پاسخ هایی برای اندیشیدن 100- باز هم شرحی در باب تاریخ قرآن و سکه های نخست عصر اسلامی

اشاره: در پی پاسخ من به پرسش های آقای توکلی در حاشیه مقاله تاریخ قرآن بار دیگر ایشان شرحی نوشته اند و من نیز به فراخور پاسخی نوشته و هر دو در پای همان مقاله پیش گفته در زیتون منتشر شده و اکنون در اینجا بازنشر می شوند.

آقای اشکوری، با درودش
” این که چرا از عثمان سکه و یا پاپیروسی باقی نمانده چند نکته قابل توجه است. اولا- در آن زمان هنوز اعراب مسلمان از سکه مخصوص خود استفاده نمی کردند. ”
حال توجه کنید به توضیحات سکه شناس ایرانی ‚ شمس اشراق : ” با وجود آنکه تازیان در زمان خلافت ( ابو بکر ) به فرماندهی خالد ابن ولید به سرزمین های ساسانیان یورش بردند….. به خاک ایران دست یافتند لیکن تا کنون سکه ای به نام هیچ یک از خلفای راشدین به دست نیآمده است و به نام خلفای راشیدین سکه ی ضرب عربستان نیز دیده نشده است.” اما در زمان خلفای راشدین، به نقل از شمس اشراق، اعراب به نام خود و با موافقت خلیفه سوم (عثمان ) سکه ضرب کرده اند :
„اولین سکه هایی که با موافقت خلیفه سوم حاکمان عرب ضرب کردند، سکه های عرب ساسانی به شیوه ای که قبل اشاره رفت بود.” شمس اشراق ادامه می دهد : ” یکی از اولین سکه های عرب ساسانی که از نوع سکه های خسرو دوم و با نام خسرو به خط پهلوی است و واژه ی ( جید ) به معنی بسیار نیکو – به خط کوفی در حاشیه ی آن نقش بسته، به تاریخ ۲۰ یزدگردی برابر با سال ۳۱ هجری به نام دارالضرب ( مرو ) …. در بخش اسلامی موزه بریتانیا موجود است. ” شمس اشراق به منبع خبری از ” موافقت خلیفه سوم ” برای ضرب سکه اشاره ای نمی کند و به طور قطع چنین منبع تاریخی نیر در دست نیست (۱) حال این سوال مطرح است که چرا خلیفه سوم اجازه ضرب سکه در مرو را به حکمرانان عرب می دهد، اما به نام خود سکه ای ضرب نمی کند. چطور معاویه توانست شش سال بعد از مرگ عثمان، در سال ۶۶۲ ، در داراب سکه به نام خود ، به نام امیرالمومنین، ضرب کند اما عثمان و علی سکه ای به نام خود ضرب نکردند. اگر در عربستان امکان ضرب سکه نبود در ایران و سوریه بود. قران عثمان یک استوره است و تا به امروز هیچ نسخه ی از این قران عثمان یافت نشده است و تا به امروز نیز اشارهای به قدیمی ترین متن کامل قران نشده است. اما چندین صفحه از قران در توبینگن، بیرمنگام و صنعا ( یمن ) یافت شده اند. تاریخ قران صنعا به اواخر قرن ۷ تا اوائل قرن ۸ می رسد . حال اسلام شناس آلمانی Kurt Bangert ادعا می کند تنظیم قران در زمان عبدالملک مروان شروع شد ( نوشتن بعضی از سوره های قران در سنگ نبشته های مسجد قبه الصخره در اروشلیم که در زمان عبدالملک ساخته شد ) و الحجاج بن یوسف، فرمانده نظامی عبدالملک مروان، سوره ها را جمع آوری کرد و به همین علت اسلام از جنگ ها و فتح ها سخن می گوید (۲)
Wenn es stimmt, das al Haggag den Koran zusammenstellte, könnte diese erklären, warum der Islam insgesamt stark von einer kriegerischen
Eroberungssprache geprägt ist
شاید اگر یک غیر نظامی قران را جمع آوری ‌می کرد اشاره به داستان های جنگی کم رنگ تر می شد.
۱ – نخستین سکه های امپراتوری اسلام ، ع. شمس اشراق، اصفهان ۱۳۶۹ ، ص ۳۸
۲ – Kurt Bangert, Muhammad, Wiesbaden 2016, P. 689

با سلام به آقای توکلی
پیش از هر چیز از ایشان تشکر می کنم که هم توضیحات خوب و مفیدی داده اند و هم یک منبع جدید معرفی کرده اند. کتاب آقای شمس اشراق که اطلاع نداشتم. تلاش می کنم از هر طریق ممکن تهیه کرده و استفاده کنم.
اما گزارش ارائه شده در باره سکه های نخستین در عصر اسلامی کم و بیش همان است که در نوشته من آمده بود و حداقل مضمون اصلی آن در تعارض با مدعیات من نبوده و نیست. من هم اطلاعات قابل توجهی در باره سکه شناسی عصر نخستین از برخی منابع عربی معاصر و نیز شرق شناسان در اختیار دارم. در هرحال داستان چندان ساده نیست که بتوان با استناد به یک و یا چند منبع قدیم و جدید آن را حل شده دانست.
اما در باب جمع قرآن عثمان. در دو مقاله من به منابع قدیم و جدید اسلامی و غربی فراوانی استناد شده و از این منابع استنباط نمی شود که قرآن عثمانی اسطوره و افسانه است و حداقل احتیاط علمی ایجاب می کند چنین قاطع اظهار نظر نکنیم. چند نفری که اخیرا در آلمان و یا جاهای دیگر چنین ادعایی کرده اند هنوز توان رقابت با منابع قدیم و حتی جدید غربیان و استدلالهایشان در باب جمع قرآن را ندارد. فعلا باید این مدعا که قرآن یک خوانش سریانی یک فرقه مسیحی کهن تر از اسلام است را یک افسانه دانست. همان سه قرآنی که خودتان نیز اذعان کرده اید افسانه بودن مدعای شما را اثبات می کند. در هرحال تاریخ قرآن و داستان جمع آن نیز چندان ساده و روشن نیست که بخواهیم چنین غیر علمی فتوا دهیم و کار را پایان یافته تلقی کنیم. من در نوشته ام با احتیاط تمام گزارش کرده ام و اطلاعات در اختیارم را با مخاطبان به اشتراک گذاشته و از اظهار نظر قاطع و مستقیم پرهیز کرده ام. قضاوت با خوانندگان است. فکر می کنم شما هم چنین کنید به احتیاط نزدیکتر است.
اما در مورد جمله پایانی شما. اولا اگر قرآن عثمان افسانه است دیگر جمع قرآن به معنای متعارف آن دعوی لغوی است. چرا که سالبه به انتفای موضوع است. ثانیا- نمی دانم مرادتان از نظامی و غیر نظامی چیست. اگر روایات مربوط به جمع قرآن در زمان عثمان را بپذیریم، روشن است که تدوین کنندگان قرآن هیچ یک به معنای رایج کلمه نظامی نبوده اند. از خلیفه بگیرید تا زیدبن ثابت و دیگران. اصولا در آن زمان هنوز ارتش به عنوان یک نهاد شکل نگرفته بود (چنان که قرنهای بعد نیز چنین بود). در دوران قدیم و از جمله در میان اعراب مسلمان عصر خلفای راشده در هنگام اعلام جهاد مؤمنان به عنوان یک وظیفه دینی و یا مردمی داوطلبانه در جنگ و جهاد شرکت می کردند. از این رو اصل مدعای شما بلاموضوع است. ثالثا- ظاهرا شما فرض را بر این نهاده اید که پیش از جمع قرآن قرآنی وجود نداشته و هرچه هست محصول تصمیم عثمان و نظامیان! است. روشن است اگر روایت جمع قرآن (ولو ناقص) در زمان پیامبر را بپذیریم، دیگر تجمیع آن در زمان عثمان به دست نظامیان و غیر نظامیان نمی تواند تأثیر جدی در مواد گردآوری شده قرآن عثمانی داشته باشد.
باز هم ممنون
اشکوری

Share:

More Posts

Send Us A Message