گزارشی از مراسم سوگند ریاست جمهوری باراک اوباما

بدست • 23 دسامبر 2020 • دسته: مقالات

دامه یادداشت مورخ ۱ بهمن ۸۷
۶
امروز مراسم سوگند و آغاز ریاست جمهوری آقای بارک اوباما بود که مراسم ان تقریبا به طور کامل و زنده حدود پنج ساعت از تلویزیون صدای آمریکا (طبعا رسانه های بزرگ آمریکا و جهان نیز) پخش شد و من بخش عمده ای از آن را دیدم. واقعا دیدنی بود. گفته شد که جمعیتی در حدود دو میلیون نفر از سراسر امریکا آمده و محل مراسم یعنی ضلع غربی ساختمان کنگره گرد آمده بود و این جمعیت عظیم فاصله بین بنای یادبود آبراهام لینکلن تا کنگره را پر کرده بودند حدود سه کیلومتر. به نظر می رسید اکثر سیاه پوست بودند اما سفیدها نیز کم نبودند (شاید نسبت چهل به شصت) پیر و جوان و سیاه و سفید با ملیت های مختلف و گرایش های سیاسی و اجتماعی گوناگون و شاید متضاد و مذهب های رنگارنگ.. می گویند آمریکا سمبل تنوع فرهنگی جهان است و اتفاقا خود اوباما فعلا مظهر آن است.
پدرش سیاه کنیایی و مسلمان و مادرش سفید امریکایی و مسیحی و اوباما نیز در کودکی و خانوادگی مسلمان و فعلا مسیحی و هنوز هم نام حسین در وسط نامش (باراک حسین اوباما) قرار دارد. طبق گزارش گوینده تلویزیون صدای آمریکا، او به شدت تحت فشار بود که هنگام ادای سوگند ریاست جمهوری از نام حسین استفاده نکند ولی او گوش نکرد و گفت: باراک حسین اوباما. این کار البته بسیار در خور تحسین است. این را به دلیل بستگی عاطفی و ایمانی ام به اسلام و یا نام حسین نمی گویم بلکه به سه علت می گویم. یکی این که این کار او نشان می دهد از گذشته و مسلمانی اش شرمنده نیست، دوم این که نشاندهنده شخصیت مقاوم و شجاعت اخلاقی اوست که برای یک سیاستمدار بزرگ بسیار ضروری است، و سوم این که وی با این اقدام و گفتن نامش حسین، نوعی پیوند عاطفی با جهان اسلام و مسلمانان برقرار می کند و به نظر می رسد وی این ملاحظه سیاسی را هم داشت. روابط بین آمریکا و جهان اسلام شدیدا آسیب دیده و نیازمند بازسازی است.
به هر حال جمعیت انبوهی گرد آمده بودند. بسیاری از مردم (مخصوصا مسن ترها وبیشتر سیاهان) اشک می ریختند و با صدای بلند: اوباما، اوباما می گفتند یک پیرزن سیاه پوست و نشسته روی ویلچر سخن معناداری گفت: اوباما اولین رئیس جمهوری است که ما داریم. جایگاه در مکان بلندی در بیرون دیوار ساختمان کنگره قرار داشت و اشراف داشت بر فضای خارجی و انبوه مردم مشتاق و مقامات سابق و فعلی دولت آمریکا جملگی بودند. بوش پدر(پدر جرج بوش و مادرش)،کارتر،کلینتون و جرج بوش. اول معاون اول وی جو بایدن سوگند یاد کرد و بعد اوما. سوگند دهنده رئیس دیوان عالی بود. این سوگند از زمان لینکلن سنت شده است که ظاهرا بیشتر سمبولیک است. حد اقل فعلا چنین است. اوباما به انجیلی که لینکلن به آن سوگند خورده بود، سوگند خورد و دست روی ان گذاشت. پیش از آن کشیش مورد علاقه اوباما متنی را به عنوان نیایش خواند. و زن شاعری نیز شعر خواند. اوباما خود یک نویسنده و شاعر و ادیب است و تاکنون دو کتاب منتشر کرده است. گفته است کاخ سفید را محل شاعران و ادیبان می کند. سخنرانی اش نیز حکایت می کرد که او متفکر و شاعر است. چرا که بسیار زیبا و شاعرانه سخن می گفت. مضامین سخنرانی بیست دقیقه ای اش نیز خیلی خوب بود. از گدشتگان و بنیاد گذاران آمریکا گفت و از خصوصیات فرهنگ و تاریخ آمریکا و از امید به صلح و سازندگی در آینده با وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی و سیاسی کنونی. به اقوام و ملت های دیگر اشاره کرد و همه را ستود و به کشوری و یا جریانی حمله مستقیم نکرد. اما گفت برخی دیکتاتورها ناکامی و ناتوانی و ناهنجاری های خود را به گردن غرب می اندازند و اینان باید بدانند که ملت هایشان درباره آنچه که می سازند داوری خواهند کرد نه آن چه را که ویران می کنند. وی صلح طلبی خود را با این جمله بیان کرد که دشمنان ما مشتهایشان را باز کنند و ما دست هایمان را به سوی آنان دراز خواهیم کرد. این همان وعده ای است که او داده و گفته است که با همه از جمله رهبران ایران گفت وگو خواهد کرد. در مجموع سخنرانی اش خوب بود و ضمن این که محکم می نمود اما تهدید و خشونت در آن نبود. او بیشترین توجهش به احیای اعتبار از دست رفته آمریکا در سالیان اخیر است. او تلاش می کند شخصیتی صلح جو و آماده تغییر و در عین حال هوشمند و استوار از خود نشان دهد. وی خود را وارث لینکلن (رئیس جمهور محبوب آمریکا و کسی که فرمان الغای بردگی را صادر کرد) و کندی و دیگر چهره های نامدار آمریکا شناساند. او پیامبروار می گوید آماده است جهان دیگری بسازد و آمریکای دیگری. بیشترین تکرارش در سخنان واژه و یا مفهوم انسان بود. و جالب این که به حقوق بشر، که انتظار می رفت روی آن تأکید کند، اشاره نکرد. بعید است از سر تصادف و یا اشتباه باشد. احتمالا ملاحضاتی در نظر داشت.
او به ظرفیت های فرهنگی و فرهنگ آمریکا اشاره کرد و گفت کسی که تا پنجاه سال قبل نمی توانست وارد رستورانی بشود، اکنون در برابر شما سوگند یاد می کند. گفتنی است که همسرش میشل اوباما نیز زنی است سیاه پوست که یک حقوقدان و وکیل است. اکنون برای اولین بار یک خانواده سیاه پوست کاخ سفید را تسخیر کرده اند.
به هر حال تا این جا اوباما چهره ای اصلاح طلب و آماده تغییر در عین حال هوشمند و استوار از خود نشان داده است ولی باید دید در عمل چه از آب در می آید. من سخنان زیبا و انسانی در آغاز کار بسیار شنیده ام اما در عمل به گونه ای دیگر رخ داده است. نباید هیجان زده شد و در باره آینده داوری کرد. ولی آرزوی موفقیت برای او می کنم و امیدوارم که در زمان او روابط ایران و آمریکا متحول شود. اما در عین حال اگر انعطافی در مقامات ایران دیده نشود و در بر همان پاشنه بچرخد، از قضا در زمان اوباما امکان حمله نظامی به ایران بیشتر است تا در زمان بوش. چند روز پیش یکی از مطبوعات آمریکا فاش کرد که در سال گذشته بوش با حمله نظامی اسرائیل به تأسیسات هسته ای ایران مخالفت کرده و از این رو وی عملا به یاری ایران آمده است. بوش چهره محبوب نبود اما اوباما فعلا از محبوبیت و موقعیت جهانی بی نظیری برخوردار است و با این موقعیت بهتر می تواند علیه ایران اقدام کند.
به هر حال مراسم بسیار با شکوه بود و من تشریفات و شکوه مراسم تاجگذاری شاهان هخامنشی و ساسانی را به یاد می آورم. احساس می کردم صحنه هایی از تخت جمشید و داریوش و خشایارشا را می بینم.
یادداشت های روزانه – قسمت پنجاه و پنجم
چهارشنبه ۳ دی ۹۹

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.