برگی از دفتر ایام-ایکاش به جای حجاب حیا و وجدان و راستی اجباری بود

بدست • 1 جولای 2012 • دسته: برگى از دفتر ايام

اشاره: در ایمیلی که الان دریافت کردم مطلبی آمده که به راستی دریغم آمد که شما را از خواندن آن محروم کنم. البته مطلب بیش از این بود و همراه با چند عکس تلخ و دردناک که گزنده وجدان آدمی بود ولی من قسمت اول و جملات پایانی آن را برای شما نقل می کنم.

پسری که پولهای مچاله شدشو آروم گذاشت جلوی فروشنده و گفت:

برای روز پدر یک کمربند می خوام..

فروشنده:چه جنسی باشه؟

پسر کوچولو:
..
..
..
..
..
..
..
..
فرقی نمیکنه فقط دردش کم باشه…

کاش به جای حجاب

حیا اجباری بود

شرف اجباری بود

راستی و درستی اجباری بود

کاش داشتن معرفت و وجدان اجباری بود

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.