تسلیت به خانواده های قربانیان و تذکر یک نکته

این روزها و ساعت ها اخبار دهشتناک و نگران کننده ای از ایران می رسد؛ اخباری که دل هر انسانی را به درد می آورد.

یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم / هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم

سخن صدها و بلکه هزاران کشته در خیابان های ایران است. واقعا نمی دانم این ارقام چه اندازه درست است. زیرا هر دو  سوی ماجرا راوی صادقی نیستند. به ویژه که این نوع عددسازی ها سابقه ای دیرین حتی در دوران انقلاب نیز دارد. به یاد می آورم که کشتار پانزدهم خرداد 42 را پانزده هزار می گفتند و حتی در اطلاعیه های آیت اله خمینی نیز در مقام یک مرجع دینی و دارای عنوان «آیت الله العظمی» نیز بارها تکرار می شده است. حداقل شهدای انقلاب را شصت هزار می گفته اند. از بس که این اعداد و اخبار تکرار می شد، همه باور کرده بودند. بعید می دانم در آن زمان خود آن افراد سخنی بر وفق تحقیق و راستی آزمایی گفته باشند؛ بگذریم که در آن زمان چنین امکانی نیز عملا وجود نداشت. با این حال می پندارم افراد مدعی در آن زمان خود بدان اخبار باور داشتند.

من با توجه به آن سابقه و در عین حال گزافه گویی های شگفت مخالفان و به ویژه براندازان جمهوری اسلامی و رسانه های مشخص و در باتلاق شبکه های مجازی کنونی، در صحت اخبار سرکوبی ها و کشتارها احتیاط می کنم. احتمالا پس از فرو نشستن این گردو غبارهای هولناک حقیقت از پس پرده آشکار خواهد شد. «شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد». همان گونه که پس از انقلاب عموم مبارزان دریافتند که مجموعه کشته ها در رژیم پهلوی از پانزدهم خرداد 42 تا بیست و دوم بهمن 57 کمی بیش از سه هزار تن بوده است. یا روشن شد که رقم صد هزار زندانی سیاسی در آن دوران دروغی بیش نبوده است.

با این حال یک امر مسلم است و آن که در این روزها به فرمان مستقیم و غیر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی و کارگزاران کشتاری گسترده از مردم در کوچه و خیابان های تهران و سراسر کشور در جریان بوده است. باید به تمام جانیان و آدم کشان نفرین فرستاد. امیدوارم روزی به اقدامات جنایتکارانه آنان و رهبرانشان رسیدگی شود و جانیان به جزای اعمال خود برسند.

فعلا کاری جز این نمی توانم بکنم که با رنج بسیار به خانواده های داغدار تسلیت بگویم و برای جانباختگان غفران الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزو کنم.

اما نکته دیگر آن است کسانی که از خارج از کشور و به طور مشخص آمریکا و اسرائیل افراد معینی را در داخل به عنوان مأمور و یا فریب خورده دعوت به شورش و خشونت و قتل و کشتار می کنند، حداقل به اندازه مأموران جمهوری اسلامی در قتل آنان شریک و مسئول اند. وقتی موساد اعلام می کنند که در خیابان های تهران هستیم و در کنار مردم ایران برای آزادی مردم می جنگیم (نقل به مضمون) و یا رئیس جمهور آمریکا صریحا فرمان آتش می دهد و اعلام می کند نهادهای دولتی را تسخیر کنید، بی تردید مسئول خونریزی و کشتار مهاجمان هستند و باید پاسخگو باشند. از آن دو گذشته، شخص رضا پهلوی، که مرتب فراخوان می دهد و مردم را به اعمال خشونت و جنگ و خونریزی دعوت می کند، بیش از آن دو متجاوز مسئول است. در عجبم کسی که دستش تا مرفق در خون مردمان غالبا بیگناه آغشته است، چگونه مدعی آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر برای ایران آینده است؟!

به هر تقدیر تاریخ ایران نشان می دهد که در نهایت مردم ایران به اعتبار یک ملت با سابقه فرهنگی و تمدنی بزرگ، نه متجاوزان بیگانه را خواهند بخشید و نه مزدوران و مأموران به اصطلاح خودی داخلی را فراموش خواهند کرد. مردمی که نه تجاوزات روسیه و بریتانیای کبیر را از یاد برده اند و نه کودتای آمریکایی – انگلسی را فراموش کرده اند، این بار چنین مزدوری ها و مزدوران بیگانه پرست را از یاد نخواهند برد.

به امید فردایی بهتر     

سه شنبه 23 دی 1404      

Share:

More Posts

Send Us A Message