پلمپ شدن محل کانون حقوق بشر

بدست • 7 سپتامبر 2020 • دسته: مقالات

نجشنبه ۲۸ آذر ۸۷ / ۱۸ دسامبر ۲۰۰۸
در یکی از سایت ها گزارش شده است که جوان خبرنگاری که در عراق به روی جرج بوش لنگه کفش پرتاب کرد و او را سگ خطاب کرد، در میان بنیادگرایان جهان اسلام از این طریق به شهرت بسیاری دست یافته و در یک لحظه به قهرمانی نامدار تبدیل شده است. طرفداران مقتدی صدر در عراق به سود او راهپیمایی کردند. در تهران عده ای از خبرنگاران جز خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه) با صدور بیانیه ای از وی پشتیبانی کردند. یک ثروتمند سعودی حاضر شده است ده میلیون دلار برای لنگه کفش های آن خبرنگار بدهد. گفته شده است در یک رسانه اینترنتی، لنگه کفش ها به مزایده گذاشته شد و باید آن پانصد هزار دلار یورو سریعا به مرز ده میلیون دلار برسد. دنیای شگفتی است!
در عرض چند ساعت به مدد رسانه ها و البته در فضای بحران زده سیاسی و اجتماعی دنیای مدرن و جهان عقب مانده اسلامی، جوانی ماجراجو، که هیچ نمی داند کیست و از کجا آمده و چه می گوید، در یک چشم به هم زدن نه تنها خود قهرمان و اسطوره می شود بلکه لنگه کفش هایش نیز چنین پربها و مشهور می شوند. بحران معنا، بحران سیاست ورزی، بحران عدالت، بحران علم از ویژگیهای دنیای کنونی وبویژه دنیای مسلمانان است. با این همه نسبت دادن اسطوره به این جوان و لنگه کفش هایش، از سر تسامح است، وگرنه اساطیر واقعی تر و اصیل تر از این اباطیل و شهرت های سیاسی چند لحظه ای و چند روزه ای هستند. به زودی همه چیز فراموش می شود. اساطیر اصیل جاودانه اند و حداقل عمر طولانی و چند هزار ساله دارند و خواهند داشت.

یکشنبه۱ دی ۸۷/۲۱ دسامبر۲۰۰۸
۱
روز پنجشنبه مجمع عمومی سازمان ملل بیست و یکمین قطعنامه ای (البته در طول سی سال) مبنی بر نقض حقوق بشر در ایران تصویب کرد. در این قطعنامه به موارد متعدد نقض حقوق بشر، نقض آزادی بیان، سرکوبی فعالان زن، سرکوبی اقلیت های مذهبی به ویژه بهائیان و قومیت ها، سرکوبی دانشجویان و اعدام گسترده مخصوصا جوانان زیر هجده سال و . . . اشاره شده است. در این قطعنامه از دبیرکل خواسته شده است تا برای سال آینده نیز گزارشی در این مورد به مجمع بدهد.
۲
چند روز قبل مقاله ای تحت عنوان«حقوق بشر و تفاوت های فرهنگی» نوشتم برای سایت روز که امروز منتشر شده است.
۳
دیروز به پرسش های آقای رضا تاجیک برای روزنامه کارگزاران در مورد وضعیت زنان و حقوق زنان در طول در طول قرن اخیر تا مقطع انقلاب پاسخ مکتوب دادم و ارسال کردم. البته این گفت وگو برای انتشار در ویژه نامه ای به مناسبت هفده دی بوده است.
۴
امروز محل کانون مدافعان حقوق بشر در تهران بوسیله مأموران حکومتی و نیروی انتظامی پلمپ شد. قرار بود عصر امروز مراسمی به مناسبت شصتمین سال تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در محل کانون با حضور حدود سیصد نفر مدعو برگزار شود اما پیش از انجام مراسم دهها مامور نیروی انتظامی و لباس شخصی (مأمور اطلاعات) در محل حاضر شده و با تندی و خشونت و توهین حتی کتک زدن دکتر اسماعیل زاده – یکی از اعضای کانون – مانع برگزاری مراسم شدند.
از سال ۱۳۷۹ این کانون تاسیس شد و بانی اصلی آن خانم شیرین عبادی بود که از آن زمان تا حال وی رئیس کانون است. هر چنددر زمان دولت خاتمی اساسنامه آن در کمیته احزاب وزارت کشور تصویب شد ولی تاکنون پروانه صادر نشده است. در دولت احمدی نژاد اعلام شد که این کانون غیر قانونی است اما تاکنون با آن برخورد نشد. اما بالاخره زمان سرکوبی کانون فرا رسید. به نظر می رسد تشدید سرکوبی و اعمال فشار روزبروز افزون بر مردم و مدافعان حقوق بشر و فعالان سیاسی و مطبوعاتی از یک سو و محکومیت اخیر ایران در سازمان ملل به دلیل نقض گسترده حقوق بشر از سوی دیگر سبب شده است که کاسه صبر آقایان لبریز شده و چنین واکنش نشان داده اند. گزارش دبیر کل سازمان در مورد نقض حقوق بشر در ایران و در پی آن بیانیه چند روز قبل مجمع عمومی ملل، عمدتا مستند به گزارشات کانون مدافعان بوده است. در سخنان مسئولان نیز به این موضوع اشاره شده است. مسئولان کانون اعلام کرده اند که نداشتن محل مانع از کار آنان نخواهد شد. در صورت تداوم آن، احتمالا با خانم عبادی و دیگران نیز برخورد خواهد شد.
واقعا بلاهت از این بیشتر نیست که در سال بزرگداشت حقوق بشر چنین برخوردی با کانون مدافعان حقوق بشر و خانم عبادی بشود و مراسم آن را چنین تعطیل کنند. همین برخورد تأیید روشنی بر بیانیه سازمان ملل است پس از این حمایت های جهانی از خانم عبادی آغاز خواهد شد و نیز محکومیت های ایران بیشتر خواهد شد.
یادداشت های روزانه – قسمت چهل و ششم
پنجشنبه ۱۳ شهریور ۹۹

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.