شخصیت و آموزه های سید جمال الدین اسدآبادی

بدست • ۵ بهمن ۱۳۹۷ • دسته: مقالات

مروری بر تاریخ اصلاح دینی در ایران معاصر – بخش نخست

سید جمال ­الدین اسدآبادی – قسمت اول

 

درآمد

مروری بر جریان اصلاح دینی معاصر ایران را با سید جمال­الدین اسدآبادی آغاز می کنیم. زیرا زندگی و افکار و آموزه ها و کارنامه سیاسی و اجتماعی او از سه جهت اهمیت دارد. اولا، سید به گفته تمام پژوهشگران  تاریخ اصلاح و مصلحان دینی آغاز تمام جریان های متنوع و مختلف جنبش های اسلامی صد و پنجاه سال اخیر در جهان اسلام است. ثانیا، جایگاه و نقش سید در تاریخ دینی و سیاسی تحول خواهانه ایران معاصر بسیار مهم است و قولی است که جملگی برآنند. هرچند می توان گفت شهرت و اثرگذاری سید فراتر از دین و دیانت به معنای متعارف آن است. ثالثا، سید جمال به طور اخص پدر معنوی نواندیشی دینی و یا همان اصلاح فکری دینی در ایران معاصر شمرده می شود. با توجه به این ملاحظات است که نخستین بخش را به زندگی و افکار او اختصاص می دهیم. به دلیل طولانی بودن مبحث و این نوشتار، موضوع سید در دو قسمت ارائه می شود.

از آنجا که از یک سو نقش آغازگر مهم است و افکار و اندیشه های مصلحان بعدی در ایران (و جهان اسلام) مستقیم و غیر مستقیم تحت تأثیر شخصیت و اندیشه های سید جمال است و از سوی دیگر موضوعات مهم و قابل توجه در آموزه های وی گسترده است، ناگزیر مبحث مربوط به سید طولانی تر از حد انتظار خواهد بود. مطالب ارائه شده در این دو قسمت در سه جلسه و طی سه گفتار ارائه شده است.

سر فصل های این گفتارها ذیل این عناوین خواهد بود:

فصل اول: معرفی چند منبع در شناخت سید جمال

فصل دوم: زندگی نامه و فهرست آثار

فصل سوم: بررسی چند اتهام

فصل چهارم: سید جمال الدین سلسله جنبان جنبش های اسلامی معاصر

فصل پنجم: آموزه های سید در دو بُعد فکری و سیاسی

فصل اول: معرفی چند منبع در شناخت سید

در باره زندگی، شخصیت، افکار و آموزه های سید جمال از همان آغاز تا کنون مقالات و کتابها و گزارش های فراوانی نوشته شده و با مقداری تلاش و تحقیق اغلب آنها قابل دسترسی اند. به ویژه اکنون که اینترنت در اختیار است و با جستجو در این شبکه جهانی و سهل الوصول، می توان به بخش قابل توجهی از این منابع و آثار دست یافت. احتمالا بیشترین منابع به پارسی و بعد عربی است ولی در زبانهای اروپایی (از جمله انگلیسی) نیز در این باره منابع مهمی وجود دارد.

این منابع سه  گونه اند: نوشته ها و آثار قلمی و گفتاری خود سید، کتابها و مقالات دیگران در باره او و نیز در مقالات و کتاب هایی که در باره شخصیت های سیاسی و فکری روزگار او در جهان عرب و ایران نوشته شده در مورد سید نیز مطالب قابل توجهی آمده، و نیز در بررسی تاریخ تحولات دینی و فکری و سیاسی صد و پنجاه سال اخیر ایران و جهان عرب و اسلام به وفور در باره سید و فعالیت ها و افکار او سخن رفته است.

در زبانهای اروپایی تا آنجا که من به یاد می آورم دو محقق در باره سید جمال الدین پژوهشگرانه آثاری پدید آورده اند: نیکی. کِدی و نیز حامد الگار در آمریکا. کدی در این مورد صاحب نظر است و برخی از نویسندگان آمریکایی و اروپایی تحت تأثیر او هستند. وی البته نظر منتقدانه ای در باره سید دارد. الگار، که مسلمان شده و گرایش صوفیانه دارد، نیز کم و بیش تحت تأثیر کدی است. نمی دانم الگار اثر جداگانه ای در باره سید دارد یا نه ولی او کتابی در ملکم خان (ناظم الدوله) دارد و در آنجا به تفصیل در باره سید هم سخن گفته است. این کتاب در اواسط دهه شصت به پارسی ترجمه و به وسیله شرکت سهامی انتشار منتشر شده است. در مقاله اسلام فرنگی و ترجمه آن به وسیله سید محمدمهدی جعفری تحت عنوان «نهضت بیدارگری در جهان اسلام» (که قبلا از آن یاد شد) نیز بحث مفصلی در باره سید آمده است. اصولا در تمام مقالات و یا نوشته هایی با عنوان «اصلاح دینی» و مشابه آن در دایره المعارف ها و یا کتاب ها در باره سید مطالب قابل توجهی بازتاب یافته است.

گفتنی است که در زمان انتشار کتاب ملکم خان من دبیر هیئت تحریریه شرکت انتشار بودم. از آنجا که دوستان هیئت تحریریه به ریاست مرحوم مهندس سحابی با دیدگاه الگار موافق نبودند، تصویب کردند که نقدی به وسیله من بر کتاب نوشته شود و من نیز آن را عملی کردم. در زمانی که کتاب برای چاپ آماده می شد، الگار به ایران آمد. آقای عنایت اتحاد یکی از اعضای هیئت تحریریه انتشار الگار را به منزل خود دعوت کرد. ضیافت شامی بود. من و سحابی نیز رفتیم. در آنجا ماجرای نقدنوشته من بر آرای وی در باره سید جمال مطرح شد و اعلام کردیم که قرار است نقد همراه کتاب منتشر شود. الگار در تأیید و یا رد نقدهای من چیزی نگفت ولی با انتشار آن همراه کتاب خود مخالفت کرد. ما هم پذیرفتیم و این نقد بعدها به شکل دیگری منتشر شد.

در جهان عرب و اسلام آثار زیادی در باره سید عرضه شده چه به صورت مستقل و چه به صورت ضمنی در متن پژوهش های دیگر. شاید یکی از مهم ترین این آثار کتاب «زعماء الاصلاح فی العصرالحدیث» اثر احمد امین مصری است. البته این کتاب در باره ده تن از کسانی است که در قلمرو اندیشه و عمل در شمار مصلحان مسلمان شناخته شده اند، که یکی از آنان سید جمال الدین است. مقاله مربوط به سید مفصل ترین است. این نوشتار هم دارای اطلاعات دست اول در باره سید است و هم ادیبانه نگاشته شده و از این رو خواندنی و جذاب است. اطلاعات دست اول هم مربوط می شود به حدود هشت سال اقامت سید در مصر. سید کمتر در جایی می ماند ولی به هر دلیل او حدود هشت سال در قاهره زیست. احمد امین که خود مصری است و سید را به خوبی می شناسد، اطلاعات مفیدی در این باب عرضه کرده است. کتاب زعماء الاصلاح به وسیله من ترجمه و در سال ۱۳۷۳ به وسیله علمی فرهنگی در تهران منتشر شده است.

نویسنده مصری دیگر نام محمد عمّاره است که کتابی دارد به نام «مسلمون ثوّار» (مسلمانان انقلابی). در این کتاب نیز بخشی به سید جمال اختصاص یافته است.

کتاب مهم دیگر زندگی نامه سید به وسیله خواهر زاده او لطف الله صافی جمالی است. عنوان دقیق آن را الان به یاد نمی آورم.

از آثار قدیمی تر کتاب «سید جمال الدین اسدآبادی و اندیشه های او» به قلم مرتضی مدرسی چهاردهی است.

کتاب «سید جمال الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین» اثر سید محمد محیط طباطبای نیز مهم است. از آنجا که محیط طباطبایی تاریخ نگار است و در این رشته صاحب نام و معتبر، این اثر از جایگاه علمی مهمی برخوردار است.

سید غلامرضا سعیدی (نویسنده و مترجم نام آشنای معاصر) نیز نوشته ها و مقالات زیادی (تألیف و ترجمه) در باره سید دارد.

از نویسندگان پرتلاش در این عرصه سید هادی خسروشاهی است. او که از شیفتگان سید است، هم مقالاتی در این زمین دارد و هم در طول حدود شصت سال در انتشار آثار سید و یا درباره سید نقش فعالی در ایران داشته است.

از منابع مهم کتاب صدر واثقی است تحت عنوان «سید جمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی» که در دهه چهل منتشر شده است.

از کسانی که در معرفی سید جمال در ایران سهم بزرگی دارد دکتر علی شریعتی است. هرچند او کتابی و مقاله ای در این باره ندارد ولی در جاهای مختلف در گفتارها و نوشتارهایش به سید و افکار و نقش او در بیداری مسلمانان پرداخته است. از آنجا که در دهه چهل و بیشتر پنجاه گفتارها و نوشتارهای شریعتی بسیار پر مخاطب بوده و برد گسترده ای در اقشار جوان و کتاب خوان ایران داشت، سید جمال از این طریق به خوبی شناخته و معرفی شد.

بالاخره کتاب «درای قافله – هفت مقاله در آثار و افکار سید جمال الدین اسدآبادی-» به قلم من است که در سال  ۱۳۷۶ در تهران به وسیله انتشارات «چاپخش» منتشر شده است. در این مجموعه همان مقالات نقدی بر الگار و نیز ترجمه مقاله احمد امین بازنشر شده اند. در مقالات این محموعه از مقاله محمد عماره بسیار استفاده شده است.

فصل دوم: زندگی نامه و فهرست آثار

در اینجا گذری بسیار فشرده بر تاریخ زندگی سید خواهیم داشت. بگویم که من فعلا هیچ منبع مکتوب (کتاب و مقاله) در باره سید جمال دراختیار ندارم؛ آنچه می گویم یا در جستجوهای الکترونیکی به دست آورده ام و یا محفوظات و معلومات دیرین است و به هرحال مسئولیت گفته هایم با من است.

سید در سال ۱۲۵۴ هجری قمری (آبان ۱۲۱۷ شمسی) در اسدآباد همدان زاده شد (هرچند عده ای او را افغانستانی می دانند که به زودی در باره آن صحبت خواهیم کرد). آغاز تحصیلاتش در همدان بود. بعد به قزوین آمد و سپس به تهران رفت و سرانجام برای تحصیل عالی معمول آن روزگار به نجف رفت. لطف الله جمالی خواهر زاده سید شرح حال او و تبار و خانواده اش را در اسدآباد همدان نوشته است. چهار سال در درس مجتهد بزرگ و نامدار شیعی شیخ مرتضی انصاری شرکت کرد. پس از آن برای سفر به هندوستان به ایران بازگشت و آنگاه به هند رفت. این نخستین سفر او در خارج از مرزهای ایران و عراق بود. سید مدتی در هند ماندگار سد. این سفر در زندگی و سیر و صیرورت افکار و شخصیتش اثری مهم نهاد. زیست در هندوستان سید را با دنیای جدید آشنا کرد. در آن زمان شبه قاره هندوستان مستعمره بریتانیا بود. در این قاره سید با زندگی و مشکلات مسلمانان تحت سلطه استعمار آشنایی یافت. در مجموع هم آشنایی با دولت استعماری بریتانیا و در کنار آن اطلاع نسبی از فرهنگ و علوم و فنون غربی و نیز اطلاع از مسلمانان هندوستان زندگی و شخصیت سید جمال را دچار تحول کرد. این اقامت سرآغاز سفرهای بی پایان و مداوم سید به اقطار مختلف  جهان و از جمله چند بار به هند سفر کرد.

در یک سفر به هند «مجله شفیق» را به دو زبان اردو و پارسی منتشر کرد.

خلاق ترین و اثرگذارترین سفر سید سفر به مصر و اقامت هشت ساله در این کشور بوده است. چنان که گفته شد احمدامین در کتاب خود (زعماء الاصلاح) در این باب به تفصیل گزارش کرده است. در یک جمع بندی می توان گفت سید در این دوران چند کار مهم انجام داد:

تدریس فلسفه در الازهر (تا آن زمان گویا درس فلسفه در الازهر سنت نبوده است).

تشکیل جلسات فکری و علمی با اهل نظر (عالمان و روشنفکران مصری).

حضور شبانه در یک قهوه خانه در قاهره و گفتگو با خواص و عام. احمد امین می گوید سید در آن قهوه خانه حضور می یافت. دور او را انبوهی از علاقه مندان از جوانان و داشجویان و روزنامه نگاران می گرفتند و با او به بحث و گفتگو می پرداختند. در میان آنان از هر فرقه و مذهب و گرایشی یافت می شد. سید اصولا سخنور قهاری بود. سخانش جذاب بود و سحرکننده. افراد را به شدت تحت تأثیر قرار می داد. او تا صبح سیگار می کشید و سخن می گفت. صبح هم پول چای اش را می داد و می رفت.

مورخان نوشته اند که در این دوران نسلی از روزنامه نگاران آزاد و خلاق تربیت شده و بعدها نقشی ماندگار در مطبوعات مصر بر جای نهادند. کسانی مانند ادیب اسحاق و یا یعقوب صنّوع یهودی. گفته اند سید جمال ادبیات مصر را متحول کرد. نثر پر تکلف سنتی و درباری و اشرافی به نثری ساده و مردمی متحول شد. درست همان گونه که در ایران پیش از مشروطه و پس از آن روی داد. البته تحول ادبی در ایران کمتر از سید جمال اثر پذیرفته است. زیرا که او مستمرا در ایران حضور نداشت.

کار دیگر سید در مصر تأسیس «حزب الوطنی» بود. این حزب سیاسی ملی گرا منشاء تحرکات زیادی بر علیه استعمار انگلیس شد. به سرعت از نفوذ سیاسی و بازرگانی و بریتانیا و نیز از قلمرو نفوذ و اثرگذاری مسیونرهای تبشیری در مصر کاست. در روزگار استیلای استعمار غربی، تبشیرهای مذهبی غالبا یکی از ابزارهای نفوذ سلطه گری های استعماری شمرده می شد.

از اقدامات دیگر سید جمال در قاهره، عضویت در «لژ کوکب شرق» شرق بود که یک محفل ماسونی بود. بعدا در این باره مستقلا سخن خواهیم گفت.

مجموعه فعالیت های سید در حدی تأثیرگذار بود که در نهایت با اعمال فشار انگلیسی ها، توفیق پاشا فرمان داد تا سید به کانال سوئز برود و از آنجا عازم ایران شود (شاید همین موضوع یکی از نشانه های ایرانی بودن سید جمال الدین باشد). اما سید از آنجا به هندوستان رفت. پس از خروج وی، جنبش استقلال طلبی مصریان به رهبری سعد زُغلول پاشا رخ داد که البته سرکوب شد. گفتنی است که در آن روزگاران مصر عملا مستعمره بود و انگلیسی های در عمل فرمانروای مصر بودند.

در هند سید با افکار سید احمدخان آشنا شد. دریافت که احمدخان دیدگاههای شدید علم گرایانه نسبت به دین و آموزه های اسلامی و قرآنی دارد. این رویکرد به شدت مورد اعتراض سید قرار گرفت. کتاب «رد نیچریه یا دهریگری» را در رد و نقد افکار احمدخان نوشت. نیز مقاله ای با عنوان «تفسیر مفسر» در نقد افکار احمدخان نگاشت. لازم است بگویم که در مجموع رویکرد این دو شخصیت به دین و علم چندان فرق نداشت و حداقل بدان شدت نبود که احمدخان متهم به دهریگری یا تلویحا الحاد شود. قابل تأمل این که خود سید هم بعدتر در استانبول به دلیل ارائه مطالبی مشابه به ارتداد متهم شد. به نظر می رسد دلیل اصلی مخالفت همان گرایش و حتی همکاری احمدخان با انگلیسی ها بوده و نه صرفا مسائل اعتقادی و اختلاف فکری و تفسیری.

سید پس از مدتی از هند به فرانسه رفت. در آنجا محمد عبده (طلبه جوانی که در مصر مرید سید شده بود) به استادش پیوست. عبده در پی شورش مصر اخراج شده بود. در پاریس نشریه «العروه الوثقی» را به زبان عربی منتشر کردند. املا از سید بود و انشا از عبده. ظاهرا دلیل آن بوده که عبده عرب و عربی دان و ادیب بوده و سید در هرحال عرب و عربی دان در حد عبده نبوده است.

سید در این میان سفرهای مختلف به جاهای مختلف از جمله استانبول و روسیه کرده و در هرجا فعالیت هایی انجام داد.

آخرین سفر سید به ایران در سال ۱۳۰۹ قمری رخ داد. پیش از آن سید در اروپا (مونیخ آلمان) با ناصرالدین شاه دیداری داشته است. در این دیدار سید برای تغییر و بهبود اوضاع ایران به پادشاه پیشنهادهایی داده بود. شاه نیز (که در این زمان پس از چند سفر به فرنگ تا حدودی متمایل به اصلاحات شده بود) استقبال کرد و از او خواست که به تهران بیاید و به او کمک کند. ورود سید به تهران به گرمی پذیرفته شد. شاه و رجال سیاسی و حکومتی از سید استقبال کردند. سید در این زمان در اوج شهرت و محبوبیت بود.

در یک دیدار سید به پادشاه گفت برای هر نوع پیشرفت و ایجاد تغییر نیاز به قانون است. قانون خواهی در آن دوران و بعدها بیشتر مورد توجه رجال اصلاح طلب ایران بود. میرزا ملکم خان (دوست سید جمال) نشریه «قانون» را منتشر می کرد. اولین شماره آن در اول رجب سال ۱۳۰۷ قمری در لندن منتشر شده و اکنون ۴۱ شماره آن در دست است. البته به گفته خود ملکم حدود پنجاه شماره انتشار یافته است. مستشارالدوله کتاب «یک کلمه» را منتشر کرده بود که مراد کلمه قانون بود. این کتاب بار اول در سال ۱۲۸۷ چاپ شده و چاپ بعدی در سال ۱۳۰۵ و بعدا بارها تجدید چاپ شده است. شاه به سید گفت پیشنهادهای خود را مکتوب کند و به او عرضه نماید. سید نیز متنی تهیه کرد و به عرض شاه رساند. اما شاه از رؤیت این متن به شدت برآشفت. دلیل این آشفتگی و اعتراض نیز آن بود که در متن پیشنهادی وظایف پادشاه محدود به اموری خاص و در عمل محدود شده بود. هرچند این البته به مقتضای قانون مندی به معنای جدید بود ولی شاه خودکامه نمی توانست چنین چیزی را قبول و حتی تصور کند. متن پیشنهادی سید را (که ظاهرا متن آن موجود نیست) نخستین قانون اساسی ایران دانسته اند.

در هرحال این ماجرا منشاء اختلافات عمیق بین پادشاه و سید جمال شد. به ویژه که این بار سید نیز، برخلاف انتظار، کوتاه نیامد و به شدت از مواضع خود دفاع کرد. سرانجام سید مورد غضب شاه قرار گرفت و رابطه آن دو تیره و بعد قطع شد. اما سید که در این زمان مهمان حاج امین الضرب (بازرگان مشهور و اثرگذار تهران) بود، خانه میزبان را تبدیل کرد به محل دیدارها و گفتگوهای سیاسی  و مرتب تویحانه خود را متوجه دربار و شخص پادشاه می کرد. سخنان آتشین و اثرگذار سید در کنار سخنوری های وی، موجب شعله ورتر شدن دامنه اختلافات می شد.

در نهایت سید احساس خطر کرد و احتمال برخورد با او در میان آمد. از این رو وی به حضرت عبدالعظیم در شهر ری متحصن شد. تحصن در مکانهای مقدس مذهبی، سنتی دیرینه در ایران بود. چنان که بعدها علمای مشروطه خواه نیز دو بار به عبدالعظم پناه برده و متحصن شدند و در نهایت استبداد را وادار به عقب نشینی کرده و فرمان مشروطیت را از مظفرالدین شاه گرفتند.

این روند بر اختلافت افزود. سرانجام به فرمان شاه سید را به زور از بست عبدالعظیم خارج و سوار استری کرده و او را تحت الحفظ  تا مرز خانقین (عراق کنونی) بردند.

سید در آنجا نخستین اقدامی که انجام داد نامه نگاری به میرزای شیرازی مجتهد و عالم پر نفوذ شیعی در سامرا بود. در آن زمان ماجرای تنباکو به شدت مطرح شده بود. مدتی قبل امتیاز انحصاری توتون و تنباکوی ایران به یک کمپانی انگلیسی واگذار شده بود. این رخداد به تدریج موجب ناخرسندی و اعتراض شماری از بازرگانان و واسطگان این تجارت پر سود شد و در نهایت تبدیل به یک جنبش اعتراضی گسترده شد. تاجران، که همواره از ابزارهای دینی و روحانی برای مقاصد اقتصادی و گاه سیاسی خود سود می جستند، این بار نیز به عالمان دینی در ایران و عراق متوسل شدند تا از این طریق شاه را به عقب نشینی وادارند و آب رفته را به جوی بازگردانند. در نهایت نیز موفق شدند میرزای شیرازی و در پی آن اغلب عالمان دینی را به تحریم استعمال توتون و تنباکو وادار کنند و شاه را به فسخ قرارداد وادارند (هرچند این پیروزی در نهایت چندان به سود ایران نبود). فتوای تحریم تنباکو به وسیله میرزای شیرازی به قدر کافی شهرت دارد. سید نامه ای پر شور به میرزاحسن شیرازی نوشت و در آن به شدت از شاه ایران انتقاد کرد و از او خواست از این فرصت استفاده کرده شاه ظالم را تکفیر و مسلمانان را از ستم و تعدی او نجات دهند. البته ظاهرا میرزا هرگز به نامه سید واکنش نشان نداد و حداقل پاسخی داده نشد.

سید از عراق به لندن رفت و در آنجا مدتی نشریه عربی زبان «ضیاءالخافقین» را منتشر کرد (نور شرق یا نور ناامیدان).

سرانجام سید به استانبول رسید و مهمان سلطان عثمانی شد. سلطان عبدالحمید از او به گرمی استقبال کرد. بی تردید او می خواست از نفوذ و اعتبار سید به سود اهداف خود بهره بگیرد. از جمله سید ایرانی را بر ضد رقیب دیرینه خود یعنی شاه ایران به کار بگیرد. از قضا سید نیز همین گونه بود یعنی او هم می خواست از رقابت و دشمنی دو رقیب به سود اهداف خود بهره ببرد. از این رو سید در استانبول دو هدف مشخص را پی گرفت. از یک سو مبارزات سیاسی و رادیکالش علیه شاه ایران را پی گرفت و از سوی دیگر در نظر داشت که ایده قدیمی «اتحاد اسلام» خود را حول محور سلطان عثمانی و با حمایت او محقق کند.

در این اوان شماری از آزادیخواهان ایرانی در استانبول جمع شده بودند. از آنجا که در آن زمان هر نوع فعالیت آزادیخواهانه بر ضد استبداد سلطنتی در داخل کشور پر هزینه و تا حدودی ناممکن بود، ناگزیر فعالیت های مختلف (مانند انتشار روزنامه ها در خارج و انتقال به داخل و یا دیدارها و گفتگوها) در خارج از کشور (از جمله در هند و روسیه و بیشتر در عثمانی) در جریان بود. وقتی سید به استانبول آمد، افراد زیادی حول او جمع شدند. سید نیز توپخانه اش را بر ضد ناصرالدین شاه فعال کرد. چهار تن از یاران سید در این دوره نامبردار شده اند: میرزا رضا کرمانی، خبیرالملک، میرزاآقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی. شهرت این چهار تن نیز بدان دلیل است که میرزا رضا بعدتر به ایران آمد و شاه ایران را کشت و سه تن دیگر نیز به دلیل اعمال فشارهای دربار ایران به ایران تحویل داده شده و به دست محمدعلیشاه ولیعهد و مستقر در تبریز به شکل فجیعی به قتل آمدند. البته میرزاآقاخان کرمانی از نویسندگان صاحب نام آن دوره هم هست و دارای آثار مهمی است. داستان میرزارضای کرمانی نیز شهره است. بازجویی ها او از اسناد مهم این دوره است.

در اینجا نکته قابل ذکر این است که آیا میرزا رضا از سوی سید برای کشتن شاه ایران مأموریت داشته است؟ پاسخ دقیق این پرسش از نظر تاریخ نگاران روشن نیست اما ظاهرا دو نکته روشن است. یکی این که انتقادهای تند و پر شور سید در میرزا رضا بی تأثیر نبوده و دوم این که سید از اقدام او خرسند بوده و اظهار خوشحالی کرده است. نوشته اند وقتی سید جنازه میرزا را بر بالای دار دید این بیت را برخواند: «عِلّو فی الحیات و فی الممات / لحق انت احدی المعجزات» (در زندگی و در مرگ بالایی [بزرگواری] / حقیقتا تو یکی از معجزاتی). برخی با باور به این که سید فرمان ترور شاه را داده بود، او را مورد انتقاد قرار داده اند.

سرانجام سید در سال ۱۳۱۴ (۱۲۷۵ خورشیدی) در استانبول درگذشت. علت مرگ را ابتلا به بیماری سرطان فک اعلام کرده اند. در عین حال شهرت دارد که به فرمان سلطان عثمانی و البته به خواست دولت ایران سید را مسموم کرده و کشته اند. پس از قتل ناصرالدین شاه، فضا برای سید به شدت نامساعد شده بود. سلطان عثمانی نیز در تنگنا قرار داشت. گفته اند رو بروز بر محدودیت های سید افزوده می شد. سلطان عثمانی، نه می توانست سید را آزاد بگذارد (به ویژه خود او نیز از او دل خوشی نداشت) و نه در شرایط به گونه ای بود که شخصیتی چون سید جمال را رسما تحویل ایران دهد.

پیکر سید در استانبول دفن شد. اما بعدها در سال ۱۳۱۱ خورشیدی با درخواست دولت افغانستان کالبد او به این کشور منتقل شد و در دانشگاه کابل مدفون گردید. محمدظاهر شاه آرامگاهی با شکوه بر مزار سید بنا نهاد. روشن است دلیل این اقدام نیز شهرت افغانستانی بودن سید است.

اما آثار سید جمال:

آثار سید و یا به نام او بسیار است و چنان که گفته شد، این آثار از منابع دست اول برای شناخت سید جمال اند. اغلب آثار منسوب به سید سخنرانی ها و یا املاهای اوست که عبده و یا دیگران به عربی و یا اردو نوشته اند. شماری نیز به قلم خود اوست. بسیاری از این آثار از همان زمان تا بعد به صورت رساله و کتاب و مقاله جداگانه و غالبا بارها چاپ و منتشر شده اند. اما سالها پیش به مناسبت صدمین سال درگذشت سید (۱۳۷۵) کنگره ای در تهران تشکیل شد و به این مناسبت مجموعه آثار سید و نیز اسناد مربوط به او بازنشر شده اند. اغلب این مجموعه شامل شماری از آثار سید هستند. این مجموعه عبارت اند:

رسائل فی الفلسفه والعرفان ( شش رساله – عمدتا به وسیله سید تحریر شده اند-).

نامه ها و اسناد سیاسی – تاریخی (پنجاه نامه و سند تاریخی به زبانهای فارسی، عربی و ترکی).

مجموعه رسائل و مقالات (شامل سی رساله و مقاله – بخشی نگارش سید است و بخشی نیز تقریر دیدگاههای اوست به قلم دیگران).

الرسائل والمقالات (شامل بیست و دو مقاله و رساله به زبان عربی).

تاریخ ایران و افغان (تألیف سید). البته در جایی از کتاب «تتمه البیان فی تاریخ الافغان» یاد شده که نمی دانم همان کتاب است و یا اثری جداگانه است. تاریخ ایران و افغان فارسی است و دومی نامش عربی است ولی احتمال دارد دومی ترجمه متن پارسی به عربی باشد.

به گمانم مهم ترین آثار سید از منظر افکار و آموزه های سیاسی، همان عروه الوثقی است و از منظر نواندیشی دینی کتاب «مقالات جمالیه» و نیز تا حدودی «رد نیچریه». این سه اثر در این مجموعه ها بازنشر شده اند.

سید زبان فارسی و عربی و اردو می دانست و با زبان فرانسه نیز کمی آشنا بود.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.