می گویند حکومت ها می آیند و می روند اما سیاست ها پایدار می مانند. با توجه به تجارب مکرر دو نظام پهلوی و بعدتر در نظام جمهوری اسلامی این قاعده و این سنت سیئه به روشنی صادق است. با این که در سال 1357 انقلابی که بعدتر به «انقلاب اسلامی» تغییر عنوان داد، بر آن بود که به طور اساسی و ماهوی جامعه ای و رژیمی بنیاد نهد که ویژگی ها و سنت های نادرست پیشین را نداشته باشد بلکه بر عکس تمامی سنت های ضد انسانی و استبدادی پیشین را به اصطلاح آن ایام به «ز باله دان تاریخ» بسپرد. اما از همان آغاز به شکل ناباورانه ای همان سنت ها و سیاست ها در نهادهای جدید در اندام «جمهوری اسلامی» بازتولید و بازسازی شد.
در این مجال سه سنت از مهم ترین این بازتولیدها را می توان چنین برشمرد:
- محتوای «استبداد مطلقه شاهنشاهی» تبدیل شد به «ولایت مطلقه ولایت فقیه». هرچند با غلظت بیشتر و با پشتوانه خطرناک تر دین و خدا و پیامبر و امام معصوم. به دیگر سخن قرار بود نظام موروثی سلطنتی دو هزار و پانصد ساله تبدیل بشود به «جمهوری انتخابی» با تمام مبانی و لوازمش؛ هرچند پسوند اسلامی در آن زمان چندان تعارضی ایجاد نمی کرد.
- قرار بود که رشد و توسعه همراه با عدالت اجتماعی باشد و از ساحت جامعه فقرزدایی بشود. اما چنین روندی نه تنها طی نشد بلکه مافیاهای تازه به تدریج به عرصه آمده و تمام اقتصاد کشور را به سود خود و نهادهای حکومتی و زیر مجموعه ولایت فقیه به زیان مردم و از جمله توده های به تعبیر آن دوران «مستضعف» تسخیر کردند. در این روند نظام رانتی و حکومتی پیشین با شدت بیشتر ادامه یافت. دزدی و غارت و فسادهای مالی در تمامی ارکان نظام ولایی به صورت روزافزونی ادامه پیدا کرد.
- از جمله اموری که تداوم یافت و همچنان ادامه دارد، متهم کردن مخالفان و معترضان و منتقدان سیاست های استبدادی حکومتی به وابستگی به خارج از کشور و به عبارتی مزدوری بیگانگان است. به یاد داریم که در رژیم پهلوی به نیروهای مخالف و معترض می گفتند «خرابکار» و حالا از جمله می گویند «مزدور آمریکا و اسرائیل» و یا «اغتشاشگر». به یاد داریم وقتی که در 29 بهمن 57 مردم تبریز قیام کردند، صریحا اعلام شد که این ها از آن سوی ارس (شوروی سابق) آمده اند! واژه «دشمن» پربسامدترین کلمه در سخنان رهبر دوم جمهوری اسلامی است. حتی مخالفت با حجاب اجباری و اعتراض به آن به توطئه دشمن نسبت داده می شود. اخیرا می گویند اعتراض را به رسمیت می شناسیم و حتی با معترضان گفتگو می کنیم اما در عمل نشانه ای از تحقق این وعده دیده نمی شود. می گویند برای راهپیمایی مجوز بگیرید اما در تا کنون حتی یک مجوز برای تجمعات صادر نشده است. دستگیری ها با قدرت ادامه دارد و زندان ها همچنان انباشته از معترضان می شود و چوبه های دار همچنان برپاست.
با این همه بی تردید دشمنان جمهوری اسلامی و در مواردی دشمنان ایران، نه تنها در تحولات داخلی نقش دارند و تلاش می کنند از این نمد کلاهی بدوزند، بلکه می کوشند با هر بهانه ای با مقامات جمهوری اسلامی تسویه حساب کنند. اخیرا نه تنها دم خروس بلکه خود خروس هم عیان شده است. به طور خاص اسرائیل به عنوان زائیده دولت امپریالیستی آمریکا و حامی متوهم و در عین حال قدرتمندش دونالد ترامپ کوشش می کنند در امور داخلی دخالت کنند و از جمله مخالفان و معترضان را در جهت اهداف ضد ایرانی خود به خدمت بگیرند. تجاوز اسرائیل و آمریکا در اواخر خرداد و اوایل تیرماه 1404 و دعوت مکرر نتانیاهو و ترامپ از مخالفان و معترضان برای تظاهرات خیابانی با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، از نمونه های بارز این سیاست شیطانی است.
از این رو معترضان ایرانی باید هشیار باشند که در دام چنین شیطنت هایی نیفتند و همان مبارزه دموکراتیک و خشونت پذیر دیرین خود را دنبال کنند که به گمانم در نهایت به اهداف ملی خود خواهند رسید. این گونه حمایت ها جز تیزتر کردن تیغ سرکوبگران نتیجه ای ندارد. متأسفانه عملکردهای غلط مقامات جمهوری اسلامی تا کنون به گونه ای بوده و هست که شماری از هموطنان (به ویژه جوانان) به عروسک هایی تمسک جسته و افراد وابسته و اسرائیلی را منجی خود می دانند. در اینجا به واقع باید شخص آقای خامنه ای را مسئول دانست که مسیری را طی کرده که امروز حتی وابستگان به قدرت های بیگانه نیز منجی ملت معرفی شوند.
به امید فردایی بهتر
پنجشنبه 18 دی 1404