آموزه های احمد مفتی زاده

بدست • 29 مارس 2021 • دسته: مقالات

مروری بر تاریخ اصلاح دینی در ایران معاصر – قسمت بیست و دوم

درآمد
در این قسمت به اندیشه ها و آموزه های یکی از نواندیشان مصلح مسلمان از شاخه اهل سنت ایران یعنی احمد مفتی زاده می پردازم. هرچند تاریخ نگاران و تحلیلگران ایرانی در قلمرو اصلاح دینی معاصر عموما به جریان اصلاح دینی شیعی توجه دارند و از این رو غالبا حتی اشارتی هم به جریان نسبتا قدرتمند سنی در مناطق سنی نشین ایران نمی شود. اما اندکی آشنایی با جریان عام اصلاح طلبی در ایران معاصر نشان می دهد که چنین نیست؛ اندیشه اصلاح در این شاخه اسلامی نیز در حد خود نیرومند بوده و هست. البته یکی از عوامل این بی توجهی پراکندگی جمعیتی سنیان و دیگر به دلیل مرزنشینی آنان است و این دو سبب شده است که این جریان در مرکز و در نواحی مرکزی کشور چندان شناخته شده نباشد.
هرچند نواندیشان اصلاح طلب و کم و بیش نوگرای سنی چندان کم نبوده و نیستند ولی بی تردید نامدارترین و اثرگذارترین اصلاحگر اسلامی اهل سنت و جماعت ایران، که در نیم قرن اخیر شهرت بیشتر دارد، احمد مفتی زاده است.
این گفتار / نوشتار ذیل سه فصل و یک تکمله سامان یافته است:
فصل – زندگی نامه
فصل دوم – آثار
فصل سوم – مبانی و اصول اصلاح طلبی
تکلمه – معرفی اجمالی جماعت دعوت و اصلاح

فصل اول. زندگی نامه
احمد مفتی زاده متفکر و مصلح مسلمان شافعی مذهب و مبارز ضد استبداد در دو رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در سنندج (کردستان) زاده شد. نیاکانش عالم دینی و مفتی بوده اند و از این رو وی ملقب به «مفتی زاده» شده است. پدرش ملا محمود در زمان خودش مفتی اعظم کردستان بوده است. احمد تحصیلاتش را نزد پدرش و دیگران در کردستان ایران و سپس در سلیمانیه عراق نزد عالمان دین به پایان برد. پس از پایان تحصیلات دینی، خود به انتشار افکار و آموزه هایش اهتمام کرد. در سال ۱۳۵۵ حاکم شرع کردستان شد. مدتی نیز در دانشکده حقوق دانشگاه تهران تدریس کرد ولی به فرمان ساواک از تدریس منع شد.
مفتی زاده از همان آغاز، بر خلاف عموم عالمان و مفتیان سنی در کردستان و نواحی دیگر، دارای اندیشه های سیاسی بود و از منتقدان رژیم پهلوی شمرده می شده و در حد امکان نیز فعالیت سیاسی داشت. در سال ۱۳۴۲ بازداشت شد و مدتی در زندان قزل قلعه تهران زندانی شد. در جنبش سال اعتراضی اواخر سلطنت پهلوی دوم، که به سقوط رژیم سلطنتی و استقرار جمهوری اسلامی منتهی شد (۵۶ و ۵۷)، مفتی زاده و پیروان فکری و دینی اش فعال ترین جریان مذهبی انقلابی با صبغه نوگرایی در کردستان بوده اند. از این رو در جریان انقلاب، مفتی زاده عملا رهبر مذهبی انقلاب در کردستان بوده است. به دلیل فراخی اطلاعات و دانش دینی مفتی زاده، وی با پیشوند «علامه» نیز شهرت یافته است.
با توجه به سابقه و مرجعیت دینی و انقلابی مفتی زاده، منزلت سیاسی او در کردستان و در مرکز انقلاب یعنی تهران، بسیار برجسته و ممتاز و از جهاتی منحصر به فرد بوده است. روزی که آیت الله خمینی از تهران به قم آمد، پیش از سخنرانی رهبر انقلاب در مدرسه فیضیه (نماد تشیع حوزوی)، احمد مفتی زاده سخنرانی کرد. چنین رخدادی در تاریخ روابط شیعی و سنی کم سابقه بوده است. من که خود در آن روز حضور داشتم، برایم بسیار جذاب و امیدبخش بود. زیرا از روابط حسنه شیعه و سنی و به طور کلی از اتحاد ملی در انقلاب و آینده آن خبر می داد. احتمالا برای بسیاری نیز چنین بوده است.
پس از انقلاب مفتی زاده نیز مانند دیگر آزادیخواهان دموکرات و ملی برای تحقق آرمانها و اهداف ملی و وعده داده شده کوشید. به ویژه در هنگام تدوین قانون اساسی در «مجلس بررسی پیش نویس قانون اساسی» (که بعدها به مجلس خبرگان قانون اساسی شهرت یافت) تلاش فراوان کرد تا برابری های مذهبی و قومی به کلی زایل شود و اگر قرار بر استقرار حکومت اسلامی در قالب جمهوری باشد، تفاوتی و تمایزی بین مسلمان شیعه و سنی نباشد. او بارها به آیت الله خمینی و دیگر رهبران انقلاب و نظام جدید و برخی علما (از جمله آیت الله منتظری) نامه نوشت و خواسته های ملی و از جمله مطالبات اهل سنت را یادآوری کرد. برای تعقیب اهدافش بارها با خمینی و دیگران در تهران و قم دیدار کرد. برای مشورت در مورد اصل قانون اساسی مربوط به اهل سنت به مجلس خبرگان دعوت شد و مدتی نیز در گفتگو با برخی از بزرگان این مجلس وقت گذراند. مفتی زاده با درج عنوان شیعه به عنوان مذهب رسمی و همراه با وصف مذهب حقه جعفری در قانون اساسی، مخالف بود و آن را خلاف اسلام و خلاف وعده های رهبر انقلاب و نیز خلاف اسلامیت جمهوری می دانست. برای تحقق مطالبات مفتی زاده، وعده هایی نیز به او داده شد ولی در نهایت مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی تصویب شد و حتی پست های کلیدی و مهم نظام (مانند رهبری و ریاست جمهوری) به پیروان این مذهب اختصاص یافت. هرچند با تلاش کسانی چون آیت الله منتظری، وصف «حقه» حذف شد؛ وصفی که البته در قانون اساسی مشروطه آمده بود. در همان زمان مفتی زاده یک سخنرانی در حسینیه ارشاد تهران ایراد کرد که در آن به این نوع تبعیضیات به شدت اعتراض و انتقاد کرد.
پس از آن مفتی زاده از هر نوع تغییرات مثبتی در ساختار حقوقی و حقیقی جمهوری اسلامی ناامید شد. در پائیز سال ۵۸ با ارسال نامه ای به رهبران جمهوری اسلامی، گسست خود را از نظام اعلام کرد و گفت دیگر حتی حاضر به مشورت دادن به حاکمان هم نیست. هرچند پس از آن نیز تا مدتی به نامه نگاری های اعتراضی خود ادامه داد. در فروردین ماه ۱۳۶۰ «شورای مرکزی سنت» (شمس) را تأسیس کرد تا حداقل نظام شورایی در جریان اهل سنت ایران عملی شود. در همان سال کنگره سراسری اهل سنت در تهران را برگزار کرد که بسیار مهم و نتیجه بخش بوده است. سال بعد نیز برای برگزاری همان کنگره در تهران اقدام شد ولی مانع شدند و او ناگزیر با حضور افراد کمتری در خانه اش برگزار کرد. جنگ داخلی کردستان و در واقع برادرکشی سال ۵۷ و ۵۸ برای مفتی زاده بسیار تلخ بود و او برای این که شاهد چنین رخداد تلخی نباشد، به کرمانشاه نقل مکان کرد و مدتی در آنجا زیست. پس از نومیدی، مفتی زاده ار فعالیت های سیاسی کناره گرفته و عمدتا به کارهای آموزشی دینی اهتمام کردند.
در پی تداوم اعتراضات مفتی زاده و اعلام گسست وی از نظام جدید، روابط او و مسئولان حکومتی و در رأس آن رهبری انقلاب، به شدت تیره شد و خمینی، که پیش از آن بارها مفتی را پذیرفته و حتی کتبا او را مورد تأیید و حمایت قرار داده بود، بدبین شده و مستقیم و غیر مستقیم به مفتی زاده تاخته و او را مورد انتقاد و خشم خود قرار دادند. در این دوران انواع تهدیدها و محدودیت ها علیه مفتی زاده و یاران و همفکرانش اعمال شد.
در فرجام کار در سال ۶۱ بازداشت شد. سالها در تهران در زندان انفرادی گذراند و به انگیزه اخذ اعترافات علیه خود شدیدا تحت آزار و شکنجه قرار گرفت اما وی پایداری کرده و تن به خواسته های بازجویان و مقامات حکومتی نداد. در اواخر، به دلیل بازتاب بین المللی وضعیت نامطلوب مفتی زاده در زندان، او را از زندان بیرون برده و در خانه امن امنیتی تحت نظر کنترل قرار دادند. پس از حدود ده سال حبس، آزاد شد. در انگیزه آزادی وی نیز گفته شده وقتی مسئولان امنیتی و حکومتی دریافتند مفتی زاده به بیماری صعب العلاج سرطان دچار شده و احتمال فوت وی زیاد و یا قطعی است، او را رها کردند. مفتی زاده پس از آزادی در بیمارستانی در تهران بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت ولی به زودی در شصت سالگی درگذشت و در زادگاهش سنندج به خاک سپرده شد. مرگ مفتی زاده در آن زمان تقریبا واکنشی در رسانه های عمومی ایران (رسانه هایی که یا مستقیما حکومتی بوده و یا به شدت تحت سانسور دولتی و یا خودسانسوری بوده اند)، نداشته است. با این حال «ماهنامه ایران فردا»، با مدیر مسئولی مهندس عزت الله سحابی، مهم ترین و معتبرترین نشریه ای بود که خارج از جریان اهل سنت در تهران یادنامه ای به انگیزه یادکرد و تکریم از مقام و موقعیت مفتی زاده منتشر کرد. به زودی به آن یادنامه اشارتی خواهد شد.

فصل دوم. آثار
مفتی زاده دارای آثار پرشماری است که بخشی از آنها در قالب مقاله و کتاب منتشر شده و بخشی دیگر در قالب سخنرانی و مصاحبه ایراد شده و اکنون در اینترنت موجود و قابل دسترسی است.
آثار تألیفی مفتی زاده عبارت اند از:
۱٫ حکومت اسلامی
۲٫ خداشناسی
۳٫ دین و انسان
۴٫ فطرت و هدایت
۵٫ وحدت اسلامی
۶٫ اهتمام به شورا
۷٫ در باره کردستان
۸٫ پرورش و آموزش
۹٫ مجموعه اشعار، مقالات و نامه های پراکنده
گفته شده است که بیش از ۳۰۰ فایل صوتی و تصویری به زبان های کردی و فارسی از مفتی زاده باقی مانده است. عناوین برخی از این گفتارها از این قرار اند:
۱٫ مالکیت خصوصی در رابطه با توحید
۲٫ محراب و تفسیر اطیعوالله و اطیعوالرسول
۳٫ انقلاب حسینی
۴٫ اقتصاد اسلامی
۵٫ پیدایش مذهب و کارگزاران تاریخ
۶٫ در باره دیالکتیک اسلامی
۷٫ در باره انقلاب فرهنگی
گفته شده است که مفتی زاده زمانی روزنامه کردستان را با همکاری دکتر محمد صدیق منتشر می کرده است.
در این قسمت از زندگی نامه احمد مفتی زاده در ویکی پدیای فارسی (دانشنامه آزاد) استفاده شده است.

فصل سوم. اصول و مبانی اصلاح طلبی مفتی زاده
همان گونه که ملاحظه خواهید کرد، اصول اصلاح طلبی مفتی زاده، به طور کلی، تفاوت زیادی با دیگر مصلحان شیعی ایرانی ندارد. این اصول را می توان چنین طبقه بندی کرد:
۱٫ احیای اسلام اجتماعی و سیاسی
رویکرد احمد مفتی زاده به اسلام و دیانت، نوعی اسلام اجتماعی و تا حدودی سیاسی بوده است. در این تفکر، اسلام باوری صرفا سلوک فردی و یا اجرای مناسک خصوصی و جمعی سنتی نیست، بلکه نگاه دینی به شخص دیندار کمک می کند تا هم فعالیت های اجتماعی و سیاسی برای بهبود احوال جامعه و از جامعه مؤمنان در این روزگار یک تکلیف دینی و خداپسندانه تلقی شود و هم مؤمنان از منظری خاص به انسان و جامعه و سیاست بنگرند و در نتیجه تفاسیری ویژه اسلامی از مسائل و امور روزمره ارائه شود. چنین نگرشی میراث جریان اصلاحی دینی معاصر بوده که سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده و در روزگار ما بازرگان و طالقانی و شریعتی آن را نمایندگی می کنند. شواهد و قراین نشان می دهد که مفتی زاده از شریعتی و نگاه دینی – اجتماعی وی تأثیر پذیرفته بود. یکی از دوستان من در سال ۵۷ نقل می کرد در سفری که در همان سال به سنندج داشت، دیده بود که در مکتب قرآن مفتی زاده نوشته ها و جزوات شریعتی شیعی برای ارائه به مخاطبان غالبا سنی ارائه شده بود. این در حالی بود که شریعتی نگاه رادیکال شیعی علوی داشت و نسبت به شماری از افکار و مواضع اهل سنت و حتی خلفای راشدین منتقد بوده است. این اقدام مفتی زاده از شرح صدر و گشودگی فکری وی حکایت می کند.
۲٫ حکومت اسلامی
افکار و آثار مفتی زاده نشان می دهد که او به مفهومی به نام «حکومت اسلامی» باور داشته و مروج آن بوده است. البته چنین نگرشی در دهه سی تا پنجاه، هم در شماری از متفکران اهل سنت (از جمله ابوالاعلی مودوی) و هم در جریان اسلامگرایان شیعی (مانند فدائیان اسلام) رواج داشته و از آن دفاع و حمایت می شده است. مفتی زاده نیز کتابی با عنوان «حکومت اسلامی» دارد که در سال ۱۳۵۷ و یا ۵۸ منتشر شده است.
با این حال مفهوم و مبانی حکومت اسلامی و مدل امروزین آن در نزد مفتی زاده با همتایان شیعی اش در ایران کاملا متفاوت و در پاره ای موارد متعارض بوده است. وی طبعا نمی توانسته با مفهوم ولایت فقیه حداقل به معنای شیعی آن در الگوی آیت الله خمینی موافق باشد ولی در عین حال تلاش می کرد از یک سو نظام اسلامی جدید، هرچند شیعی، به مفهوم شورای سنتی اسلامی نزدیک شود و از سوی دیگر این نظام مذهبی شورایی بین تمامی شهروندان ایرانی و به ویژه دوگانه شیعه – سنی تفاوت و تمایز قایل نباشد؛ اندیشه ای که، به رغم تلاش های بی وقفه مفتی زاده، هرگز عملی نشد.
مفتی زاده به لحاظ نظری، بر مفهوم قرآنی «امه واحده» تأکید فراوان داشت. او می خواست تمامی مسلمانان با هر اندیشه و گرایشی در قالب حکومت اسلامی متحد شده و عملا به صورت پیکری واحد دربیایند. مدل موفق و آرمانی وی، همان دوران سی ساله خلافت خلفای راشدین بوده است. مفتی زاده از این منظر به شدت امویان را مورد انتقاد قرار می داد و آنان را عامل اصلی تفرقه امت و بانی خروج مسلمانان از مدل خلافت شورایی اولیه و در نتیجه حاکمیت استبداد در تاریخ اسلام می دانست. به احتمال زیاد وی در این نگاه، بیش از همه از مودودی اثر پذیرفته بود.
۳٫ تأکید بنیادین روی اصل شورا
در عنوان دوم تأکید و اصرار مفتی زاده بر اصل شورا در موضوع حکومت و نظام اسلامی را آوردیم ولی کاربرد اصل شورا در اندیشه دینی و اجتماعی و سیاسی وی، فراتر از قلمرو حکومت و سیاست است. وی تقریبا تمامی امور عمومی و نیز به طور خاص تحقق اصل اجتهاد را با مکانیزیم شورا قابل تحقق و مفید و مثبت می داند. می توان گفت شورا را عینیت مفهوم خرد جمعی در روزگار ما می دانست. همان گونه که گفته شد، به زعم مفتی زاده، در نیم قرن نخست امور وفق شورا سامان می یافت ولی پس از آن به دست امویان این سنت اسلامی فراموش و منحرف شد.
۴٫ تمایز اساسی بین دین و مذهب
مفتی زاده بین دو مفهوم «دین» و «مذهب» تمایز قایل می شود و با این تمایز می خواهد از یک سو چگونگی و چرایی ایجاد فرقه ها را در تاریخ اسلام توضیح دهد و از سوی دیگر در پی اصلاح فرقه گرایی است و دنبال تحقق ایده امه واحده است. وی مدعی است که در عصر نبوی و در روزگار خلافت خلفای راشدین (نیم قرن نخست اسلام) چنین جداسری ها و فرقه گرایی ها نبوده است. چرا که در آن زمان فقط دین چیره بود و مؤمنان در پناه دینی واحد و اسلامی یگانه می زیستند و در این روزگار امور شورایی بود و استبداد فردی میدانی فراخ نداشت ولی پس از آن به دست امویان مذاهب پیدا شدند و یگانگی به چندگانگی و تفرقه و دشمنی تبدیل شد. گفتن ندارد که وفق این اندیشه و تحلیل، راه رستگاری مسلمانان نیز احتراز از فرقه گرایی و گریز از مذاهب و تمسک به اسلام نخستین به مثابه یک دین و احیای نظام شورایی در تمامی امور عامه است.
در این میان دو نکته قابل ذکر است.
نخست این که در سنت اسلامی نیز دین و مذهب یکی نیستند. دین یکی بیش نیست (انّ الّدین الاسلام – آیه ۱۹ آل عمران-)؛ همان آموزه هایی که در قرآن و سنت به عنوان مبانی عقیدتی و یا احکام شریعت تعریف شده اند. اما مذهب، که در لغت به معنای راه است، به اجتهادهای فقهی حول فروع دین (نماز و روزه و حج و زکات و حداکثر مسائل مستحدثه) گفته می شود. به مکتب های اجتهادی حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، جعفری و زیدی مذهب می گویند. هرچند در ادبیات متأخر ایرانی، مذهب مترادف دین نیز به کار برده می شود. در نیم قرن اخیر، شماری از نواندیشان اصلاحگرای شیعی نیز، با تفکیک بین دین و مذهب، تبیینی برای احکام ثابت و متغیر ارائه داده و می دهند. به زعم اینان، مبانی دینی ثابت اند و احکام اجتهادی فروع ماهیتا متغیر هستند و در واقع این نوع احکام متغیرند مگر خلافش ثابت شود. وفق نقلی، مفتی زاده نیز چنین رویکردی داشته است. مفتی نیز مانند عموم نواندیشان شیعی معاصر دین را برای انسان می دانست و نه انسان را برای دین. این اصل بسیار مهمی است که لوازم و پیامدهای منطقی مهم و تحول آفرینی دارد.
نکته دوم آن که باید دانست که، برخلاف نظر مفتی زاده، ظهور مذاهب به معنایی که گفته شد، ربطی ماهوی و تاریخی به امویان و عباسیان و به طور کلی به این جریان و آن نحله ندارد؛ نخستین کسی که برای گره گشایی از معضلات نوپدید از کلیدواژه «اجتهاد» استفاده کرد خلیفه اول ابوبکر بوده است. روند استعلایی این نیاز تحول یابنده در قرن دوم و سوم، به ظهور مکاتب فقهی مختلفی منتهی شد. البته بی تردید امویان و عباسیان و دیگر فرمانروایان سنی و شیعی تاریخ اسلام در گذر ایام، در ایجاد و یا تقویت فرقه ها و حتی کشتارها و نزاع های فرقه ای نقش داشته و دارند. از سخنان مفتی زاده چنین بر می آید که مراد وی از مذهب گرایی و تقویت آن برای ایجاد اختلاف به تعبیر وی در امه واحده، همین رفتارها و سیاست ها بوده است. وی به درستی می گوید:
مسلمانی در هر دوره ای آمیزه ای است از اسلام و افکار و آداب خارج از آن و بدین ترتیب اکنون هیچ مذهبی مساوی با اسلام نیست. تکفیر هیچ فرد یا مذهبی که به اجمال باورمند به اصول دین هستند، جایز نیست. حتی کسانی را که توحیدشان بدون عمد آلوده به شرک باشد، نمی توان تکفیر کرد. کفر یا نفاق و شرک و امثال آنها عدم پذیرش قلبی و آگاهانه است. هیچ فکر یا عملی، ولو خلاف، بدون آگاهی، حتی گناه هم نیست. فقط کسی کافر است که حقیقت را یافته و نپذیرفته و به جنگ و مقابله با اسلام برخاسته باشد. این نگرش به ویژه در فضای کنونی جهان اسلام، که جریان تکفیر فرقه ای و حتی تکفیر اغلب مسلمانان به وسیله قلیلی از مدعیان مسلمانی (در رأس آنها داعش و داعشیسم)، در جریان است و موجب تعمیق اختلافات و درگیری ها و خونریزی های گسترده شده و می شود، بسیار مهم است و راهگشا. مفتی زاده در نوشتار «ایمان و کفر» در این باب به تفصیل سخن گفته است.
۵٫ برابری طلبی
یکی از آموزه های مهم و بنیادین احمد مفتی زاده تکیه بر اصل مساوات و برابری حقوقی تمامی آدمیان و شهروندان ایرانی بوده است. وی بارها در این باب سخن گفته و استدلال کرده است. او با تکیه بر آموزه های اسلامی و قرآنی، با هر نوع تبعیض مذهبی، ملی و طبقاتی مخالف بوده است. به زعم او قالب سیاسی و اجتماعی تحقق این برابری نیز همان سنت شورایی بوده است. در فصل زندگی نامه، تلاش های مفتی زاده برای دستیابی به این مساوات حقوقی در چند سال نخست پس از انقلاب، گفته شد.
۶٫ تکیه بر عنصر اجتهاد
مفتی زاده بر عنصر اجتهاد بسیار تأکید و تکیه داشت. او اجتهاد را در همان معنای عام و گسترده اش به کار می برد که اقبال لاهوری و دیگر نواندیشانی چون شریعتی مراد می کرند که شامل اجتهاد در اصول و فروع می شد. در این تلقی از اجتهاد، مراد بازفهمی اسلام و احکام شرعی و به طور کلی سنت دینی با توجه به مقتضیات زمان است. مفتی زاده دو شرط برای قوانین و مقررات پیشنهاد می کند. یکی عدم تعارض با کتاب وحی و نصوص دینی (البته نصوص منصوص العلّه) و دیگر عدم تغایر با واقعیت های جاری. خود وی در بعد اجتهاد در مبانی، تحلیل راهگشای معیارهای کفر و ایمان و مخالفت اصولی با تکفیر عموم مردمان جهان را ارائه داد و در بعد فروعات شرعی نیز به شدت با فتوای رایج وجوب قتل مرتد و نیز سنگسار (رجم) مخالفت کرد. این نوع راهکارهای روشمند و درون دینی، از نیازهای مبرم عموم مؤمنان مسلمان مقید به احکام شرعی در روزگار ماست. شماری از این نوع نوآوری های فقهی و اجتهادی مفتی زاده در نامه ای که از زندان برای آیت الله منتظری نوشته است، دیده می شود. علاقه مندان می توانند بدانجا مراجعه کنند. وی در اجتهاد نیز به روش شورایی باور داشت و به پیبروانش سفارش کرده بود که پس از او «شورای افتاء» تشکیل دهند.
۷٫ ایرانگرایی
ایرانگرایی و توجه به تاریخ و فرهنگ ایران و حفظ و حراست از استقلال و تمامیت ارضی میهن مورد عنایت و باور جدی احمد مفتی زاده بوده است. به ویژه این باورها و استواری در راه تحقق آنها در فضای پر التهاب پس از پیروزی انقلاب در مناطق مرزی ایران و به طور خاص در کردستان اهمیتی مضاعف داشته و دارد. وی با شفافیت تمام با هر نوع مداخله خارجی (از جمله عربستان که مرکز مذهبی و آموزشی بخش مهمی از افراد و یا جریان های بنیادگرای اسلام سنی معاصر است) و نیز با هر نوع تجزیه طلبی مخالف بوده است. وی از طریق ابزارهایی چون نظام شورایی (دموکراسی و مشارکت عمومی در مدیریت کلان و خرد کشور) و نیز با نفی هر نوع تبعیض و نابرابری در سطح ملی، برای تحقق حراست از وحدت ملی ایران می کوشید.
برای آشنایی بیشتر با اندیشه های اصلاحی احمد مفتی زاده، مراجعه به مقاله ای که از مفتی زاده در یادنامه ایران فردا (که پیش از این از آن یاد شد) انتشار یافته است، مفید تواند بود. این مقاله، که در ۲۲ رمضان ۱۴۱۱ (اوایل پس از انقلاب) نگارش یافته است، در هشت بند گزیده ای از آرای دین شناسانه مفتی زاده را نشان می دهد.
همان گونه که در زندگی نامه مفتی زاده گفته شد، وی افزون بر مرد نظر، اهل عمل هم بوده و پیوسته برای تحقق اندیشه ها و اهدافش تلاش می کرده است. چنین می نماید که مفتی زاده به نهادسازی ها برای عملیاتی کردن اندیشه هایش باور داشته است؛ پدیده ای که در آن دوران چندان مورد توجه نواندیشان مسلمان نبوده است. مهمترین و ماندگارترین این نهادسازی های او همان «مکتب قرآن» است که در سال ۱۳۵۵ در سنندج بنیاد نهاد و به زودی دارای شعبه هایی در مناطق سنی نشین شد. این مکتب از همان زمان تا کنون، منشاء برکات فکری و تربیتی مهمی در کردستان بوده است. افزون بر آن، شورای اهل سنت (شمس) را تأسیس کرد و در پی آن دو کنگره سراسری اهل سنت را در تهران و کرمانشاه برگزار کرد.
با این همه، گفتنی است که بعد اندیشه وری و نواندیشی دینی مفتی زاده از آن زمان تا کنون تحت الشعاع بعد مبارزات سیاسی او قرار گرفته است. شاید این تعبیر یکی از اهل قلم سنی کرد در باره او تا حدودی تفاوت این دو بعد را نشان دهد: «سرو بازار سیاست بود و نخل دنیای دیانت. آنجا بی بار بود و آزاده، اینجا پربار بود و افتاده».
جز چند منبع که در معرفی زندگی و شخصیت احمد مفتی زاده در متن مقاله یاد شده است، از تحقیق مهم و مفید آقای دکتر محسن کدیور نیز استفاده شده که تحت عنوان «ظلم جمهوری اسلامی به احمد مفتی زاده» و ویرایش سوم آن در اردیبهشت ۱۳۹۷ در وبسایت ایشان منتشر شده است. خواندن این متن بلند را برای آشنای بیشتر و مستند با مفتی زاده توصیه می کنم.

تکمله. معرفی اجمالی جماعت دعوت و اصلاح
یکی از نهادهای کم و بیش مهم اهل سنت ایران «جماعت دعوت و اصلاح» است که عمدتا در نواحی سنی نشین ایران با مرکزیت کردستان فعالیت می کند. فعالیت های این نهاد، حول اندیشه ورزی و نظریه پردازی و تبلیغ و آموزش مذهبی و همراه با نوعی فعالیت های مدنی و اجتماعی است. این جماعت اکنون دارای پایگاه اطلاع رسانی رسمی است که اهداف و اخبار و فعالیت های آن را بازتاب می دهد. برای آشنایی بیشتر با این جریان متشکل، می توان از اطلاعات لازم در این تارنما استفاده کرد. در زیر صرفا مرامنامه جماعت عینا نقل می شود که به خودی خود اطلاعات اجمالی و بنیادین را در اختیار خوانندگان می گذارد:
«مقدمه
ایران متعلق به همه‌ی شهروندان ایران زمین است؛ تنوع قومی، مذهبی، فکری و سیاسی فرصتی برای توسعه‌ی متوازن و پایدار می‌باشد و تعلق به یک هویت خاص نه منشأ ایجاد حق ویژه و نه سبب محرومیت از حقوق شهروندی است. در آموزه‌های دین مبین اسلام بر تفاوت و تنوع در جوامع انسانی به‌عنوان فرصت‌هایی ارزشمند در روابط اجتماعی تأکید شده است؛ همان‌گونه که آیه‌ی شریفه‌ی: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»[الحجرات/۱۳] این رویکرد را مورد تأیید قرار می‌دهد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز، با الهام از تعالیم دین مبین اسلام، تعدد و تکثّر را به رسمیت شناخته و مشارکت عموم شهروندان و بهره‌مندی آنان از مواهب کشور را مورد تأکید قرار داده است. بی‌گمان فراهم کردن زمینه‌های شکل‌گیری و فعالیت احزاب، تشکل‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد پویا و منسجم، از لوازم تحقق این امر مهم است. نظر به مطالب فوق و با عنایت به آیه‌ی شریفه‌ی: «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ»[المائده/۲] رسالت شهروندان نیز مشارکت، همکاری و خدمت به هم‌نوعان فارغ از تفاوت‌های نژادی، ملی و مذهبی است. در سنت رسول رحمت (ص) نیز بر مودت، رحمت، دوستی و مهرورزی نسبت به همدیگر تأکید شده است: «مَثَلُ المُؤْمِنِینَ فِی تَوَادِّهِم وَتَراحُمِهِم وَتَعَاطُفِهِم مَثَلُ الجَسَدِ، إذا اشْتَکَی مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَی لَهُ سَائِرُ الجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالحُمَّی» (متفق‌علیه).
جماعت دعوت و اصلاح، بر اساس ایمان به جهان‌بینی توحیدی و مرجعیت قرآن کریم و سنت نبوی و باور به تنوع و دگرپذیری و رواداری، ضرورت همیاری و خیرخواهی، مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و خدمت به هم‌نوعان تشکیل شده است.
رسالت:
جماعت دعوت و اصلاح تشکلی است مدنی که در چارچوب اندیشه‌ی اسلامی و به‌منظور ترویج معنویت، فضایل اخلاقی و تلاش برای توسعه‌ی فردی و اجتماعی در جهت نیل به زندگی متوازن و معنادار فعالیت می‌کند.این تشکل به کرامت ذاتی انسان، آزادی و حقوق بشر، عدالت و برابری، میانه‌روی، نوگرایی، شورا، همبستگی ملی، دگرپذیری و خشونت‌پرهیزی، در اندیشه و عمل پایبند است. روش جماعت برای دستیابی به اهداف خود: دعوت، آموزش و تربیت، مشارکت مدنی و نقد و گفتگو می‌باشد.
اهداف:
۱ – ترویج معنویت و فضایل اخلاقی؛
۲ – فعالیت در راستای توسعه‌ی متوازن و پایدار کشور؛
۳ – تقویت همبستگی و انسجام ملی با تأکید بر برابری و حقوق شهروندی؛
۴ – نهادینه کردن اصل حاکمیت قانون و اصلاح آن از طریق سازوکارهای قانونی؛
۵ – ترویج ارزش‌هایی همچون آزادی، حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان، حفظ محیط‌زیست، صلح، نفی خشونت و دگرپذیری؛
۶ – تقویت نهاد خانواده به‌عنوان زیربنای نظام اجتماعی اسلام؛
۷ – نهادینه کردن فرهنگ شورا و خرد جمعی.
سیاست‌ها:
۱ – پایبندی به فرهنگ گفتگو، رواداری و همزیستی مسالمت‌آمیز و اعتدال و میانه‌روی در اندیشه و عمل؛
۲ – حضور و مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و ارائه‌ی خدمات عمومی در این راستا؛
۳ – روابط و تعامل دموکراتیک با احزاب، ‌تشکل‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و مراکز دینی و فرهنگی؛
۴ – التزام به فرهنگ کار جمعی و سازمانی؛
۵ – آموزش تعالیم اسلامی و علوم شرعی؛
۶ – احترام به تنوع قومی و مذهبی کشور».

اعضای شورای مرکزی جماعت و اصلاح دارای ده عضو است که در تارنمای آن معرفی شده اند و دبیر کل کنونی آن آقای عبدالرحمن پیرانی (زاده ۱۳۳۳ در روانسر کرمانشاه) است که از اعضای مؤسس نیز شمرده می شود. وی دارای تحصیلات دینی و نیز دارای مدرک دکتری حقوق است و فعلا ساکن تهران است.
کلیدواژه های پر بسامد جماعت عبارتند از: معنویت، شورا، حقوق بشر، آزادی، عدالت، نوگرایی، همبستگی و پرهیز از خشونت.
جماعت دعوت و اصلاح، هرچند در قیاس با برخی نواندیشی رادیکال شیعی کنونی ایران محافظه کار می نماید، اما در قیاس با علمای اصلاحگرای حوزوی شیعی و سنی و حتی در قیاس با بخش غالب نوسنتی ها (نوگرایان سنتی که در این سلسله گفتارها / نوشتارها معرفی شده اند)، نواندیش تر و به روزتر می نمایند. گفتنی است که این نهاد و سخنگویانش با احمد مفتی زاده نیز مرزبندی داشته و دارند. جز تمایز در افکار و تفاسیر دینی، در قلمرو سیاست شاید مهم ترین مرزبندی آن است که مفتی زاده و پیروانش، به رغم ممنوعیت هر نوع فعالیت سیاسی، با ساختار حقوقی و حقیقی جمهوری اسلامی مرزبندی درونی رادیکال داشته و دارند ولی دعوت و اصلاح یک تشکیلات مذهبی – سیاسی بخشی از اهل سنت ایران است که، به رغم اتخاذ برخی مواضع انتقادی نسبت به رفتارهای جمهوری اسلامی، با نظام حاکم اختلاف نظر جدی ندارد و از این رو، به رغم عدم صدور مجوز رسمی از وزارت کشور (البته تا این لحظه)، فعالیت های آن عملا آزاد است. جماعت حتی به طور کنترل شده از امتیاز فعالیت های موسمی سیاسی (از جمله در انتخابات) نیز برخوردار است. این در حالی است که فعالیت های مکتب قرآن رسما ممنوع است و علاقه مندان و پیروانش پیوسته تحت تعقیب و آزار قرار داشته و دارند.
وفق نظر نویسنده سنی کرد مورد اشاره، می شود گفت در میان اهل سنت ایران سه نحله وجود دارند: جماعت دعوت و اصلاح (با گرایش اخوانی‌، خلیفه‌گرا)، مکتب قرآن (نوگرا، غیرسیاسی و اقلیت) و عرفا و مشایخ و صوفیان (نحله‌های نقشبندیه، هاشمی و . . .».

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.