نماز و نشاط؟!؛ هنری از بی هنری های مقامات جمهوری اسلامی

بدست • 18 دسامبر 2019 • دسته: مقالات

اخیرا کسی از من پرسید معنای این جمله آقای خامنه ای که در پیامی به بیست و هشتمین گردهمآیی سراسری نماز در گرگان توصیه کرده است با برگزاری نماز جامعه را با نشاط کنید، چیست؟ پاسخی که به آن دوست داده ام را با اندکی توضیح بیشتر در اینجا می آورم.
یکی از هنرها و در واقع یکی از بی هنری های مقامات جمهوری اسلامی از آغاز تا کنون این بوده که کلمات و اصطلاحات را از معنا تهی کرده و حتی با عمل مسخ و نسخ واژه ها را وارونه کرده و در نتیجه تبدیل به ضد خود کنند. انقلاب، جمهوری، آزادی، عدالت، امنیت، استقلال، دموکراسی، حقوق، حقوق بشر، علم، دانشگاه، ملت و ملیت و حتی دین اسلام و ولایت و امامت و . . . و . . . همه قربانیان مظلوم چنین مسخی هستند. این نوع مسخ را نمی توان به معنای علمی کلمه «مهمل» نامید.
یکی از آخرین مسخ ها همان دعوی با نشاط کردن جامعه از طریق نماز است. از پیش هم اصطلاحاتی چون «نماز وحدت» و یا «روزه سیاسی» در ادبیات دینی – سیاسی حاکمان اعم از اصول گرا و اصلاح طلب باب شده و رواج یافته است.
واقعا نماز وحدت چگونه نمازی است؟ روزه سیاسی چگونه روزه ای است؟ البته مراد جاعلان این عناوین روشن ست ولی صورت مسئله آن است که در چهارچوب قواعد فقهی و دینی نمازی به عنوان نماز وحدت نداریم و روزه ای به نام روزه سیاسی نداشته و نمی توانیم داشته باشیم. نماز و روزه با همان فلسفه و قواعد و شرایط و شروطی است که در قرآن و فقه گفته شده و توقیفی اند و البته در صورت جمع شرایط می توانند وحدت بخش هم باشند و یا نتایج سیاسی مثبت هم داشته باشند. بگذریم که این کارکردها در این چهل سال، مصداق کوسه و ریش پهن است و از قضا نه نمازهای جمعه و جماعت وحدت بخش اند و نه روزه های رمضان چندان با فلسفه تشریعی و تأسیسی شان سازگارند و بلکه غالبا در تناقض با آنها عمل می کنند.
برهمین قیاس، می توان پرسید که: اولا نماز چه ربط نظری و عملی با مفهوم و مصداق نشاط در جامعه و جوانان دارد؟ چگونه می توان این دو موضوع کاملا بی ربط را به هم ربط داد؟ فقط در جمهوری اسلامی چنین معجزه ای کرد! ثانیا آیا در عالم واقع نمازخوانان لزوما افراد با نشاط اند؟ بله، ممکن است در شرایطی عبادت و نماز و روزه در سلوک دینی دینداران صادق و آگاه ایجاد شادابی و نشاط کند ولی در عالم واقع و به طور علی الاغلبی نه تنها چنین نبوده و نیست بلکه عملا برعکس است. شریعتمداران معمول و سنتی عموما مرگ اندیش، دلمرده، عبوس و «پشمینه پوش تندخو» هستند.
از اینها گذشته، در جمهوری اسلامی نه تنها نشاط تشویق نمی شود بلکه عوامل و زمینه های معمول و طبیعی شادی و نشاط به طور رسمی و غیر رسمی از مردم و بیشتر از کودکان و جوانان دریغ شده است. از باب مثال، چگونه نوجوانانی که در مدارس نماز جماعت را با انواع فشار و اجبار برگزار می کنند، می توانند از نماز لذت ببرند و در نتیجه با نشاط شوند؟ احساس رضایت و لذت از مقومات ضروری نشاط جسم و جان است. از دخترانی که با پوشش اجباری به مدرسه می روند و آن هم تحت عنوان دینداری و رعایت احکام شرعی و قانونی، چگونه می توان انتظار داشت که به دین و حجاب و نماز علاقه مند بشوند و دارای نشاط باشند؟ حداقل چیزی که می توان گفت این است که در عالم جبر و اجبار کمترین نشاطی در جان و روان آدمی پدید نخواهد آمد.
دوشنبه ۲۵ آذر ۹۸

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.