گزارش سفر-مونیخ- بزرگداشت احمد قابل

دوستی به من خبر داد که چند تن از بستگان زنده یاد احمد قابل در شهر مونیخ زندگی می کنند و می خواهند مراسم یادبودی برای آن مرحوم برگزار کنند و خواسته اند که از شما دعوت کنند تا در آن مراسم شرکت کنید و سخن بگویید؛ اگر قبول می کنید از شما دعوت کنند. من هم گفتم با تمام میل، این از وظایف من و حداقل ادای حق دوستی با آن دوست دانشمند و فقید است. چند روز بعد جوانی که خود را محمد قابل معرفی کرد تماس گرفت و موضوع را تکرار کرد و دعوتم کرد که در مراسم شان حضور پیدا کنم و من هم قبول کردم.

بعد روز یکشنبه  12 آبان/28 اکتبر 2012 روز مراسم معین شد و قرار شد از طریق سفر هوایی به مونیخ بروم. طبق قرار می بایست روز شنبه بروم و روز بعد پس از انجام برنامه در اواخر شب باز گردم. ساعت پرواز شنبه 11 صبح بود و من حدود 10 در فرودگاه بن-کلن بودم اما در فرودگان به دلایلی (از جمله سرگرم شدن به مطالعه) از پرواز جا ماندم. به دوستان ماجرا را اطلاع دادم. گفتند با قطار بروم. با شتاب به ایستگاه قطار کلن (بانهوف) رفتم و پس از تهیه بلیط سوار قطار شدم. حدود پنج ساعت در راه بودم. اما واقعا چندان متوجه گذشت زمان نشدم چرا که سرگرم مطالعه بودم. خواندن به ویژه خواند رمان جذاب گذران زمان را چندان کوتاه می کند که کمتر متوجه آن می شوید. رمانی که تازه خواندنش را آغاز کرده ام کتاب «سرخ و سیاه» اثر استاندال نویسنده فرانسوی قرن نوزدهم است.

ساعت پنج و دوازده دقیقه عصر به بانهوف مونیخ رسیدم. آقای قابل در آنجا بود و با هم به هتل رفتیم. پس از استراحتی کوتاه به یک رستوران ایرانی رفتیم و در آنجا چند تن دیگر نیز آمدند. تقریبا همه شان از دانشجویان ایرانی بودند و طبعا از گروه جوانان. در آنجا دانستم که سه نفر از خواهر زاده های قابل ها (هادی و احمد) سالیانی است که در مونیخ آلمان زندگی می کنند و به تحصیل و کار اشتغال دارند. چند ساعتی در حین صرف شام به بحث و گفتگو گذشت. موضوعات مورد بحث و گفتگو مختلف بودند اما غالبا پیرامون مسئل دینی و فکری بود.

صبح روز بعد سه تن از جوانان دانشجو مرا برای بازدید برخی نواحی دیدنی شهر بردند. مونیخ را اولین بار می دیدم. طی چند ساعت برخی خیابانها و مکانها و بناهای قدیمی و دیدنی در منطقه مرکزی مونیخ را دیدیم. دوستان همت کرده در باره هر کدام و هر مکان و بنا توضیحاتی می دادند. شاید بتوان گفت هر شهر و حتی دهی در جهان جایی و جاهایی برای دیدن دارد به ویژه برای کسی که بار اول از آنجا دیدن می کند. تمام شهرهای اروپا مخصوصا شهرهای قدیمی و به یادگار مانده از قرون وسطی جاهای با شکوه و جذابی برای دیدن و لذت بردن و استفاده کردن دارد. مونیخ قطعا یکی از این شهرهای کهن و با شکوه و دیدنی اروپا و از جمله آلمان است. از ساختمانهایی که در زمان نازیسم فعال بودند و به ویژه از بالکنهای مخصوص شان برای سخنرانی های مشهور هیتلر و سان دیدن از رژه های نظامی استفاده می شد دیدن کردیم. از یک کاخ سلطنتی و یک بنای یادبود یکی از شهریارهای چند قرن پیش (زمانی که هنوز آلمان فدرال شکل نگرفته بود) و نیز از چند کلیسای قدیمی و با شکوه بازدید شد. در هرحال به لطف دوستان هم بر معلومات من افزوده شد و هم از بناهای جذاب حظ وافر بردم.

عصر برنامه برگزار شد. در محل خوابگاه دانشجویان سالنی آماده شده و در آنجا مراسم برگزار گردید. حدود پنجاه نفری آمده بودند. از طیفهای مختلف و تا حدودی متنوع. با آیاتی از قرآن برنامه آغاز شد و با پخش ویدئوی تصویری از زندگی نامه زنده یاد قابل ادامه یافت و پس از آن زندگی نامه نوشتاری از وی خوانده شد و در نهایت من سخن گفتم. حدود یک ساعت به متن گفتار اختصاص یافت و پس از دقایقی استراحت حدود یک ساعت نیز به پرسش و پاسخ گذشت. عنوان صحبت و تیترهای اصلی آن در پی می آید. در مجموع برنامه خوبی بود و دوستان برگزار کنند بسیار زحمت کشیده و در حد توان و مقدورات امکان یک برنامه خوب و مفید و درخور را فراهم کرده بودند. ظاهرا خودشان نیز رضایت داشتند.

پس از پایان برنامه باز دوستان لطف کرده مرا به فرودگاه رسانده و از آنجا به بن پرواز کردم.

فقه و زندگی مؤمنان در پرتو اجتهاد عقلانی

برای ورود به بحث اصلی به چهار مقدمه یا پیش فرض نیاز است:

اول: اکثریت مردم ایران مذهبی اند (با هر تعریفی از مذهب و مذهبی بودن)

دوم: دین (و البته بیشتر دین اسلام) به نسبت های مختلف با زندگی روزمره مردم سر و کار دارد و این ویژگی هم به مقتضای حقیقت دعوت دینی و اهداف و نظام ارزشی دین است و هم به مقتضای کارکردهای گریز ناپذیر اجتماعی و تاریخی ادیان.

سوم: در میان معارف دینی دین اسلام بیشترین نقش را احکام عملی یعنی فقه و شریعت و سنن و شعائر مذهبی و آئینی در زندگی مردم دارد

چهارم: فقه و احکام شریعت به ویژه احکام اجتماعی به دلایل متنوع و کم و بیش شناخته شده مدنی و تاریخی غالبا با تحولات و تغییرات اجتماعی و فرهنگی جوامع در تعارض و تقابل قرار می گیرد. این تعارض از زمان درگذشت نبی اسلام آغاز شده و پس از آن ادامه یافته و به گذشت زمان بیشتر شده و در زمان ما به اوج خود رسیده است.

برای حل معضل «اسلام و مقتضیات زمان» چه باید کرد و چه می توان کرد؟

برای حل تعارضات دین و شریعت با تحولات گریز ناپذیر و نو به نوی زندگی همواره یک راه بیشتر وجود ندارد و آن تغییر در بینش دینی و نیز اجتهاد و تحول در احکام شریعت بر بنیاد تعقل زمانه و خرد عصر نیاز است. این همان کاری است که از آغاز اسلام به دست مسلمانان و دانایان امت (فقیهان و مجتهدان) و مدیران (فرمانروایان و خلفا) صورت گرفته است و عنوانش «اجتهاد» است.

این نیاز در زمانه ما با بیش از هر زمانی است. دلیل آن نیز عقب ماندگی مدنی و فرهنگی جوامع اسلامی از قافله تمدن و مدرنیت غربی است. به هرحال مسائل تازه و بی سابقه ای مانند: دموکراسی، حقوق بشر، منزلت و حقوق زنان، محیط زیست، ازادی اندیشه و بیان اندیشه، صلح جهانی، گفتگوی تمدنها و فرهنگها و از جمله ادیان و شماری دیگر از این نوع مباحث و مسائل اسلام و مسلمانان را به چالش کشانده و برای پاسخ به آنها راهی جز تحول در اندیشه و سازگار کردن شریعت با مقتضیات زمان نیست.

قابل ذکر این که ضمن توضیح و شرح لازم این محورها از تلاشهای فکری و اجتهادی احمد قابل نیز یاد شده و آرای دین شناسانه و اجتهادی وی در مقولات مختلف نیز به توان نمونه و شاهد ذکر شده است.

 

Share:

More Posts

خاطره تلخ درگذشت شریعتی

اشاره: این مطلب در صفحات 356-357 کتاب «گرد آمدو سوار نیامد – یادمانده های پیش از انقلاب ایران» (چاپ 2020 در آلمان) آمده که اکنون

Send Us A Message