پاسخ هایی برای اندیشیدن ۹۱- شرحی در باره بررسی ماجرای یهودیان بنی قریظه

بدست • ۲۸ مرداد ۱۳۹۵ • دسته: پاسخهائى براى انديشيدن

شاره: دو متن زیر پرسشی است به قلم آقای سپهر نیلوفری در کامنتش بر مقاله اینجانب در باره یهودیان بنی قریظه در سایت زیتون و پاسخ من در همانجا که اکنون در اینجا بازنشر می شود.
پرسش:
آقای حسن یوسفی اشکوری؛ من یک عذر خواهی به شما بدهکارم و؛ از این که به سبب گذشت چندین سال از آن نوشته هایی را که خوانده بودم ؛شما را با اقای محسن کدیور ؛و ماجرای منقل و. وافور زندان و کتاب ؛و نیز این که شمارا برادر همسر آقای مهاجرانی ؛ اشتباه گرفتم پوزش می خواهم؛با این حال پاسخ همان پرسش را از شما چشم انتظارم؛که شما شمار گردن زده شده های مردان بنی قریظه را ۱۰ نفر قبول کرده اید؛ تکلیف بقیه مردان آن طایف را که هر چند نفر از دیدگاه شما بوده اند را به جد به عنوان این که محقق هستید خواستارم ؛ این که بقیه ۶۴۰ نفر و ۴۴۰ ویا هر تعدادی که جمعیت مردان آن طایفه را تشکیل میداد که ۱۰ نفر از آنها به قتل رسیدند؛ به قبول شما وادعای شما ؛سر نوشت بقیه چه شده بیان فرمایید؛درضمن کل نوشته ی شمارا کپی کرده ونگهداری کرده ام ؛ ومی افزایم که شما در توجیه دستور پیامبر در مورد کشتار آن طایفه به شرع و قوانین خود یهود اشاره کرده اید؛ و بدین سان دستورپیامبر را برای کشتار یهودیان برهانی قاطع شمرده اید ؛ پرسش دیگر من این است ؛که آیا پیامبر ما مبعوث شده بود؛ که شرع وقوانین اسلام با آفریده گان خدا را بکار بنسته ورفتار کند ؟ویا شارع شرع موسا”موسی” بوده؛ و با خلایق با شرع وقوانین ادیان دیگر که با بعثت ایشان در حقیقت لغو شده ؛ از سوی آسمان بودند؛ وفلسفه ی بعثت ایشان هم بر اسا س شرع اسلام ورفتارها وبر خوردهای اسلامی بنا نهاده شده بود نه مجری شرع وقوانین؛ ییهوه ویهود وموسا؟”شماها موسی بنویسد”منتظر جواب هستم

پاسخ:
با سلام و سپاس.
اول بگویم که از اشارات آغازین جناب سپهر در باب آقایان کدیور و مهاجرانی و باقی ماجرا چیزی دستگیرم نشد. ولی به هرحال کسی را با کسی عوضی گرفتن که پوزش خواهی ندارد. بگذریم که مهم نیست. هرچه باشد، رضایت حاصل است.
اما در باب پرسش اصلی شما. نمی دانم نظر شما در باره استدلالهای ارائه شده در مقاله چیست ولی اگر کشتار مردان بنی قریظه به شکلی که گزارش شده نادرست باشد (که به گمانم چنین است)، این بدان معناست که داستان سعدبن معاذ و داوری او به کلی نادرست بوده است، در این صورت، پاسخ روشن است: جز چند نفر کسی مجازات نشده تا بپرسیم که تکایف بقیه مردان چه شده است. ظاهرا چنین تصور شده که سعدبن معاذ حکم به قتل هفتصد تن داده ولی در عمل چند نفری (احتمالا ده نفر) مجازات شده اند و حال آن که به نظر من کل داستان بی اعتبار است یعنی چنان چیزی اصلا رخ نداده است. ظاهرا شما صورت مسئله را درست دریافت نکرده اید. اما جدای از آن، این که با یهودیان بنی قریظه چه معامله ای شده، در منابع چیزی دانسته نیست. احتمال دارد با آنان مانند بنی نضیر عمل شده باشد (تبعید) و یا مانند یهودیان خیبر (که بعدها رخ داد) تسخیر قلعه و نوعی معامله و توافق. در هرحال چیزی روشن نیست.
اما در باره اجرای قانون تورات. پیامبر اسلام در مقام قانونگذار و مجری قانون، در مرحله نخست تابع سنت های عربان حجاز بود و امروز روشن است که بخش مهمی از قوانین جزایی اسلام عینا و یا با اصلاحاتی برگرفته از تورات و سنت یهودی است و این به قلمرو امارت محمد مربوط می شود و نه به قلمرو نبوتش (در گذشته در باب تفاوت نبوت و حکومت سخن گفته ام). از آن گذشته، پیامبر بر اساس میثاق مدینه، در امور مذهبی و داخلی یهود و دیگران دخالت نمی کرد اما گاه که یهودیان برای قضاوت پیش پیامبر می آمدند، او وفق مقررات تورات و مانند آن داوری می کرد. با این حال، من به حدس گفته ام که ممکن است به استناد تورات چنین حکمی صادر شده باشد چرا که تقریبا چنان حکمی خشن با آیات نقل شده در تورات منطبق است. البته اگر کل داستان را مردود بدانیم، دیگر جایی برای چنین پرسشی باقی نمی ماند.
با سپاس مجدد

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.