصر داخلی و خارجی به سامان رسیده است: ام. آی. سکس، سیا، شاه و دربار، بخشی از روحانیون مخالف مصدق و مزدوران پول بگیر مانند برادران رشیدیان و شعبان جعفری ها.
اما مهم تر از همه، گزارش بعدی به روشنی نشان می دهد که کودتاچیان با رهبری شاه از قبل تصمیم شان را در باره مصدق و وزیر خارجه اش فاطمی گرفته بودند؛ در این صورت دادرسی ارتش و دادگاه و محاکمه و احکام صادره صرفا پوششی بر اراده ملوکانه (و البته شرکاء) بوده است و بس. اندکی بعد دقیقا همان شد که اعلیحضرت از پیش به همکارش یعنی کرمت روزولت مأمور سیا و عملیات علیه مصدق اظهار کرده بود. اگر در آن کسی خبر نداشت، اکنون دیگر راز مگو نیست.
اکنون روشن می شود که، برخلاف تصور عده ای جاهل یا متجاهل، مخالفت با آمریکا و حتی آمریکاستیزی ریشه در کجاها دارد!
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!
29 مرداد 1405