گزارش سفر: کنفرانس برلین، ۱۰ سال بعد

چند روز گذشته کنفرانسی در برلین برگزار شد که من در آن حضور داشتم. گرچه پس از آن آن ماجرای پر دردسر «کنفرانس برلین» در یازده سال پیش (۱۳۷۹/۲۰۰۰) دیگر نمی بایست از برلین عبور می کردم تا چه رسد به شرکت در کنفرانسی در این شهر. اما خوب، چه باید کرد، «قسمت» ما هم چنین است...

چند روز گذشته کنفرانسی در برلین برگزار شد که من در آن حضور داشتم. گرچه پس از آن آن ماجرای پر دردسر «کنفرانس برلین» در یازده سال پیش (۱۳۷۹/۲۰۰۰) دیگر نمی بایست از برلین عبور می کردم تا چه رسد به شرکت در کنفرانسی در این شهر. اما خوب، چه باید کرد، «قسمت» ما هم چنین است. به خانم کار گفتم مثل این که چاره مان نشد. سه نفر از «مسافران برلین» در این برنامه حضور داشتیم. من و کار و کردوانی که البته ایشان سخنران نبود.
اما این کنفرانس به دعوت و همت یک نهاد مدنی جدید ایرانی صورت گرفت به نام «taransparnsi fir iran» (شفافیت برای ایران) که از دو سال پیش به وسیله چند ایرانی و عمدتا نسل دوم ایرانی-آلمانی در برلین تأسیس شده است. یکی از آنان جوانی است به نام علی صمدی که فیلم ساز است و پس از انتخابات فلیمی در مورد جنبش سبز ساخته و من آن را سال گذشته در کلن دیدم. عنوان کنفرانس «ایران از درون» بود و هدف آن نگاهی به تحولات دو سال اخیر ایران بود. بودجه و امکانات کنفرانس به وسیله مرکز ایالتی آلمان تأمین شده بود. این کنفرانس در دو روز جمعه و شنبه 10 و 11 نوامبر برگزار شد. محل آن در سالن ساختمانی بود که اجاره کرده بودند. حدود 250 نفر شرکت کرده بودند. طبق اعلام از پیش افراد می بایست با ثبت نام و پرداخت مبلغی (برای یک روز 25 و برای دو روز 58 یورو) شرکت می کردند. حاضران با کارت حضور می یافتند و از این رو درب سالن باز نبود و هر کس نمی توانست شرکت کند. با وجود این محدودیت ها استقبال خوبی شده بود.
حدود بیست ایرانی از جریانهای مختلف فکری و سیاسی مدعو بودند و چند نفر نیز آلمانی. یک ایرانی-آلمانی نسل دومی به نام امید نوری پور که عضو حزب سبزها و نماینده مجلس است در یک پانل شرکت کرد. یک نفر از وزارت خارجه در همان پانل حضور داشت. قرار بود از طرف دولت هم کسی بیاید که نیامد. همین طور یک خانم خبرنگار نیامد. دوستان می گفتند احتمالا بدان علت بوده که دولت ایران به طور رسمی و کتبی به برگزاری این کنفرانس اعتراض کرده است. اما دیگران عبارت بودند از: عبدالکریم لاهیجی، مهرانگیز کار، مانا نیستانی (کاریکارتوریست)، نوشابه امیری (خبرنگار)، فریدون خاوند (استاد اقتصاد)، علی انصای (استاد اقتصاد)، پونه قدوسی (مجری تلویزیون بی بی سی فارسی)، پیام اخوان (استاد روابط بین الملل) و من. این افراد از شهرها و کشورهای مختلف آمده بودند. برخی دیگر از جوانان هم بودند که عمدتا خبرنگار بودند و اکنون نامشان را به یاد نمی آورم. عنوان سخنرانی من «نقش دوگانه روحانیت در جمهوری اسلامی ایران» بود که عینا خواهد آمد.
در مجموع برنامه خوبی بود. دو روز صبح و عصر برنامه اجرا شد. در همان جا ناهار صرف می شد. دید و بازدید و احواپرسی گرم بود. چرا که اغلب این افراد از قدیم هم را می شناختند و دوستی کم و بیش دیرین بین آنها بر قرار بود. من سرم خیلی شلوغ بود. خبرنگاران لحظه ای امان نمی دادند. شاید در دو روز حدود پانزده مصاحبه انجام دادم. با رسانه های کاغذی و تصویری و صوتی و اینترنتی. متن سخنرانی به آلمانی در برخی رسانه ها منتشر شد. همین طور مصاحبه ها. برنانه های کنفرانس در رسانه ای مختلف فارسی زبان هم بازتاب خوبی داشت.
ظاهرا دولت ایران رسما به دولت آلمان اعتراض کرده بود. حال چه ربطی به دولت آلمان داشت نمی دانم. مگر این که به شرکت برخی مقامات دولتی و یا حمایت مالی معترض شده باشند. در رسانه های ایران هم بازتاب یافت. روزنامه جمهوری اسلامی، که اخیرا در جناح معترضان و البته بیشتر هاشمی تعریف می شود، تیتر زد «کنفرانس برلین 2) و خواستند با کنفرانس برلین 11 سال پیش مشابهت سازی بکنند. قابل توجه این که در یازده سال پیش روزنامه جمهوری اسلامی در کنار کیهان از آتش بیران معرکه بود و هر روز بر ضد مهمان ایرانی کنفرانس و بیش از همه من و گنجی مطلب می نوشت. حدود 15 نفر از بحرینی های مقیم آلمان به عنوان اعتراض در بیرون کنفرانس یعنی در پیاده رو خیابان جمع شده بودند به عنوان اعتراض. می گفتند به این امر اعتراض داریم که کنفرانس یک طرفه است. اینان که از شیعیان بحرینی بودند و گویا چند ایرانی هم در میان آنان بود، پرچم بحرین را داشتند اما با عکس خمینی و خامنه ای در دست. البته ساگت بودند و شعار و شلوغی در کار نبود. چند نفر از اینان هم در داخل سالن بودند که یکی از آنان در پانلی که من در آن حضور داشتم بلند شد و اعتراض کرد و حرف او نیز همان بود. می گفت حرفها یک طرفه است. من هم در پاسخ گفتم که اولا دعوت می کنیم که سفیر جمهوری اسلامی هم در اینجا حضور داشته باشد اما می دانید که آنها حاضر نمی شوند. گفتم ما اهل گفتگو هستیم ولی مقامات حکومت ایران تن به گفتگو نمی دهند. بعد گفتم من در همین جا اعلام می کنم حاضرم بروم تهران خدمت آقای خامنه ای با ایشان صحبت کنم ولی به این شرط که جانم در امان باشد. البته کمی از سابقه ام گفتم تا بداند چه کسی با او صحبت می کند. روز بعد هنگام صرف ناهار با همان آقا کمی صحبت کردم و بیشتر توضیح دادم اما جالب این که او می گفت اصلا من درباره ایران صحبت نکرده ام من گفته ام چرا دولت آلمان و اروپایی ها سیاست یک طرفه دارند و من گفتم شما درباره ایران صحبت کردید و از قضا اعتراض شما به سیاست های دوگانه غربی ها وارد است و من هم موافقم. در هرحال دولت جمهوری اسلامی در داخل همه صداها را خفه کرده و در این گوشه دنیا نیز دست اندازی می کند و می خواهد هیچ صدایی در هیچ کجای دنیا در نیاید. این دیگر ماهیت و خصلت دیکتاتوری و اقتدارگرایی است و کاریش نمی شود کرد.
در این فاصله فقط شبی با دوستی ساعتی در شهر گشتی زدیم. از بنای یادبود کشتار یهودیان و رخداد شگفت انگیز هولوکاست دیدن کردیم. گرچه شب بود و زمان هم کم و نتوانستم دقیقا محل را ببینم اما بنای جالب و معناداری است. اول از سنگ قبرهای بزرگ سیمانی و شاید سنگی شروع می شود و بعد ستونهای سنگی بلند به صورت دیوار برافراشته اند. دو طرف و مقابل هم. ادامه پیدا می کند. هرچه بیشتر ادامه می یابد دیوارهای سنگی بلندتر و بلندتر می شوند و بین آنها راهرویی باریک قرار می گیرد. دیوارهای سخت و سیاه از بلندای قامت آدمی فراتر می رود. با توجه به فضای تاریک و سیاهی که در راهروها و در واقع تونل ها ایجاد می شود، حرکت در راهرو و در فضای و زمین موجب هراس و دلهره بیننده می شود. راهرو ها کاملا فضای سلول های انفرادی را بازتاب می دهد. بار دیگر که به برلین رفتم تلاش می کنم در روز و به طور مفصل این محل را ببینم. البته طبق روایت دوست همراهیم این بنا را در سالیان اخیر ساخته اند. کسانی با این بنای یادبود مخالف بودند و شماری نیز موافق ولی بالاخره ساخته شده است.
عصر روز شنبه یازدهم نوامبر، در زمانی که هنوز برنامه ها ادامه داشت، به فرودگاه آمدم و به بن بازگشتم. عصر پنجشنبه رفتم و شنبه باز آمدم.

Share:

More Posts

دنیای دیوانه / دیوانه / دیوانه

دیشب در برنامه «شصت دقیقه» تلویزیون بی بی سی فارسی مطلبی شنیدم که به راستی هنوز هم باورش سخت است. فردی تاجیک تبار اما روسی

Send Us A Message