آموزه های آیت الله محمد صادقی تهرانی

بدست • 12 ژوئن 2020 • دسته: مقالات

مروری بر تاریخ اصلاح دینی در ایران معاصر – قسمت پانزدهم

درآمد
آیت الله محمد صادقی تهرانی یکی دیگر از عالمان دینی مصلح شیعی ایران است که در قرن اخیر برای اصلاح برخی آموزه های دینی و فقهی تلاش کرده و آثار پر شماری به میراث نهاده است. می توان او را مفسّر، فقیه، متکلّم و خطیب شیعی دانست.
در واپسین قسمت معرفی نامه این سلسله مصلحان، به معرفی اجمالی ایشان می پردازم.
این معرفی نامه ذیل این عناوین خواهد بود:
فصل اول – زندگی نامه
فصل دوم – فهرست آثار
فصل سوم – محورهای مهم اصلاحی
فصل چهارم – برخی آرای فقهی – سیاسی صادقی تهرانی
فصل پنجم – جمع بندی

فصل اول – زندگی نامه
محمد صادقی تهرانی در فروردین سال ۱۳۰۵ در تهران زاده شده است. پدر او شیخ رضا فخرالمحققین (لسان الواعظین) بوده است. او در تهران و سپس در قم به تحصیل متعارف زمان خود اهتمام کرد و فقه و فلسفه و تفسیر آموخت. استادانش پرشمار بوده اند که مشاهیرشان اینان هستند: محمدعل شاه آبادی، طباطبایی بروجردی، روح الله خمینی، محمدحسین طباطبایی، میرزا احمد آشتیانی، سید احمد خوانساری، محمدتقی آملی، ابوالقاسم کاشانی، سید ابوالحسن قزوینی و سید ابوالقاسم خویی.
چنان که پیداست از شاه آبادی در تهران اخلاق و عرفان و از فقیهانی چون خوانساری و خمینی و بروجردی و آملی و خویی در فقه و اصول آموخته و در تفسیر از طباطبایی (مشهور به علامه طباطبایی) تفسیر آموخته و در شیوه تفسیری بیش از همه تحت تأثیر وی قرار داشته است. از آیت الله خویی اجازه اجتهاد دریافت کرده است.
از چند نفر به عنوان شاگرد صادقی یاد شده که جز سید مصطفی خمینی شناخته شده نیستند.
صادقی تهران افزون بر اشتغال در دروس حوزوی در دهه سی وارد دانشکده معقول منقول شده و پس از اخذ چند مدرک لیسانس در سال ۱۳۳۸ از این دانشکده مدرک دکتری گرفت. تز دکتری او اثری بود با عنوان «ستارگان از دیدگاه قرآن» که بعدها چاپ و منتشر شد. گفتنی است که در سال ۱۳۱۳ دانشکده ای با عنوان «دانشکده معقول و منقول» در تهران تأسیس شد. با تغییراتی که در این نهاد فرهنگی ایجاد شد در نهایت در سال ۱۳۴۴ تغییر نام داد و با عنوان «دانشکده الهیات و معارف اسلامی» فعالیت خود را ادامه داد. هدف پهلوی ها جذب روحانیون و طلاب در نظام بروکراتیک کشور بود. این دانشکده وابسته به دانشگاه تهران است. در آن زمان معمولا طلاب جوان و علاقه مند صرفا با تأیید یک استاد حوزه (که در آن زمان تأیید مُدرسّی می گفتند) وارد این دانشکده شده به اخذ مدارک دانشگاهی تا بالاترین سطوح دست می یافتند. در دهه سی کسانی چون بهشتی، باهنر، گلزاده غفوری، محمدابراهیم آیتی و شماری دیگر از طلاب از این طریق وارد دانشگاه شده و به اخذ مدارکی موفق شدند.
صادقی تهران در سال ۱۳۲۰ وارد قم شد و تا سال ۴۱ در قم بود. او هرچند در دوران آیت الله کاشانی از حامیان او بوده و در فعالیت های سیاسی آن روزگار حضور داشته ولی با آغاز نهضت روحانیت در اوایل دهه چهل، با شور و هیجان بیشتری وارد عرصه فعالیت های مبارزاتی و سیاسی شد. در سال ۴۱ پس از ایراد سخنرانی تندی در مسجد اعظم قم، تحت تعقیب قرار گرفت و مخفی شد و پس از آن ناگزیر ایران را ترک کرد و به عربستان رفت. گفته شده که او در دادگاه غیابی محکوم به اعدام شده بود.
سالها در عربستان بود و بعد به عراق رفت. در آنجا نیز امنیت نداشت ناگزیر به لبنان کوچ کرد. تا مقطع خروج آیت الله خمینی از عراق صادقی تهرانی در عراق و لبنان و عربستان فعالیت تبلیغی می کرد و بر ضد رژیم ایران می کوشید. فعالیت های فرهنگی او نیز عبارت بود از تدریس تفسیر قرآن و طرح برخی موضوعات فقهی و کلامی و نیز سخنرانی.
در مقطع پیروزی انقلاب ایران، به وطن بازگشت. اما، به رغم سوابق روشن مبارزاتی و سیاسی و به اصطلاح انقلابی، در رهبری سیاسی انقلاب و جمهوری اسلامی نقشی نداشت و یا نقشی بر عهده نگرفت. این در حالی بود که آیت الله خمینی ایشان را می شناخت و به او نزدیک بود. هرچند اطلاع دقیقی از این روند تا حدودی غیر عادی، در دست نیست (و یا من اطلاعی نیافته ام) ولی می توان گمانه زنی کرد و گفت یا رهبری انقلاب با توجه به برخی دیدگاههای فقهی صادقی تمایلی به او نداشت و یا خود او به دلیل دیدگاههایش (که گفته خواهد شد) نمی توانست در نظام جدید جایگاهی درخور مبارزاتش داشته باشد. این دومی به گمانم محتمل تر است.
هرچند صادقی تهرانی تا پایان عمر به فعالیت های علمی و فرهنگی خود ادامه داد ولی منزوی زیست و با گذشت و با فاصله گرفتن بیشتر او از تفکر علمای حوزوی و نظام سیاسی به انزوای بیشتر رفت و حتی آزار دید و کلاس های آموزشی اش در مقاطعی تحت فشار نیروهای حکومتی تعطیل شده و برخی کتابهایش اجازه نشر نیافتند.
او در فروردین سال ۱۳۹۰ در تهران درگذشت و در قم مدفون شد. قابل ذکر این صادقی در اول فروردین زاده شده و در اول فروردین نیز فوت کرده است.
آیت الله خامنه ای به این مناسبت پیام تسلیتی داد و او را «عالمی متفکر» خواند. قابل تأمل این که این پیام به جای خطاب به بازماندگان صرفا به داماد متوفی (که گویا از ارکان وزارت خارجه است) نوشته شده است.
خاطراتی از صادقی تهران نیز منتشر شده که زندگینامه او در آن آمده است. نیز کتاب «مفت خواران» (به گفته رسول جعفریان) زندگی نامه ایشان است.
در اسفند سال ۱۳۹۲ در دانشگاه مفید قم همایشی با عنوان «بیداری قرآنی» با محوریت بررسی اندیشه ها و آرای قرآنی محمد صادقی تهرانی برگزار شد.

فصل دوم – فهرست آثار
صادقی تهرانی کثیرالتألیف است و می توان گفت از این نظر او در جمع نویسندگان اسلامی معاصر ایران بی مانند است. تا آنجا که اطلاع یافته ام به عربی و فارسی حدود ۷۰ عنوان کتاب دارد که از نظر مجلدات افزون بر ۱۳۰ جلد خواهد بود. در این میان فقط پنج عنوان تفسیری عمدتا عربی ۶۷ جلد می شود. در اینجا برای جلوگیری از ایجاد ملالت احتمالی، عناوین فهرست آثار تجزیه شده و بخشی از آنها ذیل موضوعات مرتبط آمده اند و بخشی نیز (بیشتر در فهرست عربی) حذف شده اند و البته شماری نیز در زیر برشمرده شده و علاقه مندان می توانند از این عناوین دریابند که کدام کتاب به کدام موضوع پیوند دارد.:
۱٫ الفقه المقارن بین الکتاب والسنه (۸ جلد)
۲٫ مقارنات الفقهیه
۳٫ تبصره الفقهاء بین الکتاب والسنه
۴٫ اصول الاستنباط بین الکتاب والسنه
۵٫ الفقهاء بین الکتاب والسنه (به گفته رسول جعفریان نویسنده ادعا کرده که در این اثر بیش از یکصد حکم مهجور قرآنی استخراج کرده و آنها را برای ۱۲۰ تن از عالمان و فقیهان فرستاده که البته آنان جملگی در باره آن سکوت کرده اند)
۶٫ اسرار، مناسک و ادله حج
۷٫ انقلاب اسلامی عراق (به نقل جعفریان در سال ۱۳۵۸ در قم منتشر شده است)
۸٫ حکومت قرآن
۹٫ حکومت صالحان یا ولایت فقیهان
۱۰٫ دعاهای قرآنی
۱۱٫ حکومت مهدی
۱۲٫ خاتم پیامبران
۱۳٫ قضاوت از دیدگاه قرآن و سنت
۱۴٫ پرسش و پاسخ های احکام قضایی بر مبنای قرآن
۱۵٫ سپاه نگهبانان اسلام (از عنوان روشن نمی شود که موضوع کتاب چیست)
۱۶٫ قرآن و نظام آموزشی حوزه
۱۷٫ مفسدین فی الارض (به گفته جعفریان در سال ۱۳۵۹ منتشر شده است)
۱۸٫ پیروزی اسرائیل چرا و شکست آن کی؟ (متن عربی آن: لماذا انتصرت اسرائیل و متی منهزم؟)
۱۹٫ تاریخ اندیشه و تمدن – بررسی نقش سازنده ادیان توحیدی به ویژه دین خاتم، در ایجاد یا اصلاح اندیشه و تمدن. (عنوان عربی این کتاب که ظاهرا از نویسنده است: تاریخ الفکر والحضّاره)
۲۰٫ گناهان کبیره و صغیره از دیدگاه قرآن
۲۱٫ اجتهاد و تقلید از دیدگاه قرآن و سنت
۲۲٫ وصیت و ارث از دیدگاه قرآن و سنت
۲۳٫ روزه (خودسازی) از دیدگاه کتاب و سنت
۲۴٫ طهارت (وضو – غسل – تیمم) از دیدگاه کتاب و سنت
۲۵٫ طهارت (پاکی – نجسی) از دیدگاه کتاب و سنت
۲۶٫ ازدواج و زناشویی از دیدگاه کتاب و سنت
۲۷٫ مالیاتهای اسلامی از دیدگاه کتاب و سنت
۲۸٫ اقتصاد و تجارت از دیدگاه کتاب و سنت
۲۹٫ علم قضاوت در اسلام

فصل سوم – محورهای مهم و کلی اصلاحی
همان گونه که از عناوین تألیفات صادقی تهرانی فهمیده می شود، او تقریبا در تمامی حوزه های رایج علوم و معارف اسلامی سخن گفته و داری تألیف و اثر است. حتی در برخی از حوزه های فکری و معرفتی مدرن نیز سخن گفته و به اظهارنظر پرداخته است. تفاوت افکار و آرای متفاوت و اصلاحی وی در همین موضوعات و گاه عناوین تألیفات با نحله های سنتی و غیر سنتی و مدرن نیز آشکار می شود.
دیدگاهها و تلاش های مصلحانه و نوگرایانه صادقی تهرانی را می توان در پنج عنوان طبقه بندی کرد:
الف. تکیه بسیار بر اعتبار قرآن
شاید گزاف نباشد بگوییم که در سلسله مصلحان نوسنتی معاصر صادقی تهرانی بیشترین تأکیدش بر اعتبار قرآن و اتخاذ هر اندیشه و نظری و حکمی به استناد قرآن است. می توان گفت او قرآنی ترین و قرآنگراترین شخصیت دینی و فکری و اصلاحی معاصر است. نمی دانم که آیا ایشان از اصطلاح رایج و مشهور «بازگشت به قرآن» استفاده کرده یا نه ولی، هرچه هست، وی تلاش فراوانی در تحقق همین شعار مصلحان دینی معاصر کرده است. گواه این مدعا تفسیرگویی و تفسیرنویسی مستمر و پرحجم اوست. وی در همان بدور ورد به ایران در مقطع پیروزی انقلاب، «دار علوم القرآن» را در قم بنیان نهاد که می توان آن را به «دانشکده علوم قرآنی» ترجمه کرد. اما این که چه سرنوشتی پیدا کرد، اطلاعی در دست نیست.
چنان که گفته شد، از مجموعه تألیفات فراوان او، ۶۷ جلد به موضوع خاص تفسیر اختصاص دارد و در موضوعات دیگر (مانند اجتهاد و فقه و کلام) نیز تکیه اصلی و اولیه وی بر سند قرآن و حجیت متن وحیانی است. در واقع از نظر صادقی تنها حجیت دین شناسی، قرآن است و بعد البته سنت منطبق با قرآن. عناوین متون تفاسیری ایشان چنین است:
۱٫ الفرقان فی تفسیرالقرآن بالقرآن والسنه (عربی – ۳۰ جلد)
۲٫ التفسیرالموضوعی بین الکتاب والسنه (عربی – ۳۰ جلد). مجلدات آن هر یک به موضوعی خاص اختصاص دارد.
۳٫ تفسیر مختصرالقرآن (عربی – یک جلد)
۴٫ ترجمان فرقان (ترجمه و تفسیر مختصر قرآن به پارسی در ۵ جلد)
۵٫ ترجمان وحی (اولین ترجمه تفسیری قرآن)
در پایگاه اطلاع رسانی صادقی تهرانی از کتابی با عنوان «البلاغ فی تفسیرالقرآن بالقرآن» یاد شده که دقیقا دانسته است اثری مستقل است و یا عنوان دیگر «الفرقان» است.
گفتنی است که افزون بر تألیفات پر حجم صادقی تهرانی، از آغاز فعالیت های فکری و تبلیغی اش تا پایان عمر، در هر کجا که می زیست به کلاس های آموزشی و تعلیمی تفسیر اهتمام داشت و این گواه باور جدی وی به حجیت و محوریت قرآن است. صادقی خود را «خادم القرآن» می خواند.
ب. فقه استدلالی
نگاه قرآنی صادقی تهرانی و باور عمیق وی به سندیت اصیل متن وحیانی مسلمانان، در اجتهادها و فقاهت او نیز نمود آشکار داشت. او مدعی مرجعیت دینی بود و عنوان «آیت الله العظمی» داشت و از این منظر به صدور فتواهای شرعی در امور مختلف دست می زد. فتاوای شرعی او به طور کلی با اغلب فتاوای فقیهان و مراجع دینی گذشته و حال متفاوت و گاه متعارض بود. در فصل بعدی به شماری از فتاوای شرعی او اشاره خواهد شد.
زاویه این اختلاف آرای فقهی (و کلامی نیز) از نگاه متفاوت صادقی به قرآن و میزان تکیه بر آیات الاحکام قرآن بوده است. چنان که می دانیم در حوزه های علمیه، قرآن چندان مورد اعتنای مجتهدان نیست و بخش عمده ادله فقهی، روایات و احادیث است. چنان که علامه طباطبایی در «المیزان» (جلد ۵، ص ۲۷۶) به درستی گفته است که اگر یک فقیه یک بار هم به قر آن مراجعه نکند، خللی در اجتهادها و فتاوای او ایجاد نمی شود. صادقی نیز کتابی دارد با عنوان «قرآن و نظام آموزشی حوزه» و گویا از منظر قرآن نطام آموزشی حوزه را مورد نقد و واکاوی قرار داده است.
صادقی تهرانی کاملا بر عکس حوزویان بود. او بیشترین اعتبار را برای قرآن قایل بود و کمترین اعتبار را برای احادیث و اخبار. البته وی سنت را مردود نمی دانست ولی در این مورد بسیار سختگیر بود. به ویژه چنان که خود گفته است اگر نصّی روشن در قرآن می یافت، صدها حدیث و روایت ولو به لحاظ سندی و علم الحدیث معتبر اما معارض را کنار می گذاشت و برای آنها اعتباری قایل نبود. او گفته است که به علت ابتنای بیش از حد فقه به منقولات حدیثی، فقه ضدیت زیادی با نصوص قرآنی دارد. کتاب صادقی با عنوان «غوص فی البحار» نقد منابع حدیثی شیعه است. گفته شده که او در سلسله پر شمار منابع روایی و حدیثی شیعه، فقط به اغلب محتویات «نهج البلاغه»، «صحیفه سجادیه» و «مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه» کتاب حدیثی منسوب به امام صادق اعتماد داشت. (قابل تأمل این که شماری از محدثان شیعی انتساب این مجموعه به امام صادق را مردود می دانند. هرچه هست امام صادق اصولا کتابی مدون ندارد). در هرحال به زعم صادقی تهرانی، منابع روایی و حدیثی شیعی انباشته از جعلیات عمدی و غیر عمدی و مملّو از خرافات است. به گفته رسول جعفریان، این اندازه بی اعتنایی به احادیث در تاریخ شیعه و سنی بی سابقه است.
با این حال تفاوت و بلکه می توان گفت تعارض بنیادین صادقی تهرانی، در مقام یک مرجع دینی متعارف با عالمان و فقیهان متعارف در آن بود که ایشان به فقه استدلالی معتقد بود و مدعی بود که صاحب فتوا ملزم است ادله شرعی خود را بگوید و در مقابل مؤمنان نیز ملزم اند که ادله را بررسی کنند و در صورت معقول بودن و اعتبار بهترین را برگزینند و عمل کنند. او در فصل آغازین «رساله توضیح المسائل نوین» (مسئله اول) در ابن باب سخن گفته است. او نوشته است «تقلید بی دلیل باطل است». در عین حال می گوید بر اساس آیه ۱۸ سوره زُمَر یعنی «اتبّاع احسن»، تقلید جایز است. یعنی تقلید مشروط.
هرچند این اندیشه مهم است و در جای خود معقول و به سنت فقهی آغازین نیز نزدیکتر است (چرا که تا دوران اخیر اصطلاحی به نام «تقلید»، «مرجع تقلید» و «مقلّد» مطرح نبود و اصولا رساله عملیه برای عمل روزانه مؤمنان وجود نداشت) ولی واقعیت این است اگر قرار بر استفاده از عنوان «آیت الله العظمی» باشد و صدور فتوا و انتشار رساله عملی، پیشنهاد مرحوم صادقی تهرانی عملا بلاموضوع خواهد بود. زیرا در عمل قابل تحقق نیست. فرض این است که توده های مؤمن و متشرع می خواهند از متخصص ترین و عالم ترین فقیه پیروی کنند تا به «تکلیف» عمل کرده و رستگار شوند و نزد خداوند خود معذور باشند. پرسش اساسی این است که این افراد عادی و عامی و به هر حال ناآشنا با کتاب و سنت و بی اطلاع از فن پیچیده و هزارتوی اجتهاد، چگونه می توانند بهترین و معتبرترین و قرآنی ترین را تشخیص دهند؟ در هرحال اگر نظام مرجعیت و اندیشه تقلید حداقل به شکل سامان یافته کنونی و در ذیل عنوان پر طمطراق «آیت الله العظمی» محقق الوقوع باشد، پیروی بدون تحقیق و بررسی علمی و کارشناسانه از اجتهادی صاحب فتوا و البته همراه با اعتماد منطقی و در عمل شدنی خواهد بود. البته ایشان عمدتا از تعبیر «پیروی» استفاده می کند ولی تغییر عنوان واقعیت امر را تغییر نمی دهد.
گفتنی است احتمال دارد که صادقی تهرانی در آثارش از جمله در کتاب «اجتهاد و تقلید» به این موضوع پرداخته و پاسخی به این پرسش ها داده باشد که فعلا به این منبع دسترسی ندارم.
البته وی به فقه مقارن (فقه تطبیقی) نیز باور داشت که مهم است و دو تألیف او اختصاصا به این موضوع پرداخته است: الفقه المقارن در ۸ جلد و نیز مقارنات الفقهیه.
چنان که فهرست آثار ایشان گواه است و پیش از این آمد، پس از تفسیر بیشترین عناوین تألیفی صادقی تهرانی را آثار فقهی تشکیل می دهد. جز آثار پر شمار عربی که از آنها یاد شد، می توان به دو اثر فتوایی دیگر ایشان به زبان پارسی اشاره کرد:
۱٫ فقه گویا
۲٫ رساله توضیح المسائل نوین بر محور قرن (به گفته جعفریان مختصر این رساله در سال ۱۳۷۵ منتشر شده و مفصل آن در سال ۱۳۸۳ در ۴۳۵ صفحه انتشار یافته است)
احتمالا رساله توضیح المسائل ایشان (که عنوان آن عینا برگرفته از عنوان کتاب رساله عملیه آیت الله بروجردی و به تقلید از او اغلب مراجع دینی نیم قرن اخیر در ایران است) جامع ترین و در عین حال آخرین اجتهادهای فقهی نویسنده و آن هم حول اجتهادهای قرآنی است. البته صادقی در باره تمامی موضوعات عبادی و اجتماعی و اقتصادی فقهی و شرعی اظهارنظر کرده و فتاوای خود را اعلام کرده است که به عناوین آنها اشاره شد.
ج. معقول سازی و عصری کردن احکام فقهی
در ادامه مبحث فقه استدلالی، می توان به نوعی عقلگرایی در اجتهاد و فقه و فتوا و در واقع به اصل معقول سازی احکام شرعی در مکتب فقهی و اصلاحی صادقی تهرانی اشاره کرد. او نیز مانند دیگر همتایانش در سلسله نوگرایان سنتی و تا حدودی فقه محور (به ویژه به عنوان کسی که بر کرسی فتوا نشسته است)، تلاش می کرده در عین قرآنگرایی متن محور، به نوعی مقتضیات زمان را هم در نظر بگیرد و احکام را در این زمان عملی نشان دهد.
چنان که گفته شد نفی تقلید سنتی و کورکورانه و الزام مؤمنان به بررس ادله و در نهایت انتخاب شخصی، خود گامی مهمی در جهت معقول سازی بوده است. تکیه اساسی بر قرآن و کم اعتباری احادیث، گام دیگری در جهت معقول سازی و حداقل چابک و سبکبار کردن فقه و اجتهاد شمرده می شود. زیرا اولا در قرآن احکام محدود است (حدود پانصد آیه آیات الاحکام – حدود یک دوازدهم قرآن-) و ثانیا همین آیات نیز غالبا کلی اند و از ذکر جزئیات برای اجرا و عمل خودداری شده است. هَرَس کردن درخت تناور و فربه فقه از احادیث جعلی و یا نامعتبر و به ویژه در تعارض با قرآن، خود اقدام اثرگذاری است.
افزون بر آنها، شیوه فقه استدلالی صادقی نیز با همان چابک سازی و تا حدودی معقولیت فقه او کمک می کرده است. از جمله او (مانند فقیهانی چون غروی اصفهانی) به اخبار آحاد و به ویژه به خبر واحد ضعیف باور نداشت. نیز به «اجماع» (که یکی از ادله اجتهاد شیعی است) و نیز «شهرت فتوا» (که باز بسیار مورد توجه است) به طور مستقل و بدون ارجاع و استناد به قرآن اعتقادی نداشت. همین طور به قواعدی چون «سیره علما»، «قیاس»، «استحسان» و «استصلاح» (که عمدتا در اجتهاد سنی کاربرد دارند)، معتقد نبود. بیفزایم بی اعتنایی صادقی به منابع حدیثی و به طور کلی خرافه زدایی او، هم خود از نوعی عقلگرایی او حکایت می کند و هم به سهم خود بر خردگرایی و عقلانیت دینی و فقهی دامن می زند.
با این حال صادقی تهرانی (مانند اغلب نوگرایان سنتی) گویا با فلسفه میانه ای نداشت و این نیز البته منطبق بود بر قرآنگرایی خاص او. او معتقد بود که فلسفه ضدیت زیادی با قرآن دارد. او عقیده داشت که فلسفه روایتی غیر معصومانه از خداوند ارائه می دهد و باید بر محور کتاب و سنت قطعی سامان یابد. او بیشتر تحت تأثیر استادش میرزا مهدی اصفهانی بوده که از مخالفان جدی فلسفه در زمان ما بوده است.
می دانیم که علم اصول فقه، متدولوژی و قواعد اجتهاد و استنباط احکام است و بدون آن اجتهاد متعارف ناممکن است. اما صادقی تهرانی، بر این عقیده بود که اکثر مطالب موجود در کتب اصولی رایج در حوزه ها اصلی اسلامی ندارد و حاوی تناقضاتی اساسی است و نمی توان بر مبنای آنها به اسلام اصیل راه یافت. از این رو او مدعی بود که اجتهاد و فتوای او صرفا قرآنی است و احادیث محدود نیز در طول قرآن مورد استناد قرار گرفته اند.
با این همه، چنان می نماید که فتاوای فقهی صادقی تهرانی (مثلا در رساله ۴۸۳ صفحه ای توضیح المسائل اش) عمدتا برگرفته از روایات و احادیث فقهی و احیانا کلامی است. زیرا بدون ارجاع و استناد به روایات مرتبط با آیات الاحکام، تدوین رساله توضیح المسائل با ذکر جزئیات احکام ممکن نیست. احیانا به همین دلیل است که برخی از آرای فقهی او نه سندی در قرآن دارد (مانند باور به ولایت فقیه و یا ولایت فقیهان و یا حرمت زعامت سیاسی زنان) و نه چندان با شرایط و مقتضیات کنونی عالم و آدم هماهنگ و منطبق است.

د. نماز جمعه
گرچه نماز جمعه از احکام فقهی است و می بایست ذیل همان عنوان مطرح می شد ولی جداگانه می آورم تا اهمیت آن را در این سلسله و به طور خاص در مکتب کلامی و فقهی و اصلاحی صادقی تهرانی یادآوری شوم.
صادقی دو کتاب مستقل در موضوع نماز جمعه دارد:
۱٫ نماز جمعه (عنوان عربی آن: علی شاطی الجمعه)
۲٫ مسافران (نگرشی جدید به نماز جمعه و نماز مسافر (عنوان عربی آن: المسافرون)
صادقی تهرانی به وجوب عینی نماز جمله به جد باور داشت و بر آن اصرار می ورزید. البته در فقه قرانی، وجوب عینی نماز جمعه طبیعی و عادی می نماید. او خود همواره فریضه جمعه را پاس می داشت.

ه. مجادله های اعتقادی و فکری با رقیبان
صادقی تهرانی خطیب بود و وفق سنت خطیبان اهل مباحثه و مجادله و مناظره. شاید این خصلت، بیش از همه، از خصلت و سنت متکلم بودنش برآمده بود. کار اصلی متکلم در مرحله نخست دفاع از مدعیات دینی است و در مرحله بعد پاسخ به اشکالات و شبهات مخالفان و منکران و منتقدان. وی از آغاز تا پایان به بنان و بیان با مخالفان و رقیبان فکری و فقهی اش در حال جدال بود و تلاش می کرد رقیبان از هر گروه و طایفه ای را از «گمراهی» برهاند و به راه راست «هدایت» کند. از این نظر، شاید بتوان از معاصران، سید مصطفی حسینی طباطابیی را همتای صادقی تهرانی دانست.
به ویژه عناوین آثار صادقی نشان می دهد که او بیشتر به نقد و اقناع جدلی مسیحیان توجه و اهتمام داشته است. چند عنوان این آثار چنین است:
۱٫ رسول الاسلام فی الکتب السماویه
۲٫ بشارات عهدین (در رد بهائیت و مسیحیت). احتمالا بشارات عهدین نسخه فارسی کتاب پیشین باشد.
۳٫ مسیح از نظر قرآن انجیل
جز اینها آثاری دیگر نیز در مباحث اعتقادی و کلامی دارد که عمدتا در مواجهه با مادی گرایان است:
۱٫ آفریدگار و آفریده
۲٫ آیات شیطانی (در نقد آیات شیطانی سلمان رشدی)
۳٫ ماتریالیسم و متافیزیک
۴٫ برخورد دو جهان بینی
۵٫ عقائدنا
در فهرست آثار صادقی تهرانی، از دو عنوانی در باب مناظرات یاد شده که از محتوای آنها (به دلیل عدم دسترسی) چیزی دانسته نیست:
۱٫ المناظرات
۲٫ گفتگویی در مسجدالنی
از فهرست عناوین تألیفات صادقی تهرانی چنین بر می آید که او منحصرا در چهارچوب افکار و دانش و علوم متداول و سنتی حوزه های علمیه شیعه اندیشیده و سخن گفته و نوشته است. اما حداقل از یک عنوان تألیفی ایشان استنباط می شود که نسبت به افکار مدرن و آموزه های نواندیشان معاصر ایران نیز بی توجه نبوده است. اثری از اوست با این عنوان:
«نقدی بر دین پژوهشی فلسفه معاصر – نقدی قرآنی بر دانش هرمنوتیک و پلورالیسم دینی و قبض بسط تئوریک شریعت»
از تیتر اصلی و سوتیتر کتاب دانسته می شود که موضوع کتاب نقد و بررسی و احیانا رد برخی افکار و آموزه های نواندیشان کنونی و به طور خاص نظریات آقای دکتر عبدالکریم سروش است.

فصل چهارم – برخی آرای فقهی – سیاسی صادقی تهرانی
از آنجا که از یک سو به تمام آرای صادقی تهرانی دسترسی ندارم و این کار مستلزم وارسی تمام آثار و آرای او و به ویژه آرای فقهی اوست و از سوی دیگر طرح این آرا در یک نظام فکری و فقهی اهمیت می یابد و این دو مهم در حال حاضر نه ممکن است و نه در این سلسله گفتارها / نوشتارها مطمح نظر است. با این حال برای آشنایی بیشتر مخاطبان با آرای خاص صادقی تهرانی به فهرستی اشاره می کنم که در «ویکی شیعه» گزارش شده و شامل دو بخش موضوعی جداگانه است: فقهی و سیاسی.
نخست. دیدگاههای فقهی:
– تنها تبعیت از فقیه اعلم قرآنی جایز است.
– فقیه اعلم می تواند زن باشد یا مرد.
– توّهم وحدت وجود خالق و مخلوق، برگرفته از عرفان نظری خلاف قرآن است.
– میانگین بلوغ در مورد نماز برای پسر و دختر نوعا از ابتدای ۱۰ سالگی قمری است و میانگین بلوغ برای روزه داری – که معیار توانایی جسمی است – برای پسر و دختر نوعا از ابتدای ۱۳ سالگی است.
– خوردن هرچیز مست کننده – حتی یک قطره از آن – حرام است، ولی پاک است.
– در وضو، شستن دست از آرنج تا سرانگشتان و بالعکس به هر کیفیتی صحیح است؛ ولی شستن آن از آرنج به سمت سرانگشتان، مستحب است.
– با حضور دو نفر نماز عید فطر و قربان به جماعت واجب است و اگر هم انسان، تنها باشد اقامه نماز عید فطر و قربان بر او واجب است.
– نماز تحت هیچ شرایطی در هیچ کجای دنیا در مسافرت های دور و یا نزدیک شکسته نیست.
– اگر چه استعمال دخانیات (مانند سیگار و قلیان) حرام است، ولی مبطل روزه نیست.
– انواع کلاغ و خرگوش حلال گوشت می باشند.
– هر عملی که به عنوان عزاداری امام حسین (ع) به بدنه انسان ضرر برساند حرام است.
– بیت المال باید برای عموم مسلمین به طور عادلانه مصرف شود و خرج آن برای عده ای خاص، حرام است. مثلا مصرف پول های میلیاردی برای فوتبال و ورزش و شطرنج، قطعا حرام است.
– سیادت فقط از طرف پدر نیست بلکه از طرف مادر هم قابل انتقال است و حتی سیادت مادر، انتسابش مهم تر است. منابع مستقیم اقوال صادقی تهرانی در مقاله ویکی شیعه مضبوط و محفوظ است.
– (به نقل از جعفریان) صادقی عقیده داشت که: خمس یا فقط در غنائم جنگی است و یا بخشی از همان زکات است که موارد آن محدود است.
دوم. دیدگاههای سیاسی
همان گونه که پیش از این ذکر شد، صادقی تهرانی از پیشگامان مبارزات سیاسی بر ضد نظام سلطنتی و پهلوی بود و پیش از انقلاب ایران در عراق و عربستان و لبنان سالها فعالیت های مختلف سیاسی داشت. با توجه به چنین سابقه ای او نمی توانست از آرای سیاسی به ویژه در چهارچوب فقه و اجتهاد به دور باشد.
از انقلاب به بعد طبعا موضوع ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی، محور اندیشه های سیاسی دینداران شیعی و به طور خاص عالمان و فقیهان بوده و هست. چنان که از آرای صادقی تهرانی استنباط می شود او با اصل ولایت فقیه موافق بوده ولی آن را در قالب «ولایت فقیهان» تعریف می کرده است. در «ویکی شیعه» چنین آمده است: «از دیدگاه او در زمان غیبت امام زمان (عج)، رهبری سیاسی جامعه اسلامی باید زیر نظر شورای فقیهان اعلم و اعدل، بر مبنای قرآن و سنت ثابته باشد. صادقی معتقد است: فقیه دارای سه منصب افتاء، قضاء و رهبری سیاسی است. در افتاء و رهبری سیاسی که هر دو مربوط به تمامی امت است، راهی درست به جز شورای فقیهان درجه اول نیست و در منصب قضاء، این شوراست که خطاهای قضاوت را تقلیل می دهد و قاضی را در موارد خطا از اتهام خودرأیی و جانبداری و خودکامگی به دور می سازد. ما نه از کتاب و نه سنت دلیل قاطع و حتی مظنون بر ولایت مطلقه فقیه به معنی اولویت بر نوامیس مسلمین نداریم» بنگرید به منابع آن در ویکی شیعه.
بر اساس فهرست آثار یاد شده، ظاهرا دو کتاب مستقل در باب اندیشه سیاسی و دینی صادقی تهرانی، تحریر شده است. یکی «حکومت قرآن» است و دیگر «حکومت صالحان یا ولایت فقیهان». از آنجا که این منابع در اختیار نیست نمی توان در باب آرای نویسنده اظهارنظر کرد و به ویژه روشن نیست که کتاب «حکومت صالحان» در چه مقطعی نوشته شده است. با این حال به استناد مطالبی که پیش از نقل شد، روشن می شود که صادقی تهرانی حداقل ولایت فردی فقیه به ویژه از نوع مطلقه اش را مردود می دانسته و آن مدل را با اندیشه قرآنی سازگار نمی یافته است.
اما می دانیم که در قرآن نه امارت نبی اسلام الهی دانسته شده و نه سخنی از حکومت و ولایت صالحان در میان است. البته رهنمودهایی در این زمینه ها وجود دارد که به کار مدل سازی خاص حکومتی نمی آید. از این رو باید دید صادقی تهرانی، که این همه بر اعتبار و حجیت قرآن تکیه دارد، چنین نظریه ای را از کجای قرآن استنباط کرده است؟ به ویژه در قرآن کمترین نشانه ای برای دعوی سالاری طبقه و گروهی به نام «فقیه» و «عالم» و «مجتهد» و «مفتی» وجود ندارد. بیفزایم که اگر کتاب حکومت صالحان در دوران پس از انقلاب نوشته شده باشد، احتمال دارد از کتاب «ولایت فقیه حکومت صالحان» صالحی نجف آبادی الهام گرفته باشد.
نکته قابل ذکر در قلمرو اندیشه سیاسی صادقی تهرانی، اشارتی است به آرای ایشان در باب زنان و به ویژه نقش سیاسی بانوان که مهم است.
او با این که، به رغم اغلب فقیهان معاصر، اجتهاد و فتوا و مرجعیت دینی و قضاوت را برای زنان مجاز می داند؛ ولی رهبری سیاسی را برای زنان جایز نمی شمارد و آن را مختص مردان می داند. اما در باب احراز مقامات دیگر (مانند وزارت و وکالت مجلس) چیزی دانسته نیست و حداقل در منابع مورد استفاده نظر روشنی دیده نمی شود.
در ویکی شیعه آمده است: «. . . و زنان تنها در اجرای قوانین مادون ولایت عامه حق مشارکت دارند». منبع این قول سایت آیت الله خامنه است. اما در ویکی پدیای فارسی، (به نقل از منبع دیگر) این گونه گزارش شده است: «او به ولایت شورای فقیهان اعتقاد داشت. اما شورا از طریق خبرگان برگزیده می شوند و نه از طریق آرای مردم. او عقیده داشت که مردم باید در موضوع اخذ رأی اطلاع و تخصص داشته باشند و گرنه رأی غیر تخصصی حرام شرعی است. او با انتخابات به طور معمول موافق نبود. او عقیده داشت که فرد مشروعیت بخش نیست. ولایت از آن خدا، پیامبر و ائمه شیعه است. علما ولایت کلی ندارند. زیرا علما هم خطا می کنند».
در باب این دو نقل متفاوت می توان گفت، بخش مربوط به ولایت شورایی فقیهان و حرمت شرعی ولایت سیاسی زنان، با منابع دیگر منطبق است ولی دعوی عدم جواز رأی افراد غیر متخصص و در نتیحه حرمت برگزاری انتخابات ادواری معمول، دو نقل قول متعارض است. هرچند تا منابع اصلی دیده نشوند، نمی توان نظر قطعی داشت ولی گزارش حرمت با دیدگاه های کلی و مبنایی کلامی و فقهی صادقی تهرانی سازگارتر می نماید.
واپسین نکته آن است که صادقی تهرانی نظرا و عملا نمی توانسته با نظام جمهوری اسلامی و تحولات آن تا سال ۱۳۹۰ موافق باشد. زیرا از یک سو بسیاری از افکار و اعمال حاکم و جاری در جمهوری اسلامی با مبانی کلامی و فقهی او چندان سازگار نبوده و نیست و از سوی دیگر با فشارها و محدودیت هایی که به دلیل عقاید و ارائه نظریاش تحمل می کرد، طبعا او را از حاکمیت نظام دینی دورتر می کرد. به همین دلیل وی بارها به سیاست ها و رفنارهای حاکمان در مورد خود و دیگران خرده گرفته و انتقاد کرده که در منابع مختلف ذکر شده است. نمونه هایی از این نوع انتقادها را می توان در چند فایل صوتی در پایگاه اطلاع رسانی مرتبط با ایشان دید و شنید. او در یک سخن اعلام می کند «حکومت در دست لاتهاست» و در فایل دیگر از عنوان «منتظران لات و جاهلیت عصر انتظار» استفاده می کند. این نوع افکار طبعا مانع از همکاری و همراهی او با حاکمان جدید می شده است.
جدای از افکار و اعمال حاکمان، چنان که گفته شده او اصولا با پدیده ای تحت عنوان «انقلاب اسلامی» معطوف به قدرت سیاسی چندان موافق نبوده است. در ویکی شیعه آمده است «صادقی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ را صرفا به پدیده ای سیاسی تقلیل می داد و خواهان گسترش ابعاد علمی انقلاب بر محوریت قرآن بود». این سخن بدان معناست که از نظر وی، پیروزی انقلاب در ایران، صرفا و یا عمدتا فرصتی است برای گسترش و تعمیق آموزه های قرآنی و یا فقه قرآنی و نه بیشتر.

فصل پنجم – جمع بندی
آنچه گزارش شد تصویری است از شخصیت و اندیشه و نقشی نویسنده ای بسیار فعال و پرکار و کثیرالتألیف و فقیهی دارای آرای غالبا تازه و متفاوت با فتاوای فقیهان سنتی و شدیدا قرآنگرا و مدعی اجتهاد و فقاهت قرآنی. با این حال برخی از آرای فقهی صادقی تهرانی، عقب مانده و حداقل ناسازگار با سراندیشه های مدرن و متعارض با مقتضیات بوده و هست. به ویژه دیدگاه وی در مورد زنان و یا عدم جواز شرعی انتخابات، از فتاوای فقیهان سنتی و جزم اندیش نیز عقب مانده تر است. برخی فتاوای او شگفت می نماید. گفته اند که پس از سخنان رحیم مشایی (رئیس دفتر احمدی نژاد در مقام رئیس جمهور در باره نوح) صادقی تهرانی فتوا داد که «ابقای رحیم مشایی در هر پستی حرام است». اولا چنین فتوایی از کجای قرآن و یا سنت قطعی استنباط شده است؟ و ثانیا، وفق دیدگاه خود او، هیچ فقیه غیر حکومتی حق مداخله در امور خاص و اجرایی حکومت را ندارد. ثالثا، مگر اشتغال به کار معین توسط فرد مشخص، در قلمرو اجتهاد و شریعت و حالا و حرام شرعی قرار می گیرد؟
شخصیت فکری و فقهی صادقی تهرانی به عنوان نمونه نشان می دهد که هرچند قرآنی اندیشیدن و بر اساس آیات قرآنی اجتهاد کردن و فتوا دادن گام مهمی در جهت پیرایشگری و خرافه زدایی در دین و حتی نوعی نواندیشی مفید شمرده می شود، اما در نهایت ممکن است به نوعی دیگر از ارتجاع و جزم اندیشی عقب مانده منتهی شود. از این شعار بازگشت به قرآن آری اما بشرطها و شروطها. معضل اصلی جزم اندیشی و متن محوری و اسارت تاریخی الفاظ است.

منابع
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی
ویکی شیعه
ویکی پدیای فارسی (دانشنامه آزاد)
جریانهای دینی – سیاسی ایران رسول جعفریان

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.