سیمای مخدوش محمد در تصویرسازی سروش

بدست • 7 ژانویه 2021 • دسته: مقالات

شاره: اخیرا دوست گرامی و متفکر محترم جناب دکتر عبدالکریم سروش در یک جلسه مجازی تحت عنوان «دین و قدرت» سخنرانی مبسوطی ایراد کردند. از آنجا که مضامین این سخنرانی چندان غیر منتظره بود که مؤمنان و نامؤمنان را هم در حیرت فروبرد و هم گروه نخست را آزرده کرد و گروه دوم را بسی خرسند تا جایی که برخی از اینان «اسلام رحمانی چی» را به سخره گرفتند و بعضی نیز، با استقبال از نظریه بدیع یک روشفکر مسلمان، خطاب به سروش از او خواستند از کسانی که تا کنون به استناد همین نوع استدلال مخالف اسلام بودند انکارشان می کرده اید، پوزش بخواهید.
من هم البته منتقد جدی این دیدگاه ایشان هستم ولی منتظرم تا قسمت دوم سخنرانی موعود ایشان در این باب انجام شود و احتمالا نظر نهایی وی روشن گردد، بعد اگر لازم باشد، به تفصیل چیزی بگویم یا بنویسم. اما از آنجا که از یک سو در این روزها نظرم را در این باب می پرسند و از سوی یگر می بینم واکنش های منتشر شده نسبت به مضامین سخنرانی جناب سروش بسیار است، من نیز مفید دانستم پاسخی که ساعتی قبل به پرسش دوستی ناشناخته نوشته ام را نقدا در اینجا منتشر کنم تا حداقل دوستان پرسشگر موضع اجمالی مرا در این باب بدانند. البته این چند خط حتی اجمالی از دیدگاه من هم نیست ولی به هرحال «کاچی به از هیچی است». از آنجا که کتاب دارم با عنوان «سیما و سیره محمد در قرآن» عنوان این کوتاه نوشت را «سیما و سیره محمد در تصویرسازی سروش» انتخاب کرده ام.
سلام و عرض ادب
جناب اشکوری ، برداشت من از رونمایی این نسخه از تلقی دکتر سروش آن است که روش شناسی ایشان دارای اشکال بوده است یعنی همانگونه که حضار در جلسه اشاره نموده اند جناب سروش به استناد چند روایت و چند آیه و تفسیر و تعبیر آنها، پیامبر اسلام را خشونت گرا و دقیقا با همین ابزار حضرت مسیح و دین او را مداراگر داوری نموده اند. من که بسیاری از سخنرانی ایشان را گوش داده ام به این نتیجه رسیده ام که ایشان دقیقا از ابزار معرفتی استفاده کرده اند که تا پیش از این مخالفان اسلام از آنها بهره می جستند و دکتر سروش همواره در جایگاه مدافع به جدال و مباحثه با آنها بر می خاسته است. برایم غافلگیرکننده بود انگار در پرده آخر جای دکتر سروش با پرسشگران حاضر در جلسه عوض شده بود. عجیب تر آن بود که ایشان استناد به چند روایت تاریخی و چند آیه را روشی جامعه شناسانه نام نهاده اند. نمی دانم اگر برداشتم اشتباه بوده است تصحیح بفرمایید؟

با سلام. هرچند باید منتظر جلسه دوم ماند ولی این دیدگاه به لحاظ فکری و استدلالی ده ها ایراد و اشکال دارد. نظر شما هم کاملا درست است. ایشان تقریبا محورهای اصلی آموزه های گذشته اش را نقض می کند. کسی که تا کنون بارها گفته روایات و احادیث در اصل جعلی اند مگر این که خلافش ثابت شود، حال دقیقا بدون هیچ گونه تحقیق و تأملی به سست ترین اخبار عوامانه و منبری استناد می کند. ایشان دو سال قبل گفت فقه ما جز آدم کشی کاری دیگر نمی کند ولی در این سخنرانی به برخی آرای ارتجاعی همان فقیهان مانند جهاد ابتدایی می آویزد. آیه در باره ایمان و اسلام را دقیقا خلاف معنی می کند. واژه و مفهوم اسلام را کاملا خلاف تفسیر می کند و هلّم جرّا.
در هرحال محمدی که در این سخنرانی معرفی شده نه تنها شایسته پیامبری نیست که حتی به اندازه یک جنگجوی عادی و یک رهبر حکومتی معمولی هم اعتبار ندارد. این که ایشان پس از این سخنرانی به نبوت محمد باور دارد یا نه نمی دانم. چگونه می شود آدمی را که هیچ مخالفی را بر نمی تابد و کارش کافرکشی و مرتدکشی است و برای حفظ قدرت کمترین گذشتی ندارد، به عنوان یک شخصیت اخلاقی و یا نبی پذیرفت؟ نمی دانم مثنوی بلند ایشان در باره نبی اسلام و تجلیل و تکریم عارفانه از (به تعبیر کسروی) «پاک مرد عرب» چگونه قابل فهم و تفسیر و حتی ممکن است؟ سروش نه بیسواد و نه بی هوش. چرا این گونه سخن گفته اند، واقعا نمی دانم. شاید به زودی راز گشوده شود.
جمعه ۱۲ دی ۹۹

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.